• 0 Items - $0.00
    • کتابی در سبد خرید شما نیست.

محاکمه

$14.00

عیساخان صبح روزی که آن لحظه به یاد نمی‌آورد کدامین روز و از کدامین ماه سال بود – البته به او بایست حق داد که نداند، زیرا ماه‌ها و حتی گاه سال میلادی نیز در ذهنش مخلوط شده بودند و غریبه می‌نمودند – وقتی از خواب بیدار شد، حضور افسرنظامی دانمارکی‌ای را بالای سرش متوجه شد. اگر ظاهر دانمارکی افسر نمی‌بود، چه‌بسا که او در آن پریشانی ذهن حتی مکان بیدارشدنش را نیز درنمی‌یافت که در اردوگاه پناهندگان سندهولم به سر می‌برد. داشت خواب روستایش در افغانستان را می‌دید و اکنون با دیدن افسر، گویی از آسمان به زمین افتاده باشد، زمان و مکان در مخیله‌اش در هم آمیخته شدند همراه با واقعیت و وهم، چنان که اکنون هم‌روستائیانش را پشت پنجره‌ی اتاقش که رو به حویلی پائیزی اردوگاه باز بود، قدونیم‌قد ایستاده می‌دید. مگر این افسرنظامی برایش یادآور واقعیت عظیم و خشن و ناگواری بود، چنان صعب و ابهت‌وار که گویی سقفی را بر سرش فروریخته باشند.

فروپاشی شاهنشاهی ساسانی

$35.00

در مہرماه سال اول هجری که پیامبر مکرم اسلام از مکه ب مدینه هجرت کرد و خشتِ بناى حاکمیتِ دینِ نوپدیدِ اسلام را برهنمودهائی کم الله تعالئ بر دست جبرئيل از فرازِ آسمانِ هفتم برایش می‌فرستاد بنا نہاد، ایران قدرتمندترین و ثروتمندترین و پیشرفته‌ترین کشور در کلِ جهان متمدن بود. سرزمینہائی کم ایران‌زمین نامیده می‌شد و اقوام ایرانی با گویش‌های گوناگونشان در درون مرزهای اين سرزمينِ پهناور جاگِير بودند. از شرقٍ تاجیکستان کنونی در همسایگی غربی چین، و از کرانۀ غربی سیردریا در شرق ازبكستان کنونی در همسایگی غربی ترکستان، و از جنوب دریای خوارزم (اکنون دریاچۀ آرال) در شمال ازبکستان کنونی در همسایگی جنوبی ترکستان، و از اواسط سرزمین پاکستانِ كنونى در همسایگی غربى هندوستان و جاهائى كه كويته و خضدار است شروع مى شد، ازباختریم و هَریوه و زاوُلستان و سيستان كه اكنون شامل بيشينة كشور افغانستان است می‌گذشت، پارت و هیرکانیه که اکنون نیمۀ جنوبی ترکمنستان است را در بر می‌گرفت و بسوی غرب بپیش می‌رفت تا به سرزمين‌هاى جنوب قفقاز مى‌رسيد كه اكنون كشورِ ترک‌نشین‌شدۀ آذربایجان است، و از آنجا به سرزمین‌های شرق و جنوب دریاچۀ وان می‌رسید که اکنون در شرق ترکیه است. دیگر زمین‌ہای ایرانی‌نشین که در درون قلمرو شاهنشاهی بود نیز شامل ایرانِ کنونی و همۀ کردستان می‌شد (کردستان اكنون بيشينه‌اش
در کشورهای عراق و ترکیه، و بخشی از آن در شرق سوريه است). مردمٍ اين سرزمين‌ها قوم بزرگ ایرانی را تشکیل می‌دادند و ایرانی‌زبان بودند و به گویش‌ہای گوناگونِ زبان ایرانی سخن می‌گفتند. زبان واحدٍ مشتركی که زبانِ دَرى ناميده مى‌شد و شامل مفردات مشتركِ همۀ گویش‌های زبان ایرانی بود زبان همگانى و مشتركشان را تشكيل می‌داد.

افغانستان و پاکستان؛ جنگ، بنیادگرایی و نوسازی

$25.00

کشورهای افغانستان و پاکستان باید بپذیرند که تنها راه‌حل برای چالش‌های موجود در روابط خارجی دوکشور، از راه گفتمان‌های مسالمت‌آمیزِ دوجانبه، سیاست‌ خارجی توسعه‌محور به‌جای سیاست‌ خارجی امنیت‌محور و فهم عقلانی از خواسته‌ها و مطالبات هردو طرف، میسر است.
کتابی که در دست دارید، بخش‌های تاریکی از روابط افغانستان و پاکستان را روشن کرده است. روی‌دادهای مهمی که پس از تهاجم روس‌ها به افغانستان تا زمان حمله‌ی آمریکا به این کشور، رخ داده‌اند، توسط یکی از مقام‌های مهم دولت پاکستان در این کتاب روایت شده است.
این‌که مسأله‌های افغانستان در این محدوده‌ی زمانی، در دیدگاه نظامیان و سیاست‌مداران پاکستانی چه تصویری داشته‌اند؟ کارشیوه‌های مطلوب برای پاسخ به این مسأله‌‌ها از دید پاکستان چیست/چه‌گونه باید می‌بود؟ پاکستان چه می‌خواست/می‌خواهد؟ سلسله‌پرسش‌هایی است که در این کتاب پاسخ داده شده‌اند.
به‌باور من، فهم و درک سیاست‌گران افغانستان از مسأله در اغلب دوره‌های تاریخی، تک‌ذهنی، یک‌جانبه و قوم‌پایه بوده است. این درک از مسأله، علیل است و قطعاً راه‌گشا نیست. سیاست‌گذاران افغانستان باید توانایی فهمِ مقاصد دولت‌های دیگر را داشته باشند. این در سیاست خارجی، امر پایه و حیاتی‌ست. اگر میان امر واقع و تصورات ما، فاصله بسیار باشد، نتیجه‌ی آن در سیاست خارجی مصیبت‌بار و جبران‌ناپذیر خواهد بود. این کتاب را با همین‌ انگیزه ترجمه کردم. انتظار دارم در تحلیل مسأله‌های تاریخی و سیاسی، خصوصاً در قبال کشور پاکستان، از سوی پژوهش‌گران و کارگزاران سیاست خارجی کشور، کاربردِ موثر داشته باشد.

قصه‌ی باغ ما

$10.00

از پشت پنجره‌ی منزل دوم خانه به منظره‌ی باغ می‌دیدم و آن را رسامی می‌کردم. آفتاب می‌تابید اما سبزه‌های نورس و جوانه‌برگ‌های درختان، پس از باران دیشب، هنوز تر بودند. روزهای پایانی سال بود و یک دو هفته‌ای به نوروز مانده بود. دیدم که موتر کوچکی در برابر دروازه‌ی باغ‌مان توقف کرد و پدرم از آن پیاده شد. چند نهال را از موتر پایین آورد. با شتاب به کمک‌اش رفتم و با هم نهال‌ها را به داخل باغ آوردیم. ریشه‌ی نهال‌ها را با گل و خاک آغشته و در داخل کیسه‌ی پلاستیک قرار داده بودند. سگ سفید من دوید و پلاستیک‌ها را دانه‌دانه بو کشید. حیف که هیچ وقت برایش نام دیگری انتخاب نکردم. او مثل همیشه دُم می‌جنباند و آماده‌ی خدمت بود. با پدرم کمک کردم و نهال‌ها را در جاهای مختلف باغ کاشتیم. پدرم گفت:
امیدجان، اِی نهال شفتالو ره خودت بشان.
براستی؟ چرا نی.

بازارچه‌ تاشقرغان

$10.00

نویسنده‌ی این کتاب، خانم لی گلپک، سال‌ها پیش به شمال افغانستان سفر کرد و این داستان را برای کودکان نوشت. سفر او با عبدل و شیرین به بازارچه‌ی تاشقرغان، همراه با تصاویر زیبا و رنگارنگ همراه است. با خواندنِ داستان بازارچه‌ی تاشقرغان با کسب‌وکار و زندگی مردم این محل در حدود بیشتر از 50 سال پیش، آشنا می‌شوید. همراه با عبدل و شیرین به رسته‌های آهنگری، کوزه‌فروشی، شیشه‌گری، پتره‌گری، نخ‌ریسی، بزازی و طناب‌بافی،… سفر کنید و ببینید که در آن سال‌های دور مردم برای نوشتنِ یک نامه‌ی ساده ناچار نزد میرزای دهکده می‌رفتند. با خواندن این کتاب، با نام‌ و شکلِ چیزهای آشنا می‌شوید که قبلاً با آن مواجه نشده‌اید و اگر راستش را بخواهید، بیشترِ این چیزها یا به کُلی نابود شده‌اند ویا شکل‌شان تغییر کرده است.

آهو، به خانه برگرد!

$10.00

آسمان صاف و زیبا بود. هوای ملایم بهار هنوز بوی نوروز و عطر نرمِ سبزه‌های نَورسیده را در خود داشت. در گوشه‌ای از این منظره‌ی بهاری، چند تا چوچه‌‌آهوی وحشی هم دیده می‌شدند. آهوها مست و شاد در دامنه و اطرافِ قله‌ی کوه می‌چریدند. شماری هم روی پره‌های نسبتاً هموار سنگ‌های کوه خوابیده بودند و نشخوار می‌کردند. آهوبچه‌هایی‌که از کوه پایین‌ آمده بودند، با شیطنت و چالاکی،‌ با پاهای نازک خود روی سبزه‌ها چنان خیزهای بلند برمی‌داشتند که گویا بدن‌های‌شان از جنس باد باشد.
ناگهان آهوهای بالغ گوش تیز کردند و هراسان هر سو را پاییدند. هوا را بو کشیدند و گردن‌های خود را راست‌ کردند تا دقت‌شان بیشتر شود. دو سه نفر تفنگ به‌دست از پشتِ گردنه با صدای بلند فریاد کشیدند:
آهااااااای هاهاهاهاااااای.

زن نامه (نقد گفتمان پدرسالار)

قیمت اصلی $11.00 بود.قیمت فعلی $10.00 است.

«زن موفق زنی است‌که از نظر توانایی‌های شخصیتی (یادگیری دانش و مهارت‌های معاصر) و اقتصادی مستقل شود. هیچ مردی، زنی را خوش‌بخت نمی‌تواند. چشم به راه مردی نباشید که سوار بر اسپ سپیدی بیاید و شما را پشت سر خود سوار کند و ببرد تا خوش‌بخت‌تان کند. آن مرد برای خوش‌بختی شما نیامده است، برای این تصور آمده که با بردن شما احساس خوش‌بختی کند. ممکن او با تصوری‌که از رابطه به‌عنوان تملک و تصاحب دارد، از تصاحب شما احساس خوش‌بختی کند. اما هر انسانی‌که برای هر هدفی به شما نان می‌دهد، آن نان فقط شکم شما را سیر می‌کند؛ آزادی و اصالت وجودی و شخصیتی شما را از شما می‌گیرد. شما برای او برده می‌شوید. ممکن یک برده‌ی جنسی محترم و دوست‌دار باشید. بنابراین نخست در پی توانایی‌های شخصیتی و استقلال اقتصادی خود باشید، بعد با مردی زندگی و هم‌سری را آغاز کنید. در این صورت، شما انسانی استید که آزادی وجود، آزادی عمل، آزادی انتخاب، آزادی خرید و آزادی بخشش دارید.»

شیهه‌ی رخش

$15.00

در میان باغی بزرگ، خانه‌‌ی قدیمی و باابهتی قرار دارد. خانه از گِل خام ساخته شده، اما از ظرافت باقی‌‌مانده در آن، پیداست که روزگاری بازار و رونقی داشته است. در گوشه‌ای از بزرگ‌ترین اتاق خانه، پیرمردی بر روی صفحه‌ای از شن و ریگ خم شده و به دقت به آن خیره شده است. او گوشه‌ی دستار پهلَوی خودش را از جلو به عقب می‌برد و با چوبی که در دست دارد، روی صفحه‌ی شنی، خط ممتدی را از گوشه‌ی راست بالایی به طرف چپ آن رسم می‌کند. آثار بی‌خوابی و خستگی در چهره‌ی استخوانی و بزرگش به چشم می‌خورد. دخترش شهرناز با کاسه‌ای آب به کف وارد اتاق می‌شود.

افغانستان – «سویس آسیا»؛ سفرنامۀ میرزا علی‌اصغرخان حکمت

$10.00

از فرصت‌های گرانبهایی که نگارنده را در میهن گرامی – در روزگار آزادی و آبادی – به دست آمد، آشنایی با ایرانیان عزیزی بود که دوست افغانان بودند، یا شدند، و تا فرجام به همان محبت باقی ماندند. البته در سالهایی که در خدمت فرهنگ و مطبوعات افغانستان بودیم – به خصوص از ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۶ش- بسیاری از فرهیختگان ادب و فرهنگ ایران برای شرکت در کنفرانسها یا تفریح و سیاحت و بازدید از آثار با ارزش تاریخی و مناظر زیبای طبیعی به افغانستان عزیز آمدند و نگارنده نیز دیدار چند تن از آنها را دریافت.
تا جایی که به یاد دارم، نخستین شخصیتهای ایرانی که در دوران خدمت در میهنم دیدم، دکتر منوچهر اقبال و آقای مجید یکتایی بودند که به سال ۱۳۴۹ش به بلخ آمدند. آثار مجید یکتایی را در مطبوعات خوانده بودم، و تصاویر و اخبار مربوط به دکتر اقبال نیز، چه در روزگار نخست وزیری و چه در آن ایّام که ظاهراً رئیس شرکت نفت بود، چاپ می‌شد. دیدار یکتایی، نویسنده و مترجم ایرانی، که فرهنگ فرانسه – فارسی را نیز تألیف کرده بود، برای نگارنده که در اوایل جوانی و نخستین سالهای خدمت مطبوعاتی بودم جالب بود.

تماشا با چشم بسته

$11.00

دشوار است همه چشم‌دید‌هایم را نکته‌‌نکته یاد‌آور شوم، ذهن آن‌قدر هم یار قلم نیست اما قصه قصه‌ی ماتم تلخی‌ست در مرگ انسانیت. فریادی که از گلوی حقیقت بیرون می‌جهد و دریایی که هیچ سدی نمی‌تواندش آرام. شاید این روایت در مواردی با قواعد رسمی داستان‌نگاری سازگار نباشد اما چه می‌توان کرد؟ نمی‌شد برای آراستن ظاهر، جان حقیقت را فدای ساختار کرد. نمی‌خواهم کلمات زیر سایه‌‌ی احساساتی‌برخورد‌کردن‌ها سرد شوند و واقعیت چادر افسانه بر سر کشد. خوب است برویم به روایتی از هزارسال رنج در دو ماه کنج زندان.

گویش هزارگی در پارسی افغانستان

$14.00

آنچه در این مجموعه می‌بینید، کوششی است برای به‌سامان‌‌آوردن یادداشت‌های فراوانی در زمینه‌ی گویش هزاره‌گی که طی اقامتم در افغانستان در سال‌های ۱۹۵۸ – ۱۹۵۲ م گرد آورده بودم.
بخش زیادی از مواد را مدیون «دنش هنینگ – هموسلند – کریستن ‌سن» هیأت اعزامی به افغانستان در سال ۱۹۵۴ م هستم؛ به‌ویژه مدیون کلاوس فردینانند (عضو هیأت) که مجموعه‌ی واژگان گردآوری‌شده‌ی او، در مجموعه‌ی من توسط پروفیسور کار یگرونبیچ جابه‌جا شد. مواد دیگر، مخصوصاً مواد در مورد بهسود را خودم جمع‌آوری کردم. این مواد را از کارمندان هزاره و نجرابی – در محل وظیفه‌ی خودم – به دست آوردم.
به استثنای یک معلومات که نجرابی بود، تمام مواد به زبان فارسی ضبط شده بودند. یک مورد به دو زبان فارسی و پشتو ضبط شده بود.
به کاری که من کرده‌ام، می‌توان «مطالعه‌ی مقدماتی» گفت، تا وقتی که در آزمایش‌های مفصل که باید بر روی عناصر ایرانی پیش از مغول، صورت بگیرد؛ عناصری که هنوز هم به مقدار فراوان در این گویش پیدا می‌شود. «لیگتی» قرار خویش برای تحلیل مجموعه‌ی واژگان هزاره‌گی را انجام داد و در مجموعه‌ای که به نام «Acta Orientalia Hangurical, 1954» منتشر شد، به چاپ رسانید. ولی تا وقتی که عناصر مغولی (در گویش هزاره‌گی) – کم یا زیاد – به آسانی قابل شناسایی هستند، آواشناسی مقایسوی این عناصر با عناصر مشابه آنان در زبان مغولی، مایه‌ی دلچسبی است. این [ممیزات] در عناصر ایرانی پیش‌مغولی نیز وجود دارد. به نظر من اهمیت واقعی موقعیت گویش هزاره‌گی همین است.

جلد اول جلد دوم مجموعه‌ی کامل
انتخاب گزینه‌ها این محصول دارای انواع مختلفی می باشد. گزینه ها ممکن است در صفحه محصول انتخاب شوند

پیامدهای بازگشت طالبان

$36.00

سی سال است که افغانستان با تهدیدات بالفعل گروهی به نام طالبان مواجه بوده و علی‌رغم افت‌وخیز‌های سنگین و شدید، این گروه سه سال است که بار دیگر بر سرنوشت مردم افغانستان حاکم شده است. طالبان طی سه دهه‌ی گذشته، چهار مرحله را سپری کرده‌اند:
۱) ظهور این گروه تا تصرف کابل و ساقط‌کردن حکومت برهان‌الدین ربانی در سال 1996 میلادی؛
۲) آغاز حاکمیت این گروه بر 80 الی 90 درصد از خاک افغانستان در مدت پنج سال تا 2001 میلادی؛
۳) سقوط حاکمیت طالبان و فرار دسته‌جمعی اعضای این گروه به پاکستان و ایران و آغاز جنگ شانزده‌ساله با دولت جمهوری اسلامی افغانستان و نیروهای ائتلاف بین‌المللی مستقر در افغانستان تا اگست 2021؛
۴) بازگشت دوباره‌‌ی طالبان به قدرت سیاسی و احیای امارت اسلامی دلخواه‌شان.
محتوای این کتاب بر بازخوانی مراحل چهارگانه‌ی ظهور طالبان تا امروز و به طور مشخص حاکم‌شدن دوباره‌ی این گروه در فردای سقوط نظام جمهوری افغانستان در ۱۵ اگست 2021 میلادی و پیامد‌های منفی تداوم حاکمیت طالبان و تهدیدات منطقه‌ای ناشی از حضور مجدد و رشد گروه‌های تروریستی خارجی زیر چتر حمایتی امارت اسلامی متمرکز است.
ذکر این نکته لازم است که سقوط جمهوری اسلامی افغانستان در ۱۵ اگست 2021 میلادی و بازگشت مجدد طالبان، فاجعه‌ی جبران‌ناپذیری را برای مردم افغانستان رقم زده است و فاز جدیدی از تهدیدات تروریستی و هراس‌افکنی در افغانستان و کشور‌های منطقه گشوده شده است. در این چهار مرحله، طالبان بهانه‌های مختلفی برای توجیه اعمال‌شان تحت نام جهاد داشته‌اند؛ در مرحله‌ی اول آن‌ها مدعی شدند که علیه شر و فساد (دولت اسلامی) قیام کرده‌اند. در مرحله‌ی دوم ادعا کردند که افغانستان را از خانه‌جنگی و ملوک‌الطوایفی نجات داده‌اند. در مرحله‌ی سوم که هم‌زمان با استقرار نظام جمهوری و حضور نیروهای خارجی در افغانستان بود، بهانه‌ی طالبان مبارزه و جهاد آن‌ها به‌مثابه‌ی فرض عینی علیه اشغال و نظام جمهوری بود که طالبان آن را «اداره‌ی کابل» می‌خواندند. در مرحله‌ی چهارم که در پیامد توافق‌نامه‌ی دوحه میان طالبان و امریکا صورت گرفت، طالبان جنگ‌شان را علیه نیروهای امریکایی متوقف، اما همچنان علیه نیروهای دفاعی و امنیتی نظام جمهوری تحت نام «جنگ علیه باغیان» ادامه دادند و با بازگشت این گروه به قدرت سیاسی و احیای امارت اسلامی، کماکان این گروه در اشکال مختلف با مردم افغانستان در جنگ هستند. این در حالی است که در چهار مرحله‌ی ذکرشده، جز طالبان و ملاهای پاکستانی، بسیاری از علمای برجسته و چهره‌های مشهور دینی در کشورهای اسلامی، مشروعیت اعمال و اقدامات طالبان را تأیید نکردند.

انتخاب گزینه‌ها این محصول دارای انواع مختلفی می باشد. گزینه ها ممکن است در صفحه محصول انتخاب شوند

شاپرک های سفید

$6.00

اواسط شـب هــم ســاکــت و خـالـی بـود. انگار ساختمان‌های بلند تیره در خلأ خود ‌خوابیده بودند. اما موتیوک بیدار بود. در اتاق کوچک و تاریک خود روی تختی نشسته و به قوطی زل زده‌بود. موهای مشکی و ژولیده، سروصورتش را پوشانده بود و بدن استخوانی‌اش میان پتوی کلفتی محصور شده بود. قوطی را باز کرد و یک قرص را از داخلش خارج کرد. نوشتهٔ رویش را خواند «شادی… هاه؟» سپس قرص را خورد. انگیزه‌اش مشخص نبود. فقط می‌خواست این ابهام را که مثل مِهی غلیظ ذهنش را پوشانده بود، از بین ببرد تا احساسات پشت آن پدیدار شوند. چه شکلی بودند؟ چه رنگی بودند؟ خوب بودند یا بد؟زشت بودند یا زیبا؟ خاطراتش غمگین یا شاد بودند؟ فقط همین را می‌خواست بفهمد.

آن شب را مثل همیشه آرام و بی‌سروصدا، بدون هیچ رؤیایی خوابید. فقط انگار چند شاپرک سفید و بی‌رنگ در ظرف شیشه‌ای داخل سرش در حال تکاپو بودند. می‌خواستند شیشه را بشکنند و فرار کنند.

ابر موفرفری

$12.00

در افسانه‌ها سال‌ها سیر کردم
خدایان همه بنده‌های تو بودند
بتان را تراشیده‌ای تو، ولیکن
بتان هم تراشنده‌های تو بودند

به سجده خماندی سحر ساحران را
به بیرون که خواندی دمی راهبان را
کلیسا‌نشینان که از کشته‌‌هایت…
کشیشان که شرمنده‌های تو بودند

به پایین کشیدی شبی آسمان را
به روی زمین فرش کردی و بعداً
ستاره، ستاره، به هنگام رقص‌ات
همه جزء بیننده‌های تو بودند

پری‌های پروانه‌بردوش دریا
هزاران گل شاد آغوش صحرا
زنان اثیریی همواره زیبا
همه زاده‌ از دنده‌های تو بودند

به هرسو به دنبال گنجی دویدند
پس از رنج‌ها هم، به رنجی رسیدند
زمین را که کندند مردان غمگین
طلاها فقط خنده‌های تو بودند

یلان زمین‌گیر برگشته از جنگ
هزاران چریک پر از رنگ و نیرنگ
سواران هندویی افتاده در گنگ
یکایک سرافکنده‌های تو بودند

گذشته گذشته، تو را جَسته جُستند
ولی از محالات بودی به هرحال
جوانان بشکوه، بر اسپ رؤیا
شریکان آینده‌های تو بودند

تو را چوب کبریت انگشت‌هایم
تو را شعله‌های رشید صدایم
تو را خط به خط دوست دارند رگ‌هام
که عمری نویسنده‌های تو بودند

دوستیِ روباه و لک‌لک

$8.00

آورده‌اند که روباهی در نزدیکی دلدل‌زاری لانه داشت و در همان حدود، از شکار پرندگان و خزندگان امرار معاش می‌کرد. از قضا آن دلدل‌زار چراگاه لک‌لکی بود سالخورده و سخت هوشیار. روباه هر باری که این‌بر و آن‌بر گشت‌وگذار می‌کرد، لک‌لک را می‌دید که سر در مرداب فروبرده و از جیفه‌ی آبزی‌ها تغذیه می‌کند. لک‌لک زیرچشمی روباه را نگاه می‌کرد و از جانب او بیمی به دل راه نمی‌داد.
مدتی بدین منوال گذشت‌ تا مؤالفتی میان آن‌ها به وجود آمد. روزی روباه لک‌لک را به مهمانی در خانه‌ی خویش دعوت کرد؛ لک‌لک به پاس آیین دوستی به آن لبیک گفت. روباه، ضیافت آبگینی از نوع «گردآو» تهیه دیده، آن را در تشت فراخ و همواری‌ آورده، با کمال اخلاص پیش‌رویِ مهمان نهاد و خود روی دو پا در جانب مقابل نشست و از روی ادب، مهمان را به خوردن طعام فراخواند.

تابوت های رویین

$25.00

«تابوت های رویین» مجموعه‌ای از مصاحبه های سوتلانا الکسیویچ با سربازان، افسران و کارمندانی است که سرنوشت، مسیر آنها را از افغانستان گذرانده؛ مادران و همسرانی که عزیزی را در افغانستان از دست داده اند. درین مصاحبهٔ هنرمندانه، نویسنده غایب است. فقط گاه و بیگاه، برای این که خواننده را بیش‌تر وارد فضایی کند که گفتگو جریان دارد، شرح مختصری از نشست و برخاست طرف مصاحبه می نویسد ولی زود خواننده را رو در رو با قهرمان هایش تنها می گذارد. به همین سادگی، شاهکاری می آفریند که از یک سو روزنامه نگاری را تا سطح ادبیات بالا می برد و از سوی دیگر چنان که خود می گوید، «تاریخ را تا سطح یک آدم معمولی پایین می آورد» تا رنجنامه یک نسل از انسان هایی را بیافریند که گذشته و آیندهٔ شان قربانی شده است.
دنیای تک قطبی امروز هیچ عرصه یی را بی تاثیر نگذاشته است و همین امر، سبب شد تا با اعلان برنده شدن سوتلانا الکسیویچ در پذیرفتن این که او واقعاً سزاوار چنین جایزه‌ای است، شتاب نکنم. تصورم این بود که جایزهٔ نوبل امسال- گذاشتن ذره‌بین روی آن بخش از واقعیت های دنیای ماست که امریکای خوب و روسیهٔ بد را بیش‌تر بزرگنمایی می کند و بنابرین، با وجود آن‌همه نویسنده ممتاز، صاحب سبک و سخن در ادبیات عظیم امروز روسیه، سوتلانا الکسیویچ، سزاوارترین نویسنده برای این جایزه نیست. مگر نه این که تولستوی، چخوف، ماکسیم گورکی، الکساندر بلوک و… را مستحق این جایزه نشناختند و کم نیست شمار کسانی که به عنوان چخوف دوم و تولستوی دوم با این جایزه مورد تحسین قرار گرفتند؟ اما با خواندن «تابوت های رویین» و دیگر کار های این نویسنده متوجه شدم، بخشی از پیش فرض‌هایم از دنیای یک قطبی درست نبود، حد اقل در همین مورد که سوتلانا الکسیویچ، سزاوار این جایزه نیست.

جمعیتی از فلتر سیگار

$10.00

چه استی اين‌همه تو دره کوه دريا چه؟
که هی مقدمه چيدی نگفتی اما چه؟

سر از تو هيچ نشد در بياورم شايد
سر جهنميان را به کار دنيا چه؟

در اهتزاز خم و پيچ گيسويت ديدم
که سلب می‌شود آرامش جهان با چه؟

خزان رسيد و شدم برگ فرش راهت اگر
نيايی و نگذاری به روی من پا چه؟

تو خوش‌نمای‌ترين تابلوی شهر استي
که خنده کرده روانی و ما تماشاچی

دليل اصلی آوارگيم خنده‌ی توست
اگرچه ميهنم از دست رفته من را چه؟!

اگرچه هويتم اين‌همه پر از زخم است
اگرچه سوخته راهی‌ستم به دنيا چه؟

به من بگو که چرا اين‌همه سرت جنگ است؟
چه استی اين‌همه تو دره کوه دريا چه؟

بررسی اوضاع سیاسی افغانستان

$13.00

عدم آگاهی نسل‌های موجود به اوضاع سیاسی افغانستان در قرن بیستم میلادی و قبل بر آن از تجارب اشغال متجاوزان خارجی، کشمکش‌های خونین و تقابل نظامی برای کسب و حفظ اقتدار سیاسی مستلزم تحلیل‌های گسترده از مهمترین مباحث زنده‌گی و گوشۀ از تاریخ مبارزات آگاهانه مردم این خطه می‌باشد. بررسی‌های علمی و تحقیقی در بارۀ شناسایی زمینه‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، ردیابی و پی‌جویی اوضاع سیاسی این مقطع بدون توجه به پیشینۀ سیاسی – تاریخی ممکن و مقدور نمی‌باشد.
مؤرخان چند برهۀ از تاریخ معاصر را به دلایلی که بستر رشد و شکوفایی بوده مستثنی می‌دارند: پادشاهی امیر شیر علی خان، زمامداری امیر حبیب الله خان و دهۀ دموکراسی.

نفس گرم غزل

$10.00

آغاز کردم‌‌ راه را با اشک‌ پیمودم
از صبح تا بیگاه را با اشک پیمودم
می‌خواستم جایی بیابم در کنار تان
از خانه‌ام تا ماه را با اشک پیمودم
می‌شد کنار دوستان خندید من اما
این فرصت کوتاه را با اشک پیمودم
بین من و یوسف تفاوت نی‌ست! چون من هم
آزردگیِ چاه را با اشک پیمودم
گفتند در دور و بر دفتر شدی پیدا
سرتاسر بنگاه را با اشک پیمودم
از گریه افتاده، شبیه مرده‌ها گشته
شب تا سحر که آه را با اشک پیمودم

لانه در دودکش

$10.00

گندم زردشده در دم داسم چه کنم
اگر از سایۀ مرگم نهراسم، چه کنم؟
دلخوشی‌های سفرکردۀ من برگردید
روزگاری است که ویران از اساسم چه کنم
کاش سنگینی غم‌های مرا می‌دیدید
شانه‌ام خسته و من دست خلاصم، چه کنم؟
ای که یک‌مرتبه از ریشه مرا کنده‌ای آه
چهره‌ات را بشناسم، نشناسم؟ چه کنم؟
تو که جمع است دلت از همه‌چیز اما من
با پراکندگی هوش و حواسم چه کنم؟
من که تنها نفسم می‌رود و می‌آید
سال‌ها شد جسدی بین لباسم، چه کنم…

1 … 3 4 5 … 8