پایان بی نهایت
$13.00نشست و زُل زد و برخاست و دراز کشید
خدا چقدر عزیزم ترا به ناز کشید
ظرافت تنت آسان نمیشد آرایش
کشید و خط زد و پنسل گرفت و باز کشید
چقدر داد تکان دستِ خالقت را سیم
شبیکه برق دوتا دیده را سهفاز کشید
برای آنکه شوی جفت مرد زیبایی
ترا مطابق فرمایش ایاز کشید
به دانهدانهی گندم وزید، رنگت را
پس از گرفتن چندین رقم جواز کشید
به رفع خستگیِ حمد و سجده و محراب
ترا برای پرستش پس از نماز کشید
درست گفت، ندانم کدام شاعر گفت:
خدا کشیدت و از کار دست بازکشید
هزار نمره گرفت از رقابت آزاد
ترا کسیکه به قصد صد امتیاز کشید
9 دیدگاه برای ابر موفرفری
علی –
یک کتاب عالی هستش
Abdulhasib Noori –
در جهان فعلی این سبک جدید وتازه برای خواننده گان احساس ولذت می دهد.
محمد رضا اکرمی –
این شعر انتخاب خوبی است به عنوان پرچم کتاب.
قالب از قدیم دارد و واژه از حال.
محرم علی عالمیان –
احستنم خیلی عالی و با مفهوم بود دورد بر شما.
زکریا فصیحی –
این موفقیت عالی را به احسان عزیز تبریک عرض می کنم. جور باشی رفیق. این شعرت هم عالی است، فقط در میان ردیف، «سراینده ها…» خالی است. (با چشمک).
امیدوارم چشمه ذوقت بجوشد و بجوشد و باز هم بجوشد.
هادی دلاور –
این اشعار واقعا انسان را در تلاطم از اشعار پر شور و پر هیجان فرو می برد.
سید مجتبی سیدی –
بسیار عالی ، بینظیر و در خور ستایش
khalil –
بسیار زیباست
دوست داشتم در ایران سفارش خرید می دادم
حکمت –
بسیار مبارک است عزیز من ????