• 0 Items - $0.00
    • کتابی در سبد خرید شما نیست.

Flight over the Horizon of Philosophy and Wisdom

$10.00

The play you hold in your hands is a journey into the heart of history—a journey to a golden age of thought, science, and philosophy. This work presents an imaginary dialogue, firmly grounded in scientific and historical realities, between two of the greatest minds of their time: Abu Ali Sina (Avicenna) and Abu Reyhan Biruni, each occupying an unparalleled position in the realms of knowledge and philosophy.
This play has been written on the basis of authoritative scholarly sources. The author has sought to artistically re-create the questions and answers recorded in the works and treatises of these two thinkers, remaining faithful to the truth-seeking spirit that animates their intellectual exchanges, while exercising creative freedom in developing details and incorporating dramatic elements.
Above all, this work is a mission to keep alive the scientific and intellectual legacy of these two philosophers and to demonstrate the value of dialogue, reflection, and inquiry as the very foundations of progress and enlightenment.
From the perception of objects in water to the critique of Aristotelian thought; from the mysteries of the stars to the role of nature in human life, the themes explored in this play are inspired by the writings of these two scholars. The work not only recalls history and philosophy for its audience, also seeks to draw the attention of contemporary generations to the enduring importance of dialogue, critical thinking, and questioning in the pursuit of truth.
The purpose of writing this play has been twofold: on the one hand, to present these dialogues in a manner that is both scientifically grounded and aesthetically engaging; on the other, to introduce these great philosophers to today’s audiences and inspire them to reflect more deeply on science, knowledge, and the search for truth.
Through this dramatic work, the author emphasizes the significance of science and art as two forces capable of bringing humanity closer together. No literary form seemed more fitting than drama to convey, in a vivid and compelling way, the complexity, beauty, and scientific curiosity of these two remarkable philosophers and scholars.

پرواز در افق فلسفه و حکمت

$12.00

نمایش‌نامه‌ای که در دست دارید، سفری در دل تاریخ است؛ سفری به دوران طلایی اندیشه، علم و فلسفه. این اثر، گفت‌وگویی تخیلی اما مبتنی بر حقایق علمی و تاریخی است میان دو فیلسوف و دو نابغه‌ی بزرگ، ابوعلی سینا و ابوریحان البیرونی، که هر یک در عرصه‌ی دانش و فلسفه جای‌گاهی بی‌همتا دارند.
این نمایش‌نامه بر اساس منابع معتبر علمی نگاشته شده و نویسنده تلاش نموده تا پرسش‌ها و پاسخ‌هایی را که در آثار و رسالات این دو شخصیت به ثبت رسیده، در قالبی هنری بازآفرینی کند و با وفاداری به روح حقیقت‌جوی پرسش‌ها و پاسخ‌ها، در پردازش جزئیات و افزودن عناصر نمایشی، خلاقانه عمل نماید.
این اثر بیش از هر چیز، رسالتی است برای زنده نگه‌داشتن میراث علمی و فکری این دو فیلسوف و نشان دادن ارزش دیالوگ، تفکر و پژوهش به‌عنوان سنگ‌بنای پیش‌رفت و روشنایی.
از چگونگی دیدن اجسام در آب، تا نقد دیدگاه‌های ارسطو، از رازهای ستارگان تا نقش طبیعت در زندگی بشر، همه موضوعاتی هستند که در این نمایش‌نامه با الهام از آثار این دو متفکر به آن‌ها پرداخته شده است. این اثر نه‌تنها تاریخ و فلسفه را به مخاطب یادآوری می‌کند، بلکه تلاشی است برای جلب توجه نسل‌های امروز به ارزش گفت‌وگو، تفکر انتقادی و پرسش‌گری در مسیر کشف حقیقت.
هدف از نوشتن این نمایش‌نامه این بوده که از یک‌سو این گفت‌وگوها نه‌تنها به شکلی علمی، بلکه به زبانی زیبا و نمایشی برای مخاطبان ارائه گردد؛ از سوی دیگر معرفی این دو فیلسوف بزرگ به نسل‌های امروز، برای الهام‌بخشیدن به مخاطبان برای تعمق در علم و دانش و جست‌وجوی حقیقت است.
از طریق این اثر نمایشی، تلاش شده تا اهمیت علم و هنر به‌عنوان دو نیرویی که قادرند انسان‌ها را به یک‌دیگر نزدیک کنند، برجسته شود. نویسنده هیچ قالب نگارشی بهتر از نمایش‌نامه نیافته است تا بتواند پیچیدگی‌ها، زیبایی‌ها و کنج‌کاوی علمی این دو دانش‌مند و فیلسوف را به شیوه‌ی زنده و تأثیرگذار به تصویر بکشد.

Ashes and Hope: From Kabul to Chicago

$19.00

He glanced at the walls—A framed picture of Rumi, with those deep, profound eyes, and
beside it, an image of Qahhar Asi—a broken yet resilient face.
He stepped closer, laid his hand gently on Rumi’s picture, and spoke softly, his voice thick
with sorrow:
“My Rumi… you said:
‘Go, go… for love does not stay trapped in a cage.’
But where should I go, when the earth itself has turned its arms away from me?
And you, Qahhar… O poet of pain and fire… This time, where shall we go?
Why did you write this poem:
‘Go well, go…
May the dawns of glad tidings be your companion…
Go, but don’t leave behind the memory of eyes…
That, tired and worn, framed you
Within a broken window of hope…’”
Tears welled up in his eyes, and a lump choked his throat. He took a step back and stared
at the whole office, as if imprinting it in his memory for the last time.

خاکستر و امید: از کابل تا شیکاگو

$14.00

نوشتن این رمان برای من نه یک انتخاب بود و نه صرف یک تجربه‌ی ادبی؛ بلکه ضرورتی هم‌سنگِ نفس کشیدن – ضرورتی برآمده از زخمی کهنه، از خاطره‌ای مانده در لایه‌های خاکستریِ حافظه، و از مسئوولیتی که باید سنگینی‌اش از شانه‌ها به واژه‌ها منتقل می‌شد. سال‌ها زیستن در زیر سایه‌ی سنگین جنگ و سانسور، سپس تبعید و مهاجرت به سرزمین‏هایی‌که هرچند امنیت جسمی داشت، اما زبانش بیگانه بود و روح‏مان را در هزارتوی خاموشی می‌گمارد؛ مرا دوباره به آغوش کلمه‌ها بازگرداند. این‌بار نه فقط برای گفتن، بلکه برای زنده نگه‌داشتن آنچه در تیررس فراموشی و تبعید و در آستانه‌ی خاموشی ایستاده بود: انسان، خاطره و فرهنگ.
این رمان روایت زندگی خود نویسنده، با نام مستعار«صادق» است – استادی که روزی به‌جای تسلیم شدن، شعله را بر کتاب‌هایش ترجیح داد؛ کتاب‏خانه‌اش را نه از روی نفرت، بلکه از روی عشق به آتش کشید تا آزادی در حصار نماند و دانایی در غل ‌و غش استبداد دفن نشود. اکنون در شیکاگو، در دل سرمایی منظم و بی‌صدا، در کنار خانواده،‏ زندگی‏اش‏ را از نو می‌سازد.
صادق تنها یک شخصیت نیست؛ او بازتاب هزاران ذهن و دلی‏ است که هنوز میان ویرانه و رؤیا، میان وطن سوخته و غربت خاموش ایستاده‌ است؛ می‌نویسد، می‌سراید، تدریس می‌کند و خواب می‌بیند. واژه‌های او، واژه‌های آنان‌ است- واژه‌هایی که در یخ‌بندان شب‌های مهاجرت نمی‌میرند، بلکه آهسته‏آهسته گرمای دیگری می‌آفرینند.

منگنه

$28.00

از همان دَم که استاد خبر شکست مأموریت خود را تیلفونی به گوش شیخ رسانده، جهان جلو چشم شیخ تیره و تار است. دیگر یادهای شاد گذشته، شادش نمی‌سازند. در درونش بی‌نظمی غریبی برپا ست؛ احساس می‌کند که ذهن و عواطف یک‌پارچه‌اش در حال پاره شدن به دو جناح متضاد است. نیمی از ذهنش با دلسوزی در کنارش باقی مانده ولی نیمۀ دیگرش نیشتری شده که گاه و ناگاه با گپ‌های خُرد و ریزه آزارش می‌دهد. نیمۀ وفادارش، به گذشته‌ها سفری می‌کند، دفتر یادهایش را می‌گشاید، ورق می‌زند، سندهای بُردش را در ده‌ها انفجار و ناآرامی، جلو چشمش قطار می‌چیند، می‌گوید: «چه دست زیر الاشه نشسته چُرت می‌زنی، این‌ها را ببین! تو پیام الله را به اقصای عالم می‌رسانی. معبود حقیقی را هیچ‌کس عاشقانه‌تر از تو نپرستیده است. بنده چه می‌فهمد، شاید آن روز هم فرا برسد که ببینی از مهربانی ذات الله، فرمانروای کل عالم شده‌یی.»

هیولاهای مقدس

$15.00

در جغرافیایی که خشونت سنتی و مذهبی در هر طرف چون آتشفشان هولناک فوّاره می‌زد، و این خشونت، مانند طوفان سهمگین غرش می‌کرد و مانند سیل بیکران، ویرانگری می‌نمود، زنی نگون‌بخت اما با ظاهری زیبا، مخصوصاً چشمان خماریِ آبی، اندام ‌لاغر و پوست سفید، قد بلند و موهای سیاهی که بعد از پنج ‌سالگی هیچ مردی آن را ندیده بود، در حال دردکشیدن بود. تاریکی شب بی‌رحمانه همه‌جا را سیاه و تار کرده بود و هیچ اثری از مهتاب نبود.‌ فقط ستاره‌های کوچک با بی‌رمقی کمی خودنمایی و دلبری می‌کردند؛ اما توان تغییر سیاهی را به سوی روشنایی نداشتند. این‌ها همه برای مردم روستا عادی و ایده‌آل بود. تنها صدایی که در روستا شنیده می‌شد، صدای زوزۀ سگ‌های گرسنه و سگ‌های سیرِ رمه بود.

یادت باشد هنوز منتظرتم

$12.00

انگیزه‌ی نوشتن برای من، ریشه در کودکی دارد؛ از همان هشت‌ ‌نه سالگی که با کتاب، کتابچه و قلم، دنیای کوچکم را می‌ساختم. اما کار نوشتن داستان‌های این مجموعه از جایی آغاز شد که بار دیگر طالبانِ جهل و تاریکی، قلم، کتاب، مکتب و کار را از زنان گرفتند یا بهتر است بگویم حقوق انسانی زنان را از آن‌ها سلب کردند؛ یک تکرار آشنا، اما خونین‌تر و سیاه‌تر از همیشه.
روزی که طالبان دوباره بر کابل چیره شدند و سیاهی لشکرشان بر قامت شهر پخش شد، من که سال‌ها بود در غرب زندگی می‌کردم، ناگهان شکستم؛ زخم‌های کهنه‌ام که گمان می‌کردم التیام یافته‌ بودند، دوباره سر باز کردند و احساس می‌کردم کسی کمرم را شکسته است. چند روز نخست حس می‌کردم صدایم به جایی نمی‌رسد و دستم به هیچ‌چیزی بند نمی‌شود. دوباره برگشته بودم به قالب همان کودک سال‌ها پیش که با آمدن طالبان، پشت دروازه‌ی بسته‌ی مکتب جا ماند. همان‌جا بود که درک کردم تاریخ و جغرافیا چگونه می‌توانند در هم تنیده شوند.

تماشا با چشم بسته

$11.00

دشوار است همه چشم‌دید‌هایم را نکته‌‌نکته یاد‌آور شوم، ذهن آن‌قدر هم یار قلم نیست اما قصه قصه‌ی ماتم تلخی‌ست در مرگ انسانیت. فریادی که از گلوی حقیقت بیرون می‌جهد و دریایی که هیچ سدی نمی‌تواندش آرام. شاید این روایت در مواردی با قواعد رسمی داستان‌نگاری سازگار نباشد اما چه می‌توان کرد؟ نمی‌شد برای آراستن ظاهر، جان حقیقت را فدای ساختار کرد. نمی‌خواهم کلمات زیر سایه‌‌ی احساساتی‌برخورد‌کردن‌ها سرد شوند و واقعیت چادر افسانه بر سر کشد. خوب است برویم به روایتی از هزارسال رنج در دو ماه کنج زندان.

باغ آذریون‌ها

$11.50

پایهایم کشتزارِ زخمۀ ساطور هست
جنگلِ نارنج، صد فرسنگ از من دور هست

من که عمری انتظار باغ روشن می‌کشم
باغ آذریون‌ها پشتِ شبِ دیجور هست

منزل دوری که من امروز طی باید کنم
روستای روشنِ افرشته گانِ نور هست

در خیابان‌های خاکی نیست جز خیل گدا
جاده‌ها لبربز پایِ آدمِ مجبور هست

سیب باغی، تازه گل کردست و می‌گرید کسی
ممکن او رشکِ پری یا گریه‌هایِ حور هست

خانۀ پروانه‌های یادِ آتشگاه دور
کاسۀ خالیِ سر نه، کاسۀ تنبور هست

مرغهای خانگی! مجموعۀ مرغابیان!
پرسه در آفاق، بر باز و هُما دستور هست!

گورستان سر تپه

$26.00

فضای مسلط بر این رمان استعاره‌ای از زندگی مردمِ زادگاهم شهرستان اشکاشم است. یا به تعبیر دیگر، تکه‌هایی از این رمان با دردهای آن‌ها بخیه خورده‌است. بنابراین، رمان گورستان سر تپه را پیشکش می‌کنم به آن‌ها و تمام آدم‌هایی که به خاطر خوب‌بودن محکوم و محروم‌اند.

در پایتخت اندوه جهان

$6.00

برایت درد سرهای زیادی
درست کرده‌ام، نه؟
حالا مجبوری کنار پنجره
یا لب دریا بنشینی
به چیزهای زیادی فکر کنی
مثلاً به خوبی‌های خود
به بدی‌های من
و به ماهیانی که به قُلاب می‌افتند
مثل تو که به قُلاب من افتاده‌ای!

برگرفته‌هایی از کتاب: «از اسکیتا تا هند- آریایی‌های قدیم: افسانه‌ها و تاریخ»

$12.00

این کتاب یکی از بهترین و وزین‌ترین کتاب‌هایی است که تا کنون در باره آریایی‌ها، ایرانی‌ها و هندی‌ها به رشته نگارش در آمده است. نویسندگان کتاب از بزرگترین و بنام‌ترین هندشناسان و ایران شناسان جهان‌اند. کتاب دست داشته بر پایه صدها کتاب و مقاله و داده‌های علمی- اکادمیک، آثار موزه‌ها و کتیبه‌های باستانی هند و ایران و آسیای میانه و روسیه و با به کارگیری از پیچیده‌ترین روش‌های علمی در باره موضوع مورد نظر نگاشته شده است و به رغم آن که از چاپ آن بیش از سه دهه آزگار می‌گذرد، بی تردید یکی از سنگین‌ترین آثار در زمینه است.
کتاب وزین «از اسکیتیا تا هند: آریایی‌های قدیم- اسطوره‌ها و تاریخ» که اکادمیسین بونگارد- لوین یکجا با داکتر ادوین گرانتوفسکی نوشته بودند، شهکار بی نظیری در زمینه تاریخ باستان است که چند بار جمعا در هشتاد هزار نسخه به چاپ رسیده است.

زَن/دان

$8.00

این بغض‌هایِ در رحِمم بقچه بقچه چیست؟
دکتر به رنجِ تازه‌ی من گفته بود: «کیست»

مادر خطاب می‌کنی‌اش، گاه همسرت
اما جدای نسبت‌تان، زن خودش چه؟ کیست؟

بیرونِ در محجبه، در خانه لختِ شرم
آدم نگو به زن، تو بگو نوعی از دوزیست

مردی اگر کنار غزل‌های من نخواب
مردی اگر مقابل افکار من بایست

من ساکتم مقابلِ فریاد هر شبت
این ضعف نیست عشق من، این بی‌تفاوتی‌ست

می‌خواست شاد زاده شود این غزل ولی
آن شب به جایِ نطفه، پدر در رحم گریست

مرگ سودخور

$15.00

من در سالهای 1312 هجری که طلبه‌ی مدرسه‌های بخارا به شمار می‌رفتم، بی‌باششگاه ماندم و در بخارا که تقریباً صد در مدرسه‌ی کلان و قریب همین‌قدر مدرسه‌ی خرد داشت، برای من حجره‌ی قابل استقامتی به زودی یافت نشد. زیرا هرچند همه‌ی مدرسه‌های بخارا رسماً وقف بوده، خرید و فروش آن‌ها از روی شریعت روا نباشد هم در زمان‌های آخر با فتوای علمای دین که در مسئله‌های دینی حیله‌های شرعی را به کار می‌بردند، همه‌ی حجره‌های مدرسه‌ها به طرز خرید و فروش ملک خصوصی شده بدست آدمان پولدار افتاده بود و طلبه‌های فقیر در جای استقامت یافتن به دشواریها می‌افتادند.

در همان روزهایی که در جستجوی حجره بودم یکی از دوستانم با راه مصلحت به من گفت:

– «قاری اشکمبه» نام یک کس هست که چند در حجره‌ی زر خرید دارد، اگر از وی پرسی، شاید یکی از حجره‌هایش را به تو به عاریت بدهد.

با شنیدن این مصلحت آن دوستم دقت من از حجره دادن یا ندادن آن آدم زیادتر بنام او کشیده شد.

در حقیقت هم این نام خیلی غلطی بود، من می‌دانستم که خلته‌ی معده‌ی حیوان را که در آنجا خوراکِ خورده شده جمع می‌شود، «اشکمبه» می‌نامند.

یادواره‌های عارف چاه‌آبی

$31.00

تألیف، تدوین و ترجمه در بخش‌های ادبی و فرهنگی، اجتماعی، تاریخی، دینی و سیاسی حایز اهمیت است ز‌یرا نسل موجود به آن دسترسی پیدا می‌کنند و نسل بعدی در روشنی کارکرد خلف‌شان قرار می‌گیرند.
هر اثری که حلۀ چاپ می‌یاید در حقیقت دُرهای آبدار سخن در قالب نظم و نثر از تندباد حوادث و نابودی در امان باقی خواهد ماند.
سال تولد عارف 1260 خورشیدی برابر به 1886 میلادی است که بعد از 63 سال زندگی پربار در سال 1322 خورشیدی مطابق 1934 میلادی در چاه‌آب پدرود حیات گفت.
عبدالله عارف نه‌تنها در زادگاهش افغانستان بلکه در شهرهای آنسوی آمودریا؛ بخارا، سمرقند، ترمز، قراتگین، پته‌کیسر، کولاب، بلجوان و خوقند مشهور و شناخته شده است. در این شهر دوستان خوبی یافته و در مجالس بیدل‌خوانی ماوراالنهر توانایی زیادی در تفسیر و تحلیل اشعار میرزا عبدالقادر بیدل کسب نموده است. این سخن‌سرای بی‌بدیل در حدود شصت هزار بیت سروده، از جملۀ اشعارش یکی بر ششم آن دستیاب گردیده که در سال 1373 خورشیدی حُلۀ چاپ یافت.
هستند کسانی که به این باورند که یک تعداد اشعار پرخاشگرانه، انتقادی، اصلاحی و اجتماعی عارف بنابر مصلحت‌ها از چاپ بازمانده‌است، من به حیث مهتمم دیوان عارف به صراحت می‌گویم که چنین کاری صورت نگرفته است. امیدوارم خوانندگان محترم بعد از مطالعۀ این بیت قضاوت خود را داشته باشند.
چو نیست اهل قناعت نمی‌شود قانع
بهانه‌جو به‌کجا بی‌بهانه می‌ماند

تغزل در پاییز و دینه روزهای کابل

$7.50

«پاییز، کوچه، رقص درختان قشنگ شد

نرگس تو آمدی و خیابان قشنگ شد

پاییز با تمام وجود از تو گفته‌ است

با روسری‌ زرد، سرود از تو گفته ‌است

نرگس تو را به جان غزل‌های ‌تر بگو

در خانه که سکوت نبود این‌قدر، بگو

نرگس جهان کوچک من چشم‌های توست

اندوه مهربانی‌‌ من خشم‌های توست

این روزها گرفته هوا شاعرانه نیست

نرگس فضای کافه‌ دگر عاشقانه نیست

با هرغروب می‌روم از کوچه‌ دورتر

از شهر دور می‌شوم، از کوچه دورتر

این بیت‌های لال به فریاد آمده

نرگس بدون روسری‌ات باد آمده!

آن‌سوی دردهای‌ سرم راه می‌روم

تا وادی ملایک و ارواح می‌روم

گم می‌شوم میان مه و تیرگی شام

تا می‌رسم به آخر این‌ بیت‌ ناتمام‌

پاییز، کوچه، رقص درختان قشنگ نیست

نرگس تو نیستی و خیابان قشنگ نیست!»

یک بشقاب اندوه موزیکال

$8.00

در نفرت از آوارگی، از زندگی، دوری

از وحشت پی‌آمد احساس مجبوری

بیرون شدن از چارچوب بغض و دل‌شوری

نفرین به‌ریش شیخ‌ها و شحنه‌ها کردن

لعنت به‌سال آخر دوران جمهوری

پای گریزت نیست از کابوس‌های بد

راه گره ‌افتاده با تعلیق و واپس‌ها

چون داستان باد و رعد و سیب‌ نارس‌ها

شهر صعود دار‌ها، سلّول محبس‌ها

فصل نزول زامبی‌ها، فصل کرکس‌ها

سرکوبی‌ات را، مردنت را‌، اعتراضت را

وقتی تو را‌ بلعیده اوضاع مثلث‌ها

به رنگ خشک سالی

$9.00

پژمرده‌تر از شکسته‌بالی
در دامن شهر پر ملالی

بی‌حال و کرخت، می‌توان گفت:
خود را زده‌ای به مرگ‌حالی

دل‌تنگ زمان بچه‌گی‌ها
دل‌تنگ زمان بی‌خیالی

پر می‌کشد از نگاه سردش
پروانه به رنگ خشک‌سالی

فنجان امید زندگی را
پاشیده به پای احتمالی

چون می‌گذرد مگو غمی نیست
درگیر هزار خانه‌خالی…

امواج وحشی و پنجۀ نور

$11.00

این شاعر توانا و ترانه‌سرا، فرزند حاجی عبدالحکیم، روز ششم جدی سال 1326 هجری خورشیدی در قریۀ امیر محمدخان ولایت غزنی دیده به جهان کشود. دروس ابتدایی را در مکتب سید جمال الدین افغانی و متوسطه و عالی را در لیسۀ نادریه‌ی کابل خواند. در سال 1352 هـ. خ. از دانشکده‌ی ادبیات دانشگاه کابل به دریافت درجه‌ی لیسانس نایل آمد. در سال 1354 هجری خورشیدی بیماری سرطان گریبان‌گیرش شد و سرانجام در 21 سرطان همان سال در شهر کابل به رحمت حق پیوست. خانواده و دوستان پیکرش را به ولایت غزنی منتقل و در زادگاهش دفن نمودند.(1)

«ازهر» با اینکه در جوانی درگذشت حدود هزار پارچه شعر در قالب‌های گوناگون از شیوه‌های کهن و نو به یادگار گذاشت.

در سرایش ترانه شیوۀ ابتکاری و ویژۀ خود را داشت و در گفتن اشعار هزل‌آمیز استاد بود. شعرهای او دارای درون‌مایۀ عمیق اجتماعی است و از اندیشه‌های ترقی‌خواهانه مایه می‌گیرد. سروده‌هایش چندین‌بار برندۀ جوایز عالی مطبوعاتی شده است.(2)

شمس‌الدین مسرور آوازخوان شناخته‌شدۀ کشور که شهرت هنری‌اش را مرهون تصنیف‌های زیبای «ازهر فیض‌یار» می داند و بیشتر از 100 پارچه شعر او را در آرشیف رادیو تلویزیون افغانستان ریکارد کرده است، اذعان می‌دارد که «نه تنها برای من، بلکه به شمار زیادی از آوازخوانان مشهور هر یک محترم استاد مهوش، ژیلا، ناهید، پرستو، هنگامه، سیما ترانه، احمد ظاهر، هماهنگ و چندین تن دیگر چشمۀ فیض بود. او افزون بر تضنیف، غزل، رباعی، دوبیتی و شعر آزاد، چندین درام منظوم نوشته بود، که بسیاری در آرشیف رادیو موجود‌اند. یکی از درام‌هایش به نام «بابه کپک» توسط هنرمندان بخش موسیقی هریک محترم سارا زلاند، ژیلا، جلیل زلاند و من (شمس الدین مسرور) تهیه گردید، در عرصۀ تیاتر استاد رفیق صادق، زینت گلچین و سید احمد هلال به دایرکت استاد صادق آن را ریکارد کردند.

شاپرک های سفید

$6.00

اواسط شـب هــم ســاکــت و خـالـی بـود. انگار ساختمان‌های بلند تیره در خلأ خود ‌خوابیده بودند. اما موتیوک بیدار بود. در اتاق کوچک و تاریک خود روی تختی نشسته و به قوطی زل زده‌بود. موهای مشکی و ژولیده، سروصورتش را پوشانده بود و بدن استخوانی‌اش میان پتوی کلفتی محصور شده بود. قوطی را باز کرد و یک قرص را از داخلش خارج کرد. نوشتهٔ رویش را خواند «شادی… هاه؟» سپس قرص را خورد. انگیزه‌اش مشخص نبود. فقط می‌خواست این ابهام را که مثل مِهی غلیظ ذهنش را پوشانده بود، از بین ببرد تا احساسات پشت آن پدیدار شوند. چه شکلی بودند؟ چه رنگی بودند؟ خوب بودند یا بد؟زشت بودند یا زیبا؟ خاطراتش غمگین یا شاد بودند؟ فقط همین را می‌خواست بفهمد.

آن شب را مثل همیشه آرام و بی‌سروصدا، بدون هیچ رؤیایی خوابید. فقط انگار چند شاپرک سفید و بی‌رنگ در ظرف شیشه‌ای داخل سرش در حال تکاپو بودند. می‌خواستند شیشه را بشکنند و فرار کنند.