مبارزه زندگی من است
$16.00
- نویسنده: نلسون ماندلا
- مترجم: سمیعالله مهدی
- ویراستار: غلامرضا ابراهیمی
- طراح | صفحهآرا: حمید دلبان، زهرا صالحنژاد
گزینههای خرید:
پارهای از متن:
دانشجوی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه کابل بودم که با کتاب راه دشوار آزادی آشنا شدم. این کتاب که به قلم خود ماندلا است، توسط خانم مهوش غلامی به فارسی ترجمه شده و از سوی انتشارات اطلاعات در ایران به چاپ رسیده بود. پس از خواندن فصل اول آن متوجه شدم که با یک اثر عظیم تاریخی، سیاسی و ادبی روبرو هستم و بلافاصله شروع کردم به یادداشت برداری. این کتاب با وسواس و دقت فراوان نوشته شده، اما مانند بسیاری از زندگینامههای شخصیتهای بزرگ دنیا، از ماندلا بتواره و انسانِمقدس نساخته است؛ بلکه تلاش صورت گرفته با امانتداری، زندگیِ یک انسان عادی سیاهپوست در افریقایجنوبی را به تصویر بکشد که از یک چوپان بچهی روستایی تبدیل به مبارز عصیانگر و رهبر میشود. در این مسیر دچار اشتباه و تنگنظری میشود، به قول خودش جوانی بوده که کم دانشی خود را با ستیزهجویی جبران میکرده؛ اما از اشتباههای خود به زودی پند میگیرد و گامبهگام با زمان، از درون دچار تحول میشود. این تحول را به بیرون انتقال میدهد و چنان اثر عمیق و ماندگار از خود برجای میگذارد که تاریخ مبارزات عدالتخواهانه را به دو قسمتِ قبل از ماندلا و بعد از ماندلا تقسیم میکند.
پرداخت ایمن
درگاه ایمن و مطئن
ضمانت بازگشت
درصورت مشکلات فنی و فیزیکی
سلامت فیزیکی
انتقال سالم و استاندارد کتاب
کتابهای مشابه
رها در باد
$34.00 – $56.00محدوده قیمت: $34.00 تا $56.00من موجهای سرکش دریا را میدیدم که به هنگام توفان در هم میشکنند. نمیپنداشتم پرتو آذرخشی که در پی آن فریاد تندر برمیآید، بر پردۀ ستبر سایهها شیارهای آتشین بکشد، و دیوار سنگی تردید _ این سیاهترین حجاب _ را بشکند.
تردید از نوشتنِ فریادِ درونیام در پیوند با دنیای بیرونی، مرا به جدال سختی کشانیده بود. نشانهای برای رهایی نمیدیدم؛ که ناگه زمان در خاموشی ژرف، فریاد کشید، تا همه ستیزههای زندگی، کشمکشهای درونی، عاطفی و سیاسی خود را به دست امواج خروشان زمان بسپارم. به آنانی بسپارم که هرگز مرا درنیافتهاند و آنانی که نیازمودهاند، نمیدانند در نهانخانۀ جانم چهسان انبوهی از احساسها، دریافتها و خاطراتِ نهفته نشانهای به رهایی میجویند. این خاطرات همچون بازتاب فانوسی، همه شب میسوزد و نقشی بر سقف میبندد.
با این همه، من نتوانستم نقش خویشتن را در آیینۀ هنجارها و رفتارهای دیگران ببینم و دریابم. من نقش خویش را بازتابی از رنجهای زندان پدرم، اندوه ژرف مادرم و فریاد مردمم _ از زیر رگبار آتش _ آن گونه دیدم و دریافتم، که به یادش میآورم تا روایتش کنم.
نمیدانم چه گونه دیوار سنگی تردید _ این سیاهترین حجاب _ را بشکنم و از کجا آغازش کنم.
پشغور در آئینۀ جهاد
$56.00هدف از جمع آوری و نوشتن کتاب «پشغور در آیینه جهاد» این بوده که توانسته باشیم تا گوشهای از شهکاریها و تلاشهای مبارزان ومجاهدان منطقه را که بهخاطردفاع ازاسلام، وطن وإعلای کلمةالله قیام و جهاد کردند درج صفحات تاریخ سازیم. میبایست این کتاب خاطرات مجاهدین فراتر از منطقه پشغور را نیز احتوا میکرد، اما خاطره هر مجاهد به حدی طولانی است که گردآوری آنها از توان بنده خارج است. امیدوارم قلم بهدستان هر منطقه مطابق شناخت مبارزان ومجاهدان شان و بر حسب معلومات دقیق از شهکاریهای آنها چیزهایی بنویسند تا یاد و خاطره آنها نیز جاودانه بماند.
گرچه تلاش ما در این راستا بسیار اندک و نا چیز است، لیکن کوشش شده تا گوشهای از زحمات و جانفشانیهای مبارزین و مجاهدین منطقه را در این کتاب تبارز دهیم. زحمات و فداکاریهای قائد فقید ما احمد شاه مسعود شهید در رأس و تلاشهای پیهم سایر مبارزان و مجاهدان در دورههای مختلف جهاد و پیروزی علیه باطل مرا تشویق بر نگارش و تدوین این کتاب کرده است. علاوه از یاد و خاطره مردان حق، در این کتاب صحنههای عملی آنها در میدان نبرد و فتوحات چه در داخل و خارج پنجشیربه رشته تحریر آمده که از آنجمله فتح گارنیزیون پشغور از شاخصههای آن میباشد.
آزادی که یکی از نعمات الهی است، بدون تلاش و زحمات به دست نمیآید، بلکه برای شکستن موانع داخلی و بیرونی جانفشانیها باید کرد. فلهذا فداکاریهای مجاهدین در این راستا قابل قدر است. معلومات این کتاب در نتیجه ملاقات مستقیم با اشخاص یا از طریق تماسهای تیلفونی با آنها و یا هم توسط افراد سومی ثبت و درج شده است.
نویسنده در جریان برخی وقایع و سرگذشت آن روزگار نیز حضور داشتم، در لابهلای این کتاب برخی چشمدیدها و خاطرات خود را نیز دارم. علاوه از چشمدید اکثر وقایع و گزارشات پنجشیر را از طریق مخابره مرکزی پشغور که در آن مسئولیت داشتیم، آگاه میشدم.
در این کتاب تلاش شده تا وقایع آن روزگار را حتیالمقدور بر اساس چشمدید مجاهدین و مشاهدین به شکل مستند بازگو کنیم. در این شکی نیست که کتاب دستداشته با وجود تلاشها در دقیقبودن موضوعات و حوادث خالی از خطا و اغلاط نبوده و نیست. ممکن عدم ثبت تاریخ دقیق، وقایع و موقعیت دقیق برخی وقایع نسبت فاصله زمانی دلیل این امر باشد. همچنان ممکن است در بسا موارد در املا و انشا سکتهگیهایی نیز دیده شود که خود را از آن مبرا نمیدانم. فلهذا از خوانندهگان محترم خواهشمندم با ارسال ملاحظات نیک شان ما را در راستای بهترسازی موضوعات در چاپ بعدی همکاری نمایند.
فروپاشی
$18.00آن روز اگر تیر نمیخوردم و پایم زخم برنمیداشت، حالا به مقصد رسیده بودم؛ جایی که سزاوارش هستم. اما گویی بخت با من یار نبود که تیر خورم و به اینجا آورده شدم. شاید هم بخت با من یار بود که فقط زخمی شدم و به سرنوشت همراهانم گرفتار نشدم. سپاسگزار این مرد شریف هستم که به امان خدا رهایم نکرد. اینجا آورد تا مداوایم کند.
وقتی تیر خوردم، از جایم تکان نخوردم. خود را کنار سنگی گرفتم و صبر کردم. صبر کردم که روز بگذرد و تاریکی از راه برسد. شب هنگام سینهخیز و لنگلنگان از مرز گذشتم. صبح روز بعد، با پیرمردی روبهرو شدم؛ پیرمردی که اهل همین روستا است و ترک است. وقتی مرا در آن حال دید، به گمانم دلش به حالم سوخت. زیر بغلم درآمد و کمکم کرد. بدرقم جراحت برداشته بودم. چیزی نمانده بود که پایم را از دست بدهم.
صدایی رشتۀ خیالاتم را برهم میزند. سر میچرخانم و به بیرون نگاه میکنم. صدای سازی به گوشم میرسد. آه! خیلی گوشنواز است. چند روز است از جایم تکان نخوردهام. خیلی دلم میخواهد ببینیم بیرون چه خبر است. برمیخیزم. آخ! این درد لعنتی از پایم دستبردار نیست. درد طاقتفرسا در پایم جان میگیرد و به دو سمت خیز برمیدارد. درد را تحمل میکنم و لنگلنگان خودم را کنار پنجره میرسانم.
گنجی در سینۀ خاک
$12.00سیدنادرشاه کیانی یکی از شاعران عارف و یا میتوان گفت یک عارف شاعر است که در دوران معاصر زندگی میکرد. دوران زندگی سیدنادرشاه کیانی، برابر است با بحرانهای سیاسی افغانستان، دوران آوارهگی در عصر امیر عبدالرحمنخان، دوران تبعیدی امیرحبیب اللهخان و امارت اماناللهخان وحکومت کوتاه مدت حبیباللهکلکانی (بچۀ سقاو) و دوران جنگ او با نادرخان در کابل، پکتیا و قندهار و دوران حکومت چهل سالۀ محمد ظاهرشاه.
او که رهبر مذهبی مردم اسماعیلیۀ افغانستان بود، درطول زندگی 75سالهاش فراز وفرودهای زیادی را تجربه کرد، از تبعیدها و سفرهای ناخواسته شروع تا نظربندشدن درکابل. به هرحال جوانی وی همزمان بود با پادشاهی امیراماناللهخان، که یک شاه روشنفکر، مشروطه خواه ومردم دوست بود. او که برای تمام ساکنین این سرزمین حقوق مساوی قایل بود، با جلوس به تخت شاهی، فرمان لغو تبعید شدگان را از طرف حکومت صادر کرد و خانوادۀ سید نادرشاه کیانی با استفاده از همین فرمان دوباره به کابل برگشتند. بعد از روی کارآمدن حبیباللهکلکانی، دوباره به بهسود فراری شده و تا پایان دورۀ فرمانروایی او در همان جا زندگی میکرد.
نقد و بررسیها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.