شیرین؛ زنی بر اوجِ زیبایی، خردمندی و شوربختی
$9.00هرگاه به ابعاد شخصیت زنان راهیافته به اقلیم ادبیات فارسى درى نظرى انداخته شود، دریافته میشود که آنان معمولا سیماهاى تکبعدیاند. اگر ابعاد دیگری هم داشته باشند تحت تأثیر آن بُعد کمرنگ و نامحسوس هستند. گویا برای اجرای نقشی در صحنه آورده میشوند و با تمام شدن آن نقش از صحنه میروند و وظیفهٔ دیگرى نمىماند که اجرا کنند.
رودابه برای آن به صحنه آورده میشود تا پهلوانى چون رستم را به دنیا بیاورد و بپرورد. تهمینه و کتایون برای آن حضور دارند تا در سوگ فرزندانشان سهراب و اسفندیار اشک بریزند که به دست مکارترین پهلوان شاهنامه «رستم» کشته میشوند (دومى نقش تاجبخشى هم دارد). سودابه براى آن حضور دارد تا انگیزهاى برای تراژیدى سیاووش گردد (زیبایى او را خون سیاووش تیره میکند). حرم عریض و طویل بهرام گور برای آن ایجاد گردیده است تا هوسبارهتر محیطى براى هوسبارهتر پادشاه ساسانى مهیا گردد.
لیلى (آن سیهچرده که شیرینى عالم با اوست) بیشتر نقش دوم را بازى میکند. او فداى تجلیل عشق مرد (مجنون) میشود. زلیخا در دو برههٔ زمانى دو نقش دارد: در برههٔ زمانى و شخصیت اول به هوسهاى نفسانى چنگ زده است و در پىِ برآورده کردن این هوسهاست. در این نقش که تنبارگى محور آن است، او سیماى اول داستان است. در برههٔ زمانى و شخصیت دوم تحت شعاع قدسیت حضرت یوسف قرار میگیرد و از یمن این مقام به موجودى فراانسانی مبدل میشود.
در این میان تنها شیرین است که سیماى چندبعدى دارد و همه ابعاد در سرتاسر داستان تا آخرین لحظهٔ زندگانىِ داستانى او موازى با هم پیش میروند. به نظر من اوست که نقش اول را بازى میکند نه خسرو. او در ادبیات فارسی دری یک سیمای شیرین، دلپذیر و کاملاً استثنایی است، شاید هم در ادبیات جهانی.
6 دیدگاه برای عرفان در شعر سیدنادرشاه کیانی
جواد نبی زاده –
آثار این بزرگمرد خیلی ها ارزشمند و مفید برای هر انسان است.
جنرال ارکانحرب محمد صالح جهش –
این ادم نی نویسنده است و نی عارف ِیک ادم که از تقلب و کاپی از اشعار حافظ شیرازی و سعدی چیزهای را جمع کرده و ان را بنام خود گویا تحریر میکرده است .و اگرشما به گویا اشعار این ادم مراجعه نماید همه توهین به مخالفین و زنان را سخت مخاطب قرار داده است بنام بی عقل و غیره .
زنان را گفته اند شیطان ماده -نفاق و فتنه اش ازحد زیاده -برادر با برادر کینه ورزد -چودشمن کینه دیرینه ورزد-خرابی جهان میباشد از وی-بود دایم زنان را فتنه درپی-چوخردرپیش پای خویش بینند-زاحکام خداوندی دوری گزینند.
زنان زپهلوی چپ پدید امد -از شرافت و حیا بعید امد –
دارند بخود ملحدان رهبری چند-از گربه و روباه و شغال است خبری چند-نه مرد خویش بودنه زن-مردم خنثی بود این قوم به کونش ذکری چند.
اگر میخواهد واقعآ در باره این خاندان معلومات دقیق پیدا نماید به این دوجلد کتاب که درکتابخانه هزارستان موجود است مراجعه نماید.
۱.استبداد مذهبی و قیام روشنفکری جماعت ولایت بغلان نوشته من جنرال ارکانحرب محمد صالح جهش.
۲.فیاض خدایارُِ رهبران مستبد و جنبش ازادی بخش اسماعلیه های مناطق مرکزی افغانستان.
دین محمد ایام –
من میخواهم این کتاب را مطالعه کنم
Abdulaziz –
برای اولین بار
امان الله –
میخواهم آن کتاب به دست آورم ومطالعه نمایم.
رستم یزدانی –
کتاب جالبی به نظر می رسد. کتاب کابل بسیار سریع به پیش می رود. خدا قوت بچه ها.