تماشا با چشم بسته
$11.00دشوار است همه چشمدیدهایم را نکتهنکته یادآور شوم، ذهن آنقدر هم یار قلم نیست اما قصه قصهی ماتم تلخیست در مرگ انسانیت. فریادی که از گلوی حقیقت بیرون میجهد و دریایی که هیچ سدی نمیتواندش آرام. شاید این روایت در مواردی با قواعد رسمی داستاننگاری سازگار نباشد اما چه میتوان کرد؟ نمیشد برای آراستن ظاهر، جان حقیقت را فدای ساختار کرد. نمیخواهم کلمات زیر سایهی احساساتیبرخوردکردنها سرد شوند و واقعیت چادر افسانه بر سر کشد. خوب است برویم به روایتی از هزارسال رنج در دو ماه کنج زندان.
2 دیدگاه برای رادیوی پدرکلانم
پوهنوال محمد ناصر حبیبی –
هرکی حرفی را به حرفی ضم کند/ قطره از خون دل را کم کند
ضمن عرض مبارکبادی اثر گران بهابه خدیجه ما آرزوی موفقیت های بیشمار را از ایزد منان طلبگارم
عبدالفتاح رسولی –
زحمات خدیجه حیدری قابل قدر است کتاب را اولین بار در سایت شما دیدوم خوشحال شدم خداوند همه در پناه خود داشته باشد