• 0 Items - $0.00
    • کتابی در سبد خرید شما نیست.

خدیوزاده‌ی جادوشده

$26.00

ملانصرالدین با دوست وفادار، یعنی خر چموش خویش، نیمی از جهان را پیمود و در همه‌جا خاطرات نیکی از خود به یادگار گذاشت. سرانجام پس از سیر و سیاحت‌های طولانی، با خانواده‌اش در شهر آرام خجند رحل اقامت افکند.
اما خواننده‌ی گرامی، ملا مانند همیشه آماده است به ماجراهای تازه‌ای دست بزند. او فقط در انتظار شماست. پس کتاب را بگشایید و همراه با ملانصرالدین در کوره‌راه‌های پرشیب کوهستانی و کوچه پس‌کوچه‌های پرپیچ و خم شهر باستانی خجند و میدان‌های پرهیاهوی خوقند به سیر و سیاحت بپردازید. لئونید سالاویف (1962-1906م) نویسنده‌ی باقریحه‌ی شوروی سابق در این سفر راهنمای شما خواهد بود و برایتان توضیحاتی خواهد داد که بی‌خیال و فارغ‌بال بخندید و چنانچه گاهی هم اندوهگین شوید، اندوه‌تان موقت و گذرا باشد.
ملانصرالدین قهرمان این کتاب رادمردی است زنده‌دل و بذله‌گو که اندوه و ناامیدی به دلش راه نمی‌یابد و راه خروج از هر بن‌بستی را پیدا می‌کند. او تهی‌دست است، اما قلبی سخاوت‌مند و صدها دوست صمیمی و باوفا دارد.
لئونید سالاویف در این داستان، سیمای جاوید و بی‌مانند ملانصرالدین، رادمرد محبوب مردم و قهرمان هزاران هزار حکایت و روایت خاورزمین را از نو آفریده است.

افغانستان، شمشیر و شکست

$26.00

ششم ماه می ‌‌سال 2009 در مسکو، سترجنرال والنتین ایوانویچ وارینیکوف به عمر 86 سالگی چشم از جهان فروبست. او یکی از چهره‌های برجستۀ نظامی شوروی و روسیه محسوب می‌شود. در جنگ دوم جهانی با فاشیزم جنگیده بود و هم‌او بود که در روز نهم ماه می ‌1945 در میدان سرخ مسکو، بیرق پیروزی شوروی را در جنگ دوم جهانی بر دوش می‌کشید.
در دهۀ اول سپتمبر سال 2000 در یکی از تالارهای بزرگ مجتمع نمایشگاه‌های روسیه، نمایشگاه بین‌المللی کتاب برگزار شد. حسب معمول در روز‌های فعالیت نمایشگاه، نویسندگان و مؤلفان دیدار‌هایی با خوانندگان و اهل مطالعه برگزار کردند و در مورد اثر خود معلومات دادند و جلسۀ پرسش و پاسخ برگزار شد. روز شش سپتمبر سترجنرال والینتین ایوانویچ وارینیکوف، کتاب هفت‌جلدی خود را زیر عنوان «بی‌همتا» (Неповтремая) در مجمعی از اهل قلم و هواخواهان و نیز نمایندگان کور دیپلماتیک و مطبوعات معرفی نمود.
کتاب جنرال وارینیکوف در هفت جلد است و جلد پنجم آن دربارۀ افغانستان. برای این‌که معلوم شود چرا به ترجمۀ این اثر پرداختم، لازم است جنرال وارینیکوف به‌طور مختصر معرفی گردد.
والنتین ایوانویچ وارینیکوف در دسمبر 1923 دیده به جهان گشود. آموزشگاه نظامی چرکاس را به پایان رسانید و سپس در اکادمی نظامی فرونزه و اکادمی نظامی ستردرستیز (ستاد مرکزی قوای مسلح) اتحاد شوروی، تحصیلات نظامی خود را تکمیل نمود.
موصوف در جنگ جهانی دوم طی سال‌های 1942 _ 1945 اشتراک ورزید. وی در جنگ‌های انگولا، سوریه، حبشه و افغانستان نیز شرکت کرده بود.
10 سال معاون اول لوی درستیز قوای مسلح شوروی بود. از آن جمله چهار و نیم سال در افغانستان در سِمت قوماندان گروه اوپراتیوی وزارت دفاع شوروی اجرای وظیفه نمود و بعد در مقام قوماندان عمومی لشکرهای پیاده و معاون وزیر دفاع شوروی کار کرد.
در ماه اگست سال 1991 در جملۀ سایر اعضای کمیتۀ حالت اضطراری که در حقیقت کودتایی علیه گورباچف سازمان داده بودند، به زندان افتاد و در سال 1994 عفو گردید؛ ولی وارینیکوف از آن استفاده نکرد و در زندان ماند و دوسیۀ وی به محکمۀ عالی ارجاع گردید و از آن‌جا برائت حاصل کرد. در سال 1995 نمایندۀ دومای دولتی (مجلس نمایندگان پارلمان) انتخاب شد. همزمان رئیس انجمن قهرمان‌های روسیه بود. در سال 2005 در سِمت رئیس لیگ دفاع از حیثیت و مصونیت انسان انتخاب شد.
والنتین ایوانویچ قهرمان اتحاد شوروی است. وی به مناسبت اختراع یک نوع اسلحۀ جدید، در سال 1990 جایزۀ لنین را به‌دست آورد.
والنتین وارینیکوف از سال 1984 تا 1989 قوماندان عمومی اوپراتیفی قوای شوروی در افغانستان بود.
کتاب جنرال وارینیکوف زیر عنوان «افغانستان، هم رشادت و هم اندوه» نوشته شده است. اما مترجم ترجیح می‌دهد با نظرداشت محتوای کتاب، آن را زیر عنوان «شمشیر و شکست» خدمت خوانندگان تقدیم نماید.
سزاوار یادآوری است که این کتاب از نقطه‌نظر یک جنرال روسی نوشته شده است و با محتوای آن باید با احتیاط برخورد نمود. در کتاب هم حادث

منگنه

$28.00

از همان دَم که استاد خبر شکست مأموریت خود را تیلفونی به گوش شیخ رسانده، جهان جلو چشم شیخ تیره و تار است. دیگر یادهای شاد گذشته، شادش نمی‌سازند. در درونش بی‌نظمی غریبی برپا ست؛ احساس می‌کند که ذهن و عواطف یک‌پارچه‌اش در حال پاره شدن به دو جناح متضاد است. نیمی از ذهنش با دلسوزی در کنارش باقی مانده ولی نیمۀ دیگرش نیشتری شده که گاه و ناگاه با گپ‌های خُرد و ریزه آزارش می‌دهد. نیمۀ وفادارش، به گذشته‌ها سفری می‌کند، دفتر یادهایش را می‌گشاید، ورق می‌زند، سندهای بُردش را در ده‌ها انفجار و ناآرامی، جلو چشمش قطار می‌چیند، می‌گوید: «چه دست زیر الاشه نشسته چُرت می‌زنی، این‌ها را ببین! تو پیام الله را به اقصای عالم می‌رسانی. معبود حقیقی را هیچ‌کس عاشقانه‌تر از تو نپرستیده است. بنده چه می‌فهمد، شاید آن روز هم فرا برسد که ببینی از مهربانی ذات الله، فرمانروای کل عالم شده‌یی.»

انتقال قدرت از پروفیسور برهان‌الدین ربانی به حامد کرزی

$30.00

سخن نخست چاپ نخست
به یاد دارم که تعدادی از دانشجویان، دانشپژوهان و … به روز پنجشنبه، ١٣ جدی ١٣٩٧ هجری خورشیدی من را به استان پنجشیر، شهرستان رخه، قریه شیرخان در كتابخانه‌ی ابن خلدون دعوت كردند. سال‌های پیش من موافقتنامه‌ی بن اول را تدوین کرده بودم و در مراکز علمی، تحقیقی و کتابخانه‌ها بەگونە رایگان توزیع کردم.
روز به یادماندنی بود؛ جوانان از نقاط مختلف آمده بودند. خيلى با شوق، دقیق و پرسش گرایانه با هم صحبت كردیم. در پايان محفل يادم است همه جوانان گفتند که در مورد نشست بن یک تحقیق علمی، مستقل و مستدل صورت گیرد. وعده سپردم که تلاش می‌کنم منابع علمی که دارم جمع‌آوری کنم و در حد یک اثر پژوهشی منتشر نمایم. به یاری و نصرت خداوند، به كمک وهمكارى دوستان در سرطان ١٤٠٠ هجری خورشیدی موفق شدم این اثر را تكميل كنم.

مسعود؛ چهره‌ای صمیمی از رهبر افسانه‌ای افغانستان

$30.00

سفر من به شناخت مسعود، به هشت سال پیش برمی‌گردد؛ به یک بعدازظهر در شهر لس‌آنجلس. یکی از دوستانم با من تماس گرفت و گفت که حتماً باید مستندی ببینم دربارهٔ جنگجویی در افغانستان. مردی پر از راز و رمز به نام احمدشاه مسعود.
من هیچ‌گاه قبلاً نامش را نشنیده بودم و به‌طورکلی افغانستان به طرز ساده‌ای برای من یک جای خیلی‌خیلی دور بود؛ سرزمین افسانه‌ها و حماسه‌ها که بعدها داستان‌های وحشتناکی از حملهٔ روس‌ها به آن کشور شنیده شد و جدیداً کابوس طالبان به آن اضافه گشت. بعدازاین ماجرا من مستند مسعود را نگاه کردم.
از آن لحظه، من فقط چشمان مسعود را به خاطر دارم و چشمان همراهانش را. به طرز باورنکردنی، این مرد، قوماندانی که با شجاعت تمام علیه روس‌ها جنگید، در حال خواندن شعر برای سربازانش بود. همچنان که بیشتر نگاه می‌کردم، جان‌فشانی‌های بسیار این افغانستانی‌ها مرا کاملاً از جایی که بودم رها کرد و به پنجشیر برد و به من چیزهایی دربارهٔ منابع فوق بشری روح انسان آموخت.

از مُصحف خرد

$30.00

نوشته‌ای که در دست دارید مجموعه‌ای گردآوری شده از مقالات و نوشته‌هایی است که در سالیان پسین به دست صاحب این قلم به نگارش در آمده است. این نوشته‌ها تلاشی هرچند ناچیز در راستای تفسیر خردمدار از دین و مقوله‌های دینی است که در پیوند با رویدادها و شرایط پر تب و تاب افغانستان نوشته شده است. نویسنده به این برگ‌ها به چشم تلاشی در مسیر روشن‌گری دینی می‌نگرد، و جدا از میزان صواب و خطای آن‌ها که به حسب دید ناظران و ناقدان تفاوت خواهد کرد، در پی آن است که تکانه‌ای در ذهن شماری از خوانندگان و مخاطبان پدید آورد تا رکود و جمودی که اکنون در محیط ما دیده می‌شود و جز تکرار مکررات را در پی ندارد، ترَک بردارد و به جریان تفکر دینی در این خطه کمک کند که مسیر درست‌تری در پیش بگیرد، مسیری که به رهایی از اندیشه‌های تقلیدی و تکراری بینجامد و راه زایندگی و بالندگی را هموار کند. اگر این نوشته‌ها بتوانند مایه پیدایش پرسش‌ها و گفتگوهایی شوند، حتی در سطح جدلی، اندکی از رسالت خود را ادا کرده و به هدفی که در پی آن است رسیده‌اند. در این شرایط آشفته که اهل قلم در این سرزمین گرفتار آنند نمی‌توان انتظارات فراوانی از آنان داشت و بار سنگین‌تری بر دوش آنان نهاد.

فلسفۀ رنج | متافیزیک، ارزش و هنجارمندی

$30.00

تمام موجودات در وجود مشترکند. الفبای وجود تولد، زندگی و مرگ است. زندگی توأم با خوشایندی‌ها، ناخوشایندی‌ها، لذت، درد، شادی، غم، سلامتی، بیماری، جوانی، پیری، دستاوردها، از دست دادن‌ها و رنج است. رنج زبان مشترک تمام انسان‌ها است. انسانی که رنج نکشیده باشد یافت نمی‌شود؛ بدون شک هر انسانی متحمل سطوح مختلفی از رنج شده است. ممکن است پدیده‌ای باعث رنجش فردی شود، اما در نظر فردی دیگر بسیار پیش‌ِپاافتاده جلوه کند. این امر دلایل محیطی، فرهنگی، خانوادگی، زیست‌شناختی، دینی، پدیدارشناختی، معرفت‌شناختی، عصب‌شناختی، روان‌شناختی، وجودی و… دارد. منظور این است که رنج نیز مانند برخی مقولات دیگر دارای سطوح مختلف است و مراتبی دارد.
کتاب حاضر دارای پانزده مقاله از اساتید فلسفۀ دانشگاه‌های مختلف است. نویسندگان آن با عینک معرفت‌شناسی، پدیدارشناسی، روانشناسی، عصب‌شناسی، زیست‌شناسی، فلسفۀ ذهن و متافیزیک به ماهیت رنج، ارزش رنج، هنجارمندی رنج و درد و بار عاطفی نگریسته‌اند.

رحِمِ پاره

$30.00

من زنی‌ام که نطفه‌ام را در شبِ تاریک دریده‌ام، در میان دود و باروت روییده‌ام. مردمم با خونِ مردگان، تنم را شستشو داده‌اند و عطرِ آتش را بر پوستم پاشیده‌اند. هاوان…هاوان اذان به گوشم خواند، و غنچه‌های نارسِ آرامش را از آغوشم ربود. تکه‌پارهٔ کفنِ مردگان قنداقم شد و فریادها و مرثیه‌های یتیمان، لالایی‌ام.
هان!
من، انسانی‌ استم از نسلِ جنگ، دود، درد.
تنم، روحم، و حتی دردم از فرطِ جنگ، درد می‌کند و خسته است. اما… عشق هنوز در من آفتابی است و شعر امید و آزادی در رگ‌هایم می‌جوشد و آرام‌آرام تقدیر مه‌آلود را می‌درد و خود را به سپیدی‌های بی‌پایانِ فردا می‌رساند.

تاریخ پادشاهی کوشانی (در پرتو داده‌های کهن چین باستان)

$30.00

این اثر این امکان را فراهم می آورد که با دیدگاه‌های شکاکانه آن دسته از پژوهشگران که بر این باور‌اند که بهره‌وری منابع چینی در باره تاریخ پادشاهی کوشانی به پایان رسیده است، همنوا نباشیم. به گفته آن‌ها اکنون برای حل مسایل گاهشماری مطلق کوشانی، انجام مطالعات کامل بر روی مواد تاریخ دودمان رسمی چین باستان به اندازه تفسیر عینی آن‌ها و استفاده از منابع اصلی، یعنی منابع باستان‌شناسی، مهم نیست.
نویسنده مطالعه پیچیده تاریخی، و تاریخی-جغرافیایی انبوه عظیمی از اطلاعات مستقیم و غیرمستقیم در تاریخ دودمان‌های چین باستان را انجام داده است. این مطالعه نشان داده است که همانا چنین تحلیلی چندجانبه و جامع از این تاریخ‌ها همراه با مقایسه با شناخته شده ترین داده‌های سایر منابع مکتوب، باستان‌شناسی، کتیبه‌شناسی و سکه‌شناسی است که امکان تعیین و یا دقیق تر کردن رویدادهای اصلی را فراهم کرده است. تاریخ آن‌ها در تاریخ پادشاهی‌های متوالی موجود یه یوئه شی (مهستانی ها/ ماهتابیان/ ماهبانویان)، یوئه شی‌های بزرگ و پادشاهی کوشان است.
همچنین امکان اثبات شناسایی مکان‌های جغرافیایی در مناطقی که این رویدادها در آن رخ می‌داد، فراهم شد. همه این‌ها به گونه یی اثبات شده و عینی تر امکان تعیین چارچوب زمانی و جغرافیایی وجود این پادشاهی‌ها و حل مسایل تاریخ آن‌ها را فراهم کرده است، اگرچه برخی از این مسایل، برای مثال، حل گاهشماری مطلق به نظر نمی رسد. با این حال، نتایج کلی و جزئی این مطالعه تاریخ سیاسی یویه شی‌های بزرگ و پادشاهی کوشانی در حل مسائل تاریخ تباری یوئه‌ شی و تعیین تاریخ گذاری آثار باستانی کوشان سودمند خواهد بود.

سنگ های آسیاب

$31.00

دست «ارغون» را می‌گیرم، انگشت اشاره‌‌ام را در میان مُشت کوچکش جای می‌دهد و پا به‌ پای او از خانه بیرون می‌شویم.
در بیرون خورشید به‌ قریه و کشتزاران سخاوتمندانه می‌تابد؛ نور می‌بخشد و حرارت. هوا آنقدر شفاف است که برگ‌های تازه و جوان درختان نور آفتاب را بازتاب می‌دهند و ‌چشم‌هایم را خیره می‌سازند. آخرین روزهای ماه ثور است. زمین‌های نمناک از باران شب، با اشتها حرارت آفتاب را جذب می‌کنند. آسمان صافِ صاف است. ارغون هم‌چنان‌که انگشتم را رها نمی‌کند، راهش را به سوی طویله کج می‌کند. گوساله‌یی‌که دو هفته از عمرش می‌گذرد و مادرم او را با طناب درازی بسته است، مستی می‌کند؛ بدون آن‌که زانوانش را قات کند خیز می‌زند و دوباره به زمین می‌ایستد. چشم‌هایش برآمده و شاد، یک گوش‌ آن تا و دیگرش بالا است. انگشتم در میان مشت ارغون است و او از شوخی‌ها و مستی‌های گوساله به وجد می‌آید، جیغ می‌کشد و می‌خندد. نگاهم به طرف مادرش؛ به سوی ماده‌گاو می‌لغزد، در حالی‌که علف‌های تازه را با نولش این سو و آن سو می‌کند و تازه‌ترین آن‌ها را می‌بلعد، گاهی به گوساله‌اش‌ که هم‌چنان مستی می‌کند، می‌بیند. فکر می‌کنم که در نگاه‌هایش اعتراضی نهفته است. ارغون چیزهایی را که قابل درک برایم نیست، به تکرار می‌گیرد و شور کودکانه‌اش تا دوردست‌ها می‌پیچد.

یادواره‌های عارف چاه‌آبی

$31.00

تألیف، تدوین و ترجمه در بخش‌های ادبی و فرهنگی، اجتماعی، تاریخی، دینی و سیاسی حایز اهمیت است ز‌یرا نسل موجود به آن دسترسی پیدا می‌کنند و نسل بعدی در روشنی کارکرد خلف‌شان قرار می‌گیرند.
هر اثری که حلۀ چاپ می‌یاید در حقیقت دُرهای آبدار سخن در قالب نظم و نثر از تندباد حوادث و نابودی در امان باقی خواهد ماند.
سال تولد عارف 1260 خورشیدی برابر به 1886 میلادی است که بعد از 63 سال زندگی پربار در سال 1322 خورشیدی مطابق 1934 میلادی در چاه‌آب پدرود حیات گفت.
عبدالله عارف نه‌تنها در زادگاهش افغانستان بلکه در شهرهای آنسوی آمودریا؛ بخارا، سمرقند، ترمز، قراتگین، پته‌کیسر، کولاب، بلجوان و خوقند مشهور و شناخته شده است. در این شهر دوستان خوبی یافته و در مجالس بیدل‌خوانی ماوراالنهر توانایی زیادی در تفسیر و تحلیل اشعار میرزا عبدالقادر بیدل کسب نموده است. این سخن‌سرای بی‌بدیل در حدود شصت هزار بیت سروده، از جملۀ اشعارش یکی بر ششم آن دستیاب گردیده که در سال 1373 خورشیدی حُلۀ چاپ یافت.
هستند کسانی که به این باورند که یک تعداد اشعار پرخاشگرانه، انتقادی، اصلاحی و اجتماعی عارف بنابر مصلحت‌ها از چاپ بازمانده‌است، من به حیث مهتمم دیوان عارف به صراحت می‌گویم که چنین کاری صورت نگرفته است. امیدوارم خوانندگان محترم بعد از مطالعۀ این بیت قضاوت خود را داشته باشند.
چو نیست اهل قناعت نمی‌شود قانع
بهانه‌جو به‌کجا بی‌بهانه می‌ماند

جلد اول جلد دوم مجموعه‌ی کامل
انتخاب گزینه‌ها این محصول دارای انواع مختلفی می باشد. گزینه ها ممکن است در صفحه محصول انتخاب شوند

رها در باد

محدوده قیمت: $34.00 تا $56.00

من موج‌های سرکش دریا را می‌دیدم که به هنگام توفان در هم می‌شکنند. نمی‌پنداشتم پرتو آذرخشی که در پی آن فریاد تندر برمی‌آید، بر پردۀ ستبر سایه‌ها شیارهای آتشین بکشد، و دیوار سنگی تردید _ این سیاه‌ترین حجاب  _ را بشکند.
تردید از نوشتنِ فریادِ درونی‌ام در پیوند با دنیای بیرونی، مرا به جدال سختی کشانیده بود. نشانه‌ای برای رهایی نمی‌دیدم؛ که ناگه زمان در خاموشی ژرف، فریاد کشید، تا همه ستیزه‌های زندگی، کشمکش‌های درونی، عاطفی و سیاسی خود را به دست امواج خروشان زمان بسپارم. به آنانی بسپارم که هرگز مرا درنیافته‌اند و آنانی که نیازموده‌اند، نمی‌دانند در نهانخانۀ جانم چه‌سان انبوهی از احساس‌ها، دریافت‌ها و خاطراتِ نهفته نشانه‌ای به رهایی می‌جویند. این خاطرات همچون بازتاب فانوسی، همه شب می‌سوزد و نقشی بر سقف می‌بندد.
با این همه، من نتوانستم نقش خویشتن را در آیینۀ هنجارها و رفتارهای دیگران ببینم و دریابم. من نقش خویش را بازتابی از رنج‌های زندان پدرم، اندوه ژرف مادرم و فریاد مردمم _ از زیر رگبار آتش  _ آن گونه دیدم و دریافتم، که به یادش می‌آورم تا روایتش کنم.
نمی‌دانم چه گونه دیوار سنگی تردید _ این سیاه‌ترین حجاب  _ را بشکنم و از کجا آغازش کنم.

انتخاب گزینه‌ها این محصول دارای انواع مختلفی می باشد. گزینه ها ممکن است در صفحه محصول انتخاب شوند

فروپاشی شاهنشاهی ساسانی

$35.00

در مہرماه سال اول هجری که پیامبر مکرم اسلام از مکه ب مدینه هجرت کرد و خشتِ بناى حاکمیتِ دینِ نوپدیدِ اسلام را برهنمودهائی کم الله تعالئ بر دست جبرئيل از فرازِ آسمانِ هفتم برایش می‌فرستاد بنا نہاد، ایران قدرتمندترین و ثروتمندترین و پیشرفته‌ترین کشور در کلِ جهان متمدن بود. سرزمینہائی کم ایران‌زمین نامیده می‌شد و اقوام ایرانی با گویش‌های گوناگونشان در درون مرزهای اين سرزمينِ پهناور جاگِير بودند. از شرقٍ تاجیکستان کنونی در همسایگی غربی چین، و از کرانۀ غربی سیردریا در شرق ازبكستان کنونی در همسایگی غربی ترکستان، و از جنوب دریای خوارزم (اکنون دریاچۀ آرال) در شمال ازبکستان کنونی در همسایگی جنوبی ترکستان، و از اواسط سرزمین پاکستانِ كنونى در همسایگی غربى هندوستان و جاهائى كه كويته و خضدار است شروع مى شد، ازباختریم و هَریوه و زاوُلستان و سيستان كه اكنون شامل بيشينة كشور افغانستان است می‌گذشت، پارت و هیرکانیه که اکنون نیمۀ جنوبی ترکمنستان است را در بر می‌گرفت و بسوی غرب بپیش می‌رفت تا به سرزمين‌هاى جنوب قفقاز مى‌رسيد كه اكنون كشورِ ترک‌نشین‌شدۀ آذربایجان است، و از آنجا به سرزمین‌های شرق و جنوب دریاچۀ وان می‌رسید که اکنون در شرق ترکیه است. دیگر زمین‌ہای ایرانی‌نشین که در درون قلمرو شاهنشاهی بود نیز شامل ایرانِ کنونی و همۀ کردستان می‌شد (کردستان اكنون بيشينه‌اش
در کشورهای عراق و ترکیه، و بخشی از آن در شرق سوريه است). مردمٍ اين سرزمين‌ها قوم بزرگ ایرانی را تشکیل می‌دادند و ایرانی‌زبان بودند و به گویش‌ہای گوناگونِ زبان ایرانی سخن می‌گفتند. زبان واحدٍ مشتركی که زبانِ دَرى ناميده مى‌شد و شامل مفردات مشتركِ همۀ گویش‌های زبان ایرانی بود زبان همگانى و مشتركشان را تشكيل می‌داد.

احمدشاه مسعود چگونه ترور شد؟

$35.00

احمد شاه مسعود وزیر دفاع دولت اسلامی و قهرمان ملی افغانستان؛ یکی از شخصیت‌های تاثیرگذار در عرصه‌ی سیاسی، نظامی و… افغانستان و منطقه بوده است، پژوهشی ویژه‌یی که در مورد ترور این چهره تابناک تاریخ کشور صورت گرفته تحت عنوان” احمد شاه مسعود چگونه ترور شد؟” یک تحقیق جامع، مدلل و در حین حال تازه‌ترین تحقیق است که بر پهلوهای پنهان چگونگی ترور احمد شاه مسعود پرداخته است.

تاریخِ «ممالک مقبوضه‌ی افغانستان»

$35.00

این وجیزه را به هیتلر نسبت می‌دهند که وقتی تصمیم خود «حمله به پولند» را با جنرالانش در میان گذاشت، یکی از آنان به یاد آورد که امنیت پولند را انگلیس و فرانسه تضمین کرده‌اند؛ جامعه‌ی جهانی ما را محکوم می‌کنند. او فریاد برآورد و به آن جنرال گفت: «تاریخ را فاتحان می‌نویسند، اگر آنجا را تسخیر کردیم، تاریخ را ما می‌نویسیم».
وقتی به کتب نوشته شده در تاریخ افغانستان نگاه می‌کنم، بسیاری از آنان را مصداق گفته‌ی هیتلر می‌یابم؛ حتی آن تک‌نوشته‌هایی را که مؤلفان آن‌ها کوشیده‌اند اتهام همسویی با جریان فاتح به آن‌ها زده نشود. با آن که سخن هیتلر را اکثر آنانی که جزو جریان غالب یا فاتح نبودند، دریافته‌اند؛ اما راه بیرون آمدن از این جریان را کمتر کسی نشان داده است. یعنی باز نمودن آن رویدادها و حوادثی که ضمن بیان تاریخ فاتحان، در حاشیه مانده‌اند و کم‌اهمیت انگاشته شده‌اند، که شاید آن را «میان خطوط تاریخ» یا «پشتِ روی تاریخ» نامید.
یک مثال بسیار برجسته‌ی این مدعا، کتاب «پایان بالادستی تاریخی» نوشته‌ی جاناتان‌لی مورخ انگلیسی است؛ او از تذکرات مبهم و مختصر و بعضاً محقر محمودالحسینی پیرامون کسی به نام حاجی‌بی‌مینگ، روایت مستقل آفریده؛ جریان فرعی‌ای را که در لابه‌لای شرح تاریخ فتوحات احمدشاه ابدالی، کمرنگ و بی‌رمق می‌نمود، تبدیل به جریان اصلی تاریخ نموده، تا حقیقت سلسله‌ای را که از سال ۱۷۴۷ تا 1892م از میمنه بر «چهارولایت» _ یعنی شبرغان، سرپل، اندخوی و میمنه _ حکمرانی داشتند، بیان کرده باشد.
البته کشف و بیان جریان‌های فرعی تاریخ، یعنی بازگویی جریان‌های مغلوب به معنای اختراع، بزرگ‌نمایی و یا جعل اسناد نیست؛ آن‌گونه که میان تاریخ‌نویسان رسمی و قومی افغانستان مروج است؛ بلکه نقد و بررسی اسناد موجود و بازبینی آنان و برملاسازی اهمیت آنان و کشف روابط میان رویدادها و حوادث به ظاهر پراکنده و جدا از هم است که آن حقیقت را متجلی می‌سازد. بی‌گمان دستیابی مورخ به اسناد و آثاری که تازه شناخته شده‌اند، و مورخین پیش از او به دلیل نشناختن آن اسناد و آثار، راه خطا رفته‌اند، غیر از آن چیزی است که می‌خواهم بگویم.

جلد اول جلد دوم مجموعه‌ی کامل
انتخاب گزینه‌ها این محصول دارای انواع مختلفی می باشد. گزینه ها ممکن است در صفحه محصول انتخاب شوند

پیامدهای بازگشت طالبان

$36.00

سی سال است که افغانستان با تهدیدات بالفعل گروهی به نام طالبان مواجه بوده و علی‌رغم افت‌وخیز‌های سنگین و شدید، این گروه سه سال است که بار دیگر بر سرنوشت مردم افغانستان حاکم شده است. طالبان طی سه دهه‌ی گذشته، چهار مرحله را سپری کرده‌اند:
۱) ظهور این گروه تا تصرف کابل و ساقط‌کردن حکومت برهان‌الدین ربانی در سال 1996 میلادی؛
۲) آغاز حاکمیت این گروه بر 80 الی 90 درصد از خاک افغانستان در مدت پنج سال تا 2001 میلادی؛
۳) سقوط حاکمیت طالبان و فرار دسته‌جمعی اعضای این گروه به پاکستان و ایران و آغاز جنگ شانزده‌ساله با دولت جمهوری اسلامی افغانستان و نیروهای ائتلاف بین‌المللی مستقر در افغانستان تا اگست 2021؛
۴) بازگشت دوباره‌‌ی طالبان به قدرت سیاسی و احیای امارت اسلامی دلخواه‌شان.
محتوای این کتاب بر بازخوانی مراحل چهارگانه‌ی ظهور طالبان تا امروز و به طور مشخص حاکم‌شدن دوباره‌ی این گروه در فردای سقوط نظام جمهوری افغانستان در ۱۵ اگست 2021 میلادی و پیامد‌های منفی تداوم حاکمیت طالبان و تهدیدات منطقه‌ای ناشی از حضور مجدد و رشد گروه‌های تروریستی خارجی زیر چتر حمایتی امارت اسلامی متمرکز است.
ذکر این نکته لازم است که سقوط جمهوری اسلامی افغانستان در ۱۵ اگست 2021 میلادی و بازگشت مجدد طالبان، فاجعه‌ی جبران‌ناپذیری را برای مردم افغانستان رقم زده است و فاز جدیدی از تهدیدات تروریستی و هراس‌افکنی در افغانستان و کشور‌های منطقه گشوده شده است. در این چهار مرحله، طالبان بهانه‌های مختلفی برای توجیه اعمال‌شان تحت نام جهاد داشته‌اند؛ در مرحله‌ی اول آن‌ها مدعی شدند که علیه شر و فساد (دولت اسلامی) قیام کرده‌اند. در مرحله‌ی دوم ادعا کردند که افغانستان را از خانه‌جنگی و ملوک‌الطوایفی نجات داده‌اند. در مرحله‌ی سوم که هم‌زمان با استقرار نظام جمهوری و حضور نیروهای خارجی در افغانستان بود، بهانه‌ی طالبان مبارزه و جهاد آن‌ها به‌مثابه‌ی فرض عینی علیه اشغال و نظام جمهوری بود که طالبان آن را «اداره‌ی کابل» می‌خواندند. در مرحله‌ی چهارم که در پیامد توافق‌نامه‌ی دوحه میان طالبان و امریکا صورت گرفت، طالبان جنگ‌شان را علیه نیروهای امریکایی متوقف، اما همچنان علیه نیروهای دفاعی و امنیتی نظام جمهوری تحت نام «جنگ علیه باغیان» ادامه دادند و با بازگشت این گروه به قدرت سیاسی و احیای امارت اسلامی، کماکان این گروه در اشکال مختلف با مردم افغانستان در جنگ هستند. این در حالی است که در چهار مرحله‌ی ذکرشده، جز طالبان و ملاهای پاکستانی، بسیاری از علمای برجسته و چهره‌های مشهور دینی در کشورهای اسلامی، مشروعیت اعمال و اقدامات طالبان را تأیید نکردند.

انتخاب گزینه‌ها این محصول دارای انواع مختلفی می باشد. گزینه ها ممکن است در صفحه محصول انتخاب شوند

احمدشاه مسعود شهید راه صلح و آزادی (دورۀ دو جلدی)

$45.00

صاحب این قلم در زمان حیات احمد شاه مسعود، یکی از منتقدین او بود، و در رساله‌ها و مقالات متعددی عملکردهای او را به نقد می‌کشید، تا سرحدی که برخی‌ها این نقدها را به دشمنی با ایشان تعبیر می‌کردند و اشخاصی هم به گستاخی و ناسزا گویی.
اما حالا که مسعود از قید حیات رسته است و هیچ نفع و ضرری برای ما رسانیده نمی‌تواند، اظهار این حقیقت را بی‌هوده نمی‌دانم که بگویم: نقد عملکردهای احمد شاه مسعود برای نویسنده یک امر ناسنجیده نبود، بل‌که حساب شده و از روی انتخاب به آن مبادرت می‌ورزیدم و عواقب آن را که می‌توانست هرچه بوده باشد، پذیرفته بودم، دست کم محرومیت از کمک‌های جبهه و تهدید و سرزنش‌های لفظی، ولی برای ادامه‌ی این کار دلایلی برای خود داشتم و بر آن پیوسته ادامه می‌دادم. یکی این‌که: می‌دیدم، در اطراف احمدشاه مسعود بسان سایر شخصیت‌های برجسته‌ی سیاسی- نظامی، مداحان و چاپلوسان فراوان وجود داشتند، و همیشه لب به تعریف او می‌گشودند، بنابراین به کسانی نیاز مبرم بود، تا در برخی مواقع به او اعتراض کنند و از نارسایی‌های او بگویند، تا وی به‌اشتباهاتش متوجه گردد، که در واقعیت این کار به منظور تخریب، توهین و بی‌احترامی نه، بل‌که در کمال احترام و خلوص نیت به ایشان صورت می‌گرفت و هدف هم، موفقیت هرچه بیش‌تر ایشان بود.
دلیل دومی آن بود که: صاحب این قلم از آغاز به شخصیت مسعود و کارنامه‌هایش ارج خاصی قایل بوده و او را بالاتر از سایر چهره‌های مطرح در عرصه‌ی سیاسی – نظامی‌کشور می‌دانست؛ از این رو ایشان را قابل نقد می‌انگاشت، چون در او محاسن فراوان و نواقص محدودی می‌دید و برایش آینده‌های بهتر و روشن‌تری را انتظار داشت، و حتی کار بازار هم بر همین اصل استوار است که طلا را به نقد می‌کشند و محک می‌زنند، نه هر سنگ و چوب را.
شاید علت سومی هم در این راستا بی‌دخل نباشد و آن این‌که: صاحب این قلم به صورت طبیعی از عهده‌ی تجلیل به خوبی بر نمی‌آید و در عوض به تحلیل و تجزیه میل و رغبت نشان می‌دهد.
درست، چهار روز قبل از شهادت احمد شاه مسعود در خواجه بهاء‌الدین از وی پرسیده شد که چند سال داری؟ پس از شوخی و مطایبه‌ای در پاسخ گفت: «برای هر انسانی اندازه و طول عمر چندان اهمیت ندارد، بل‌که مهم این است، که این عمر در چه راهی و چگونه صرف شده است، من 49 سال دارم.»
چه نیکو است سخن خودش را به‌کار ببندیم و بررسی کنیم که مسعود عمرش را چگونه صرف کرد و چه کوه و کوتل‌هایی را پشت سر گذاشت تا بدین جا رسید. من مفتخرم که کارنامه‌های دوران جهاد و مقاومت ایشان را از نزدیک شاهد بوده‌ام و با ایشان از نزدیک آشنایی و همکاری داشتم. این امر صلاحیت آن را به نویسنده می‌دهد، که تحلیل و برداشت‌های خود را نسبت به وی جمع‌بندی نماید. تا در فرجام دیده شود که آیا آنچه امروز راجع به مسعود می‌گویند و از او تحسین می‌دارند، بر او بسنده است و یا این‌که مسعود کسی است که بسی فراتر از این‌ها حق دارد.

د افغانستان قوم پيژندنه

$48.00

غواړم څو اړیـن ټـکي د لوستونکو د خبرتیا لپاره یاد کړم چې څنگه مې د ” افغانستان په اتـنـوگرافۍ کې پـلـټـنـه ” تر لاس لاندې ونـیـوله.
د روان کال په پـﯧـل کې ول چې پوهاند . گ. ډبـلیو. لیتـنـر د خـتـیـځـپوهانو نهم کانگرس ته چې په پام کې ول د ۱۸۹۱ ز کال په سپټمبر کې په لندن کې راغونډ شي د گډون لپاره وبللم؛ ترڅنگ یـې راڅخه غوښتل سوي ول چې د کانگرس د چارو په هکله د یوې مقالې یا یو مونوگراف په لیکلو ونډه واخلم. د بلـنـې په منلو کې مې تردید نه درلود چې په کانگرس کې د غړې په توگې گډون وکړم خو د کانگرس په چارو کې د ونډې اخـﯧـسـتـنې خـبـره د عادي گډون په پرتـلې بل څه ول. تـر یـوه مهاله مې په دې کې شک درلود چې څه شی به د کانگرس مخې ته کښـﯧـږدم چې د جوړېــدونکي غونډې په چارو کې د ښکـﯧـلو ونډه والو پوهانـو د پاملرنې ارزښت ولري. وروسته مې پام شو چې د یو شمــﯦــر بـﯦـلابــﯦــلو پریمانو یادښتونو کواړۍ راسره پرته ده او هم مې په خپل ذهن کې ډول ډول معلومات ساتلي ول – دا ټول هغه معلومات ول چې په خپله د خلکو له منځه راټول سوي ول – او ټول یـې د افغانستان – د استوگنو پرگنو په هکله ول، ما په پام کې درلودل چې یوه ورځ به دا ټول معلومات د یوﮤ کتاب په ډول له هغو تجربو سره یو ځای خپاره کړم چې د پرتمـیـنې ملکې علیاحضرتې د هند ددولت په چوپـړ کې مې د خپل کاري ژوند په بــﯦــلابــﯦـلو چارو کې د فعالې اسـتــثـنائـي دندې په ترڅ کې ترلاسه کړې وي. خو هماغسې چې د ” یوې ورځې اصطلاح” په خـپـلـه په نا محسوس او ناڅرگند تالاب کې ‌ډوبه ده دا ” یوه ورځ” هم د بـﯧـلابـﯧـلو لاملونو له کبله نن په سبا کـﯧـدله. د همدې خبرې په روڼا کې د کانگرس غونډې ما ته دا شـﯧـبـه په لاس راکړه چې ورڅخه په گـټې اخـﯧـسـتـنـې هغه بې گـټې شیان د لوستونکو مخې ته کښـﯧـږدم چې تر دې دمه له ما سره پاتې سوي ول – د بې گـټـې د اصطلاح له کارولو څخه زما موخه په داسې چارې کې زما گډون دئ چې راټول سوي شیان د هغو علماوو مخې ته کــښــﯦـږدم چې وړتیا یـې تر ما لوړه ده تر څو د علم او پرمختگ پر بنسټ د بـﯧـلابـﯧـلو موادو له منځه د رښتیاتوب پر اړخونو یـې روڼا واچوي. له دې کبله مې پرېکړه وکړه چې د ” افغانستان په اتـنـوگرافۍ کې پلټنه” دا نـﯧـمـگړی مونوگراف د کانگرس د خـتـﯧـځـپوهانو مخې ته چې په بـﯧـړه او چټکۍ لیکل سوی په ډاډمنې هیلې کښــﯦـږدم– چې د خپلې جذابې موضوع په لوستلو راتلونکو څـﯧـړونو ته لار ومومي.

خاطرات

$54.00

مرحوم فرهنگ نوشتن خاطرات خود را هم‌زمان با تألیف اثر تاریخی‌اش «افغانستان در پنج قرن اخیر» در سال‌های واپسین زندگی‌اش روی‌دست گرفت. چنان می‌نماید که وی حق اولویت را برای تألیف اثر تاریخی‌اش قائل شده بود و هر باری که جستجوی مدارک و اسناد در نوشتن آن کتاب سکته‌گی وارد می‌نمود، نوشتن خاطرات خود را روی‌دست می‌گرفت. چون صحتش رو به خرابی می‌رفت، گویا وقت خود را ضیق می‌دید و در تلاش بود تا قسمت‌های مهم هر دو را در قید تحریر درآورد. از همین‌جاست که کتاب «افغانستان در پنج قرن اخیر» را قبل از نوشتن باب‌های اخیر به چاپ رساند. به تعقیب آن، دو باب دیگر را نوشت و به نشر سپرد و پس از آن در پی تهیه‌ی قسمت‌های آخرین آن برآمد. وی نوشتن قسمت اخیر خاطرات خود را که از نگاه فعالیت‌های سیاسی کم‌بار می‌باشد و نوشتن مقدمه‌ی این اثر را که برای هر مؤلف یک رکن مهم اثرش می‌باشد و توسط آن مرام خود را از نوشتن آنچه می‌نویسد با خواننده شریک می‌سازد، به آینده موکول کرده بود.
متأسفانه بخت با او یاری نکرد و در حالی که به منظور جمع‌آوری اسناد و مدارک برای نوشتن آخرین قسمت کتاب تاریخش راهی کتاب‌خانه‌ی کانگرس امریکا بود، در اثر یک حمله‌ی قلبی صاعقه‌آسا، جان به جان‌آفرین تسلیم نمود.
بدین ترتیب، نوشتن خاطراتش ناتمام ماند. اما خوشبختانه توانسته بود خاکه‌ی قسمت بزرگ آن را بنویسد و همین اجازه داد که آن‌را چاپ و به دسترس علاقه‌مندان قرار دهم.
در مورد آن قسمت از واقعات زندگی مرحوم فرهنگ که خود او نتوانست آن‌را بنویسد، مهتمم بر آن شد تا با رعایت و احترام به روندی که نویسنده در تألیف اثر خود از آن پیروی نموده است، آنچه را به ثقات می‌داند، تحت عنوان «سرانجام» در ختم نوشته‌ی مؤلف اضافه نماید تا خواننده‌ی گرامی، حداقل، از خطوط درشت واقعات بعدی حیات سیاسی مرحوم فرهنگ آگاه گردد؛ حیات پر از فراز و نشیب اما مملو از عشق وطن، حیاتی که، عاری از هرگونه تعصب قومی، مذهبی، لسانی و عقیدتی، همیشه در خط مجادله برای تأمین عدالت اجتماعی در افغانستان و اعتلای مردم آن قرار داشته است.