رهبران سیاسی و بحران مدیریتی در افغانستان
$25.00بیتردید افغانستان یکی از کشورهای است که دست کم در چهاردهۀ پسین، شاهد ناگوارترین رویدادهای سیاسی بودهاست؛ بهباور نویسندۀ این سطور، ضعف رهبران سیاسی عامل مهمی در تداوم بحران و نابسامانی در این سرزمین پنداشته میشود. متاسفانه افغانستان در طی عمر ۲۳۰ سالهاش پیوسته از ضعف رهبران سیاسی در راستای رهبری خردمندانه در حوزۀ سیاست و مدیریت رنج برده و افزون برآن، تمایل وافر آنان در جهت وابستهگی به کشورها و قدرتهای بیرونی دامنۀ بحران را بیش ازحد گسترش دادهاند. بیگمان بیان همۀ آن بحرانها و رویدادهای تاریخی که افغانستان شاهد آنها بودهاست اعم از بحران در دورههای سلطنتی، امارتی، شاهی مطلقه و شاهی مشروطه، از توان و حوصلۀ این رساله بهدور است؛ اما قصد من نگاهی اجمالی به آن دورههای از تاریخ کشور است که رهبران سیاسی این سرزمین زیر نام نظامهای جمهوریت، جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان، دولت اسلامی و دولت جمهوری اسلامی، اقتدار سیاسی کشور را بهدست داشتند.
به عبارۀ دیگر، حوزۀ اصلی پژوهش بنده، بیان و بررسی مواردی چون تأثیر عدم آگاهی کافی شهروندان، نقش تعصب و تبعیض رهبران سیاسی کشور در حوزۀ دولتداری، توسل رهبران سیاسی کشور به ابزار نامشروع بهخاطر رسیدن بهقدرت سیاسی، وابستهگی عمیق رهبران سیاسی افغانستان به کشورها و قدرتهای بیرونی و بالاخره مداخلۀ کشورهای بیرونی در امور افغانستان، طی چهاردهۀ پسین است. بیتردید که موارد فوق، از دید بنده از جمله عوامل اصلی تشدید بحران سیاسی- مدیریتی در طی سالهای۱۳۵۲ الی ۱۳۹۳ ه.ش در کشور پنداشته میشوند.
Panjshir During the Jihad
$10.00Praise be to Allah, and peace and blessings of Allah be upon the Prophet Mohammad.
When the Soviet forces left Afghanistan after ten years of a bloody war, it marked one of the most historic events in human history. The cruel Russian empire was pushed to the brink of destruction by the sacrifices of our Muslim nation. The heroic struggle of our people provided hope to nations under foreign occupation. I felt the need to collect and publish my thoughts and notes about the strife of our people to become a window of hope for oppressed people worldwide.
Undertaking the immense task of writing about the struggle of our great people was beyond my ability. This work requires a long time and collective efforts by individuals with scholarly and literary expertise. I felt the responsibility to document the bloody history of our Islamic revolution so that it is not forgotten. It would be a great honor for me if this publication motivates scholars and learned individuals to write the full history of our blessed Jihad.
تغزل در پاییز و دینه روزهای کابل
$7.50«پاییز، کوچه، رقص درختان قشنگ شد
نرگس تو آمدی و خیابان قشنگ شد
پاییز با تمام وجود از تو گفته است
با روسری زرد، سرود از تو گفته است
نرگس تو را به جان غزلهای تر بگو
در خانه که سکوت نبود اینقدر، بگو
نرگس جهان کوچک من چشمهای توست
اندوه مهربانی من خشمهای توست
این روزها گرفته هوا شاعرانه نیست
نرگس فضای کافه دگر عاشقانه نیست
با هرغروب میروم از کوچه دورتر
از شهر دور میشوم، از کوچه دورتر
این بیتهای لال به فریاد آمده
نرگس بدون روسریات باد آمده!
آنسوی دردهای سرم راه میروم
تا وادی ملایک و ارواح میروم
گم میشوم میان مه و تیرگی شام
تا میرسم به آخر این بیت ناتمام
پاییز، کوچه، رقص درختان قشنگ نیست
نرگس تو نیستی و خیابان قشنگ نیست!»
قبلۀ سوم؛ سرگذشتِ یک نسلِ برباد رفته
$11.00نگارنده بحیث کارشناس کمیتهٔ کنترُل حزبی در کمیتهٔ مرکزی، بیاد دارد وقتی عبدالرشید آرین رئیس كمیسیون کنترُل حزبی، امور دفتری را به عبدالرشید وزیری (رئیس جدید) تحویل میداد، آقای آرین كلید الماری اسناد و دوسیههای حفظ شدهٔ متهمین حزب را که به صدها پرونده و هزاران ورق می رسیدند، صرف در حضور آقای صالح محمد زیری به او تسلیم داد!
آن صدها دوسیه و هزاران ورق، مدارک و شواهد انکار ناپذیری بودند که باید قانوناً به دوران میافتیدند و متخلفین مجازات میشدند، اما بنابر مصلحتهای نامؤجه که در فوق اشاره شد، هیچ متخلفی مجازات نشد و اگرهم شدند از ردههای پائینی بودند که به جُرم زیاده روی در نوشیدن شراب، نرفتن به جبهه، غیرحاضری در جلسات حزبی و در آخر به اتهام مخالفت با پلینوم ۱۸ مستوجب سزا شناخته میشدند! برعکس، کسانی که مغایر اخلاق و اصول حزبی مرتکب وحدت شکنی، فرکسیون بازی، رشوه ستانی، اختلاس، سؤ استفاده از مقام، قتلهای عمدی، عیاشی و حتا تجاوز به نوامیس دیگران متهم بودند، نه تنها مجازات نشدند، بلکه ارتقای حزبی و دولتی نیز دریافت کردند!
یک بشقاب اندوه موزیکال
$8.00در نفرت از آوارگی، از زندگی، دوری
از وحشت پیآمد احساس مجبوری
بیرون شدن از چارچوب بغض و دلشوری
نفرین بهریش شیخها و شحنهها کردن
لعنت بهسال آخر دوران جمهوری
پای گریزت نیست از کابوسهای بد
راه گره افتاده با تعلیق و واپسها
چون داستان باد و رعد و سیب نارسها
شهر صعود دارها، سلّول محبسها
فصل نزول زامبیها، فصل کرکسها
سرکوبیات را، مردنت را، اعتراضت را
وقتی تو را بلعیده اوضاع مثلثها
به رنگ خشک سالی
$9.00پژمردهتر از شکستهبالی
در دامن شهر پر ملالی
بیحال و کرخت، میتوان گفت:
خود را زدهای به مرگحالی
دلتنگ زمان بچهگیها
دلتنگ زمان بیخیالی
پر میکشد از نگاه سردش
پروانه به رنگ خشکسالی
فنجان امید زندگی را
پاشیده به پای احتمالی
چون میگذرد مگو غمی نیست
درگیر هزار خانهخالی…
چهار قل
$17.00تا وارد بهشت افغانستان میشوید دو نفر آدم ریشدار با لباسهای مرتب و صورت نورانی، یکی بهنمایندگی از شورای علمای شیعه و دیگری بهنمایندگی از شورای علمای سنی، به استقبال شما میآیند. کاسه آبی به شما میدهند تا خستگیتان در برود. آنگاه از شما میخواهند که قبل از ورود کامل به بهشت، در حمام حوض کوثر استحمام کنید. روی دیوار حمام با خط درشت اما بدریخت نوشته شده، «حمام مردانه مخصوص طبقه ذکور.» وقتی وارد حمام شدید، پشت پرده میروید، کفن خود را میکشید و روی چنگکی آویزان میکنید. با ریختن اولین کاسه آب بر پشت خود متوجه میشوید که آب کثیف است و به جای این که پاک شوید شاشانگیز شدهاید. سر خود را از حمام بیرون میکنید تا علمای کرام را از این نقص فنی باخبر بسازید، متوجه میشوید که کفن شما نیست. آره! کفنی که اقارب شما از پول قرض تهیه کرده بودند و شما آن را روی میخ آویزان کرده بودید، را علما بردهاند. پس از چند ساعت دشنام دادن به زمین و آسمان مجبور میشوید لخت مادرزاد از حمام بیرون شوید. نگران نباشید. در بهشت افغانستان شما تنها کسی نیستید که لخت شدهاید. کفن همه را بردهاند.
امواج وحشی و پنجۀ نور
$11.00این شاعر توانا و ترانهسرا، فرزند حاجی عبدالحکیم، روز ششم جدی سال 1326 هجری خورشیدی در قریۀ امیر محمدخان ولایت غزنی دیده به جهان کشود. دروس ابتدایی را در مکتب سید جمال الدین افغانی و متوسطه و عالی را در لیسۀ نادریهی کابل خواند. در سال 1352 هـ. خ. از دانشکدهی ادبیات دانشگاه کابل به دریافت درجهی لیسانس نایل آمد. در سال 1354 هجری خورشیدی بیماری سرطان گریبانگیرش شد و سرانجام در 21 سرطان همان سال در شهر کابل به رحمت حق پیوست. خانواده و دوستان پیکرش را به ولایت غزنی منتقل و در زادگاهش دفن نمودند.(1)
«ازهر» با اینکه در جوانی درگذشت حدود هزار پارچه شعر در قالبهای گوناگون از شیوههای کهن و نو به یادگار گذاشت.
در سرایش ترانه شیوۀ ابتکاری و ویژۀ خود را داشت و در گفتن اشعار هزلآمیز استاد بود. شعرهای او دارای درونمایۀ عمیق اجتماعی است و از اندیشههای ترقیخواهانه مایه میگیرد. سرودههایش چندینبار برندۀ جوایز عالی مطبوعاتی شده است.(2)
شمسالدین مسرور آوازخوان شناختهشدۀ کشور که شهرت هنریاش را مرهون تصنیفهای زیبای «ازهر فیضیار» می داند و بیشتر از 100 پارچه شعر او را در آرشیف رادیو تلویزیون افغانستان ریکارد کرده است، اذعان میدارد که «نه تنها برای من، بلکه به شمار زیادی از آوازخوانان مشهور هر یک محترم استاد مهوش، ژیلا، ناهید، پرستو، هنگامه، سیما ترانه، احمد ظاهر، هماهنگ و چندین تن دیگر چشمۀ فیض بود. او افزون بر تضنیف، غزل، رباعی، دوبیتی و شعر آزاد، چندین درام منظوم نوشته بود، که بسیاری در آرشیف رادیو موجوداند. یکی از درامهایش به نام «بابه کپک» توسط هنرمندان بخش موسیقی هریک محترم سارا زلاند، ژیلا، جلیل زلاند و من (شمس الدین مسرور) تهیه گردید، در عرصۀ تیاتر استاد رفیق صادق، زینت گلچین و سید احمد هلال به دایرکت استاد صادق آن را ریکارد کردند.
رها در باد
محدوده قیمت: $34.00 تا $56.00من موجهای سرکش دریا را میدیدم که به هنگام توفان در هم میشکنند. نمیپنداشتم پرتو آذرخشی که در پی آن فریاد تندر برمیآید، بر پردۀ ستبر سایهها شیارهای آتشین بکشد، و دیوار سنگی تردید _ این سیاهترین حجاب _ را بشکند.
تردید از نوشتنِ فریادِ درونیام در پیوند با دنیای بیرونی، مرا به جدال سختی کشانیده بود. نشانهای برای رهایی نمیدیدم؛ که ناگه زمان در خاموشی ژرف، فریاد کشید، تا همه ستیزههای زندگی، کشمکشهای درونی، عاطفی و سیاسی خود را به دست امواج خروشان زمان بسپارم. به آنانی بسپارم که هرگز مرا درنیافتهاند و آنانی که نیازمودهاند، نمیدانند در نهانخانۀ جانم چهسان انبوهی از احساسها، دریافتها و خاطراتِ نهفته نشانهای به رهایی میجویند. این خاطرات همچون بازتاب فانوسی، همه شب میسوزد و نقشی بر سقف میبندد.
با این همه، من نتوانستم نقش خویشتن را در آیینۀ هنجارها و رفتارهای دیگران ببینم و دریابم. من نقش خویش را بازتابی از رنجهای زندان پدرم، اندوه ژرف مادرم و فریاد مردمم _ از زیر رگبار آتش _ آن گونه دیدم و دریافتم، که به یادش میآورم تا روایتش کنم.
نمیدانم چه گونه دیوار سنگی تردید _ این سیاهترین حجاب _ را بشکنم و از کجا آغازش کنم.
پیامدهای بازگشت طالبان
$36.00سی سال است که افغانستان با تهدیدات بالفعل گروهی به نام طالبان مواجه بوده و علیرغم افتوخیزهای سنگین و شدید، این گروه سه سال است که بار دیگر بر سرنوشت مردم افغانستان حاکم شده است. طالبان طی سه دههی گذشته، چهار مرحله را سپری کردهاند:
۱) ظهور این گروه تا تصرف کابل و ساقطکردن حکومت برهانالدین ربانی در سال 1996 میلادی؛
۲) آغاز حاکمیت این گروه بر 80 الی 90 درصد از خاک افغانستان در مدت پنج سال تا 2001 میلادی؛
۳) سقوط حاکمیت طالبان و فرار دستهجمعی اعضای این گروه به پاکستان و ایران و آغاز جنگ شانزدهساله با دولت جمهوری اسلامی افغانستان و نیروهای ائتلاف بینالمللی مستقر در افغانستان تا اگست 2021؛
۴) بازگشت دوبارهی طالبان به قدرت سیاسی و احیای امارت اسلامی دلخواهشان.
محتوای این کتاب بر بازخوانی مراحل چهارگانهی ظهور طالبان تا امروز و به طور مشخص حاکمشدن دوبارهی این گروه در فردای سقوط نظام جمهوری افغانستان در ۱۵ اگست 2021 میلادی و پیامدهای منفی تداوم حاکمیت طالبان و تهدیدات منطقهای ناشی از حضور مجدد و رشد گروههای تروریستی خارجی زیر چتر حمایتی امارت اسلامی متمرکز است.
ذکر این نکته لازم است که سقوط جمهوری اسلامی افغانستان در ۱۵ اگست 2021 میلادی و بازگشت مجدد طالبان، فاجعهی جبرانناپذیری را برای مردم افغانستان رقم زده است و فاز جدیدی از تهدیدات تروریستی و هراسافکنی در افغانستان و کشورهای منطقه گشوده شده است. در این چهار مرحله، طالبان بهانههای مختلفی برای توجیه اعمالشان تحت نام جهاد داشتهاند؛ در مرحلهی اول آنها مدعی شدند که علیه شر و فساد (دولت اسلامی) قیام کردهاند. در مرحلهی دوم ادعا کردند که افغانستان را از خانهجنگی و ملوکالطوایفی نجات دادهاند. در مرحلهی سوم که همزمان با استقرار نظام جمهوری و حضور نیروهای خارجی در افغانستان بود، بهانهی طالبان مبارزه و جهاد آنها بهمثابهی فرض عینی علیه اشغال و نظام جمهوری بود که طالبان آن را «ادارهی کابل» میخواندند. در مرحلهی چهارم که در پیامد توافقنامهی دوحه میان طالبان و امریکا صورت گرفت، طالبان جنگشان را علیه نیروهای امریکایی متوقف، اما همچنان علیه نیروهای دفاعی و امنیتی نظام جمهوری تحت نام «جنگ علیه باغیان» ادامه دادند و با بازگشت این گروه به قدرت سیاسی و احیای امارت اسلامی، کماکان این گروه در اشکال مختلف با مردم افغانستان در جنگ هستند. این در حالی است که در چهار مرحلهی ذکرشده، جز طالبان و ملاهای پاکستانی، بسیاری از علمای برجسته و چهرههای مشهور دینی در کشورهای اسلامی، مشروعیت اعمال و اقدامات طالبان را تأیید نکردند.
شاپرک های سفید
$6.00اواسط شـب هــم ســاکــت و خـالـی بـود. انگار ساختمانهای بلند تیره در خلأ خود خوابیده بودند. اما موتیوک بیدار بود. در اتاق کوچک و تاریک خود روی تختی نشسته و به قوطی زل زدهبود. موهای مشکی و ژولیده، سروصورتش را پوشانده بود و بدن استخوانیاش میان پتوی کلفتی محصور شده بود. قوطی را باز کرد و یک قرص را از داخلش خارج کرد. نوشتهٔ رویش را خواند «شادی… هاه؟» سپس قرص را خورد. انگیزهاش مشخص نبود. فقط میخواست این ابهام را که مثل مِهی غلیظ ذهنش را پوشانده بود، از بین ببرد تا احساسات پشت آن پدیدار شوند. چه شکلی بودند؟ چه رنگی بودند؟ خوب بودند یا بد؟زشت بودند یا زیبا؟ خاطراتش غمگین یا شاد بودند؟ فقط همین را میخواست بفهمد.
آن شب را مثل همیشه آرام و بیسروصدا، بدون هیچ رؤیایی خوابید. فقط انگار چند شاپرک سفید و بیرنگ در ظرف شیشهای داخل سرش در حال تکاپو بودند. میخواستند شیشه را بشکنند و فرار کنند.
چلبی نامه
$11.00«چلبینامه» پژوهشیست از نویسنده و کتابشناس نخبهی کشور، زندهیاد استاد «نیلاب رحیمی» و دستآورد سالها کوشش وی در راستای شناخت و بررسی تأثیر «حسامالدین چَلَبی»؛ آن جانِ آگاه بر روان خداوندگار بلخ، حضرت مولانا جلالالدین محمد بلخی که اگر توجه ویژهی وی نبود، امروز کتابی بهبزرگی «مثنوی معنوی» پدید نمیآمد و آسمان ادبیات عرفانی در حوزهی زبان پارسی بی تکستاره میماند.
در بسیاری از آثاری که تا کنون در پیوند به مولویشناسی و مثنویمعنوی نگارش یافته است، بیشتر پژوهندهگان در بارهی پیوندِ محوری مولانا با «شمس» سخن گفتهاند؛ اما کمتر پژوهندهای در مورد زندگی و میزان تاثیرگذاری حسامالدین چلبی بر مولانا پرداختهاست.
بیگمان حسامالدین چلبی بر بنیاد گفتههای مولانا، انگیزهای برای خلق مثنویست؛ مردی که در زمان پسامولوی سکاندار کشتی معرفتشناسی و روش «مولویه» است و هم اوست که با آگاهی کامل میراثدار فکری مولانا در حوزهی مولاناشناسی پنداشته میشود.
چلبینامه در واقع تلاشیست ویژه برای شناخت از حسامالدین چلبی آن یار خانقاه و خرابات مولانا که به زاویههای گوناگون شخصیت چلبی پرداختهاست.
افغانستان، شمشیر و شکست
$26.00ششم ماه می سال 2009 در مسکو، سترجنرال والنتین ایوانویچ وارینیکوف به عمر 86 سالگی چشم از جهان فروبست. او یکی از چهرههای برجستۀ نظامی شوروی و روسیه محسوب میشود. در جنگ دوم جهانی با فاشیزم جنگیده بود و هماو بود که در روز نهم ماه می 1945 در میدان سرخ مسکو، بیرق پیروزی شوروی را در جنگ دوم جهانی بر دوش میکشید.
در دهۀ اول سپتمبر سال 2000 در یکی از تالارهای بزرگ مجتمع نمایشگاههای روسیه، نمایشگاه بینالمللی کتاب برگزار شد. حسب معمول در روزهای فعالیت نمایشگاه، نویسندگان و مؤلفان دیدارهایی با خوانندگان و اهل مطالعه برگزار کردند و در مورد اثر خود معلومات دادند و جلسۀ پرسش و پاسخ برگزار شد. روز شش سپتمبر سترجنرال والینتین ایوانویچ وارینیکوف، کتاب هفتجلدی خود را زیر عنوان «بیهمتا» (Неповтремая) در مجمعی از اهل قلم و هواخواهان و نیز نمایندگان کور دیپلماتیک و مطبوعات معرفی نمود.
کتاب جنرال وارینیکوف در هفت جلد است و جلد پنجم آن دربارۀ افغانستان. برای اینکه معلوم شود چرا به ترجمۀ این اثر پرداختم، لازم است جنرال وارینیکوف بهطور مختصر معرفی گردد.
والنتین ایوانویچ وارینیکوف در دسمبر 1923 دیده به جهان گشود. آموزشگاه نظامی چرکاس را به پایان رسانید و سپس در اکادمی نظامی فرونزه و اکادمی نظامی ستردرستیز (ستاد مرکزی قوای مسلح) اتحاد شوروی، تحصیلات نظامی خود را تکمیل نمود.
موصوف در جنگ جهانی دوم طی سالهای 1942 _ 1945 اشتراک ورزید. وی در جنگهای انگولا، سوریه، حبشه و افغانستان نیز شرکت کرده بود.
10 سال معاون اول لوی درستیز قوای مسلح شوروی بود. از آن جمله چهار و نیم سال در افغانستان در سِمت قوماندان گروه اوپراتیوی وزارت دفاع شوروی اجرای وظیفه نمود و بعد در مقام قوماندان عمومی لشکرهای پیاده و معاون وزیر دفاع شوروی کار کرد.
در ماه اگست سال 1991 در جملۀ سایر اعضای کمیتۀ حالت اضطراری که در حقیقت کودتایی علیه گورباچف سازمان داده بودند، به زندان افتاد و در سال 1994 عفو گردید؛ ولی وارینیکوف از آن استفاده نکرد و در زندان ماند و دوسیۀ وی به محکمۀ عالی ارجاع گردید و از آنجا برائت حاصل کرد. در سال 1995 نمایندۀ دومای دولتی (مجلس نمایندگان پارلمان) انتخاب شد. همزمان رئیس انجمن قهرمانهای روسیه بود. در سال 2005 در سِمت رئیس لیگ دفاع از حیثیت و مصونیت انسان انتخاب شد.
والنتین ایوانویچ قهرمان اتحاد شوروی است. وی به مناسبت اختراع یک نوع اسلحۀ جدید، در سال 1990 جایزۀ لنین را بهدست آورد.
والنتین وارینیکوف از سال 1984 تا 1989 قوماندان عمومی اوپراتیفی قوای شوروی در افغانستان بود.
کتاب جنرال وارینیکوف زیر عنوان «افغانستان، هم رشادت و هم اندوه» نوشته شده است. اما مترجم ترجیح میدهد با نظرداشت محتوای کتاب، آن را زیر عنوان «شمشیر و شکست» خدمت خوانندگان تقدیم نماید.
سزاوار یادآوری است که این کتاب از نقطهنظر یک جنرال روسی نوشته شده است و با محتوای آن باید با احتیاط برخورد نمود. در کتاب هم حادث
ابوشکور بلخی
$10.00این کتاب دایر به روزگار، آثار، اهمیت و ارزش میراث برجایمانده یکی از شاعران برجسته همزمان استاد رودکی، حکیم ابوشکور بلخی معلومات میدهد. مؤلف بار اول محتوای اشعار ابوشکور را از نقطه نظر ارزشهای احیای ادبیات دوران سامانیان به بررسی گرفته، ارزش هنری، ادبی و اخلاقی آثار این شاعر حکیم را با دلیلهای معتمد ثابت نمودهاست. این تدقیقات نخستین ماناگرافی نسبتاً مکمل و جامع در بارۀ ابوشکور بلخی بوده، برای دانشجویان رشتۀ فیلالاگی فیلولوژی، لغتشناسی، متنشناسی و محققان و ادبیاتشناسان مفید خواهد بود.
از مُصحف خرد
$30.00نوشتهای که در دست دارید مجموعهای گردآوری شده از مقالات و نوشتههایی است که در سالیان پسین به دست صاحب این قلم به نگارش در آمده است. این نوشتهها تلاشی هرچند ناچیز در راستای تفسیر خردمدار از دین و مقولههای دینی است که در پیوند با رویدادها و شرایط پر تب و تاب افغانستان نوشته شده است. نویسنده به این برگها به چشم تلاشی در مسیر روشنگری دینی مینگرد، و جدا از میزان صواب و خطای آنها که به حسب دید ناظران و ناقدان تفاوت خواهد کرد، در پی آن است که تکانهای در ذهن شماری از خوانندگان و مخاطبان پدید آورد تا رکود و جمودی که اکنون در محیط ما دیده میشود و جز تکرار مکررات را در پی ندارد، ترَک بردارد و به جریان تفکر دینی در این خطه کمک کند که مسیر درستتری در پیش بگیرد، مسیری که به رهایی از اندیشههای تقلیدی و تکراری بینجامد و راه زایندگی و بالندگی را هموار کند. اگر این نوشتهها بتوانند مایه پیدایش پرسشها و گفتگوهایی شوند، حتی در سطح جدلی، اندکی از رسالت خود را ادا کرده و به هدفی که در پی آن است رسیدهاند. در این شرایط آشفته که اهل قلم در این سرزمین گرفتار آنند نمیتوان انتظارات فراوانی از آنان داشت و بار سنگینتری بر دوش آنان نهاد.
پشغور در آئینۀ جهاد
$56.00هدف از جمع آوری و نوشتن کتاب «پشغور در آیینه جهاد» این بوده که توانسته باشیم تا گوشهای از شهکاریها و تلاشهای مبارزان ومجاهدان منطقه را که بهخاطردفاع ازاسلام، وطن وإعلای کلمةالله قیام و جهاد کردند درج صفحات تاریخ سازیم. میبایست این کتاب خاطرات مجاهدین فراتر از منطقه پشغور را نیز احتوا میکرد، اما خاطره هر مجاهد به حدی طولانی است که گردآوری آنها از توان بنده خارج است. امیدوارم قلم بهدستان هر منطقه مطابق شناخت مبارزان ومجاهدان شان و بر حسب معلومات دقیق از شهکاریهای آنها چیزهایی بنویسند تا یاد و خاطره آنها نیز جاودانه بماند.
گرچه تلاش ما در این راستا بسیار اندک و نا چیز است، لیکن کوشش شده تا گوشهای از زحمات و جانفشانیهای مبارزین و مجاهدین منطقه را در این کتاب تبارز دهیم. زحمات و فداکاریهای قائد فقید ما احمد شاه مسعود شهید در رأس و تلاشهای پیهم سایر مبارزان و مجاهدان در دورههای مختلف جهاد و پیروزی علیه باطل مرا تشویق بر نگارش و تدوین این کتاب کرده است. علاوه از یاد و خاطره مردان حق، در این کتاب صحنههای عملی آنها در میدان نبرد و فتوحات چه در داخل و خارج پنجشیربه رشته تحریر آمده که از آنجمله فتح گارنیزیون پشغور از شاخصههای آن میباشد.
آزادی که یکی از نعمات الهی است، بدون تلاش و زحمات به دست نمیآید، بلکه برای شکستن موانع داخلی و بیرونی جانفشانیها باید کرد. فلهذا فداکاریهای مجاهدین در این راستا قابل قدر است. معلومات این کتاب در نتیجه ملاقات مستقیم با اشخاص یا از طریق تماسهای تیلفونی با آنها و یا هم توسط افراد سومی ثبت و درج شده است.
نویسنده در جریان برخی وقایع و سرگذشت آن روزگار نیز حضور داشتم، در لابهلای این کتاب برخی چشمدیدها و خاطرات خود را نیز دارم. علاوه از چشمدید اکثر وقایع و گزارشات پنجشیر را از طریق مخابره مرکزی پشغور که در آن مسئولیت داشتیم، آگاه میشدم.
در این کتاب تلاش شده تا وقایع آن روزگار را حتیالمقدور بر اساس چشمدید مجاهدین و مشاهدین به شکل مستند بازگو کنیم. در این شکی نیست که کتاب دستداشته با وجود تلاشها در دقیقبودن موضوعات و حوادث خالی از خطا و اغلاط نبوده و نیست. ممکن عدم ثبت تاریخ دقیق، وقایع و موقعیت دقیق برخی وقایع نسبت فاصله زمانی دلیل این امر باشد. همچنان ممکن است در بسا موارد در املا و انشا سکتهگیهایی نیز دیده شود که خود را از آن مبرا نمیدانم. فلهذا از خوانندهگان محترم خواهشمندم با ارسال ملاحظات نیک شان ما را در راستای بهترسازی موضوعات در چاپ بعدی همکاری نمایند.
یادداشت ها
$16.00نخستین آشنایی من با نام عینی و کتاب یادداشتهایش ریشهای سی ساله دارد؛ به روزگاری میپیوندد که مثل هر دانشجوی تهیدستی جویای خوب ارزان بودم و لذات زندگیم منحصر میشد به حظ بصری از ویترین مغازهها و بساط دستفروشان. در بساط یکی از کهنهفروشان خیابان لالهزار، چشمم به کتابی افتاد با قطع رقعی و جلد زرکوب. با پنج ریال وجه رایج و زورمند آن روزگار، خریدمش و به خانهام _ ببخشید _ به اتاقکم آوردم و خواندم و از نثر بیتکلف و لحن فارسی نویسندهاش خوشم آمد. آن کتاب جلد اول مجموعهایست که اینک پیش چشم شما خوانندگان قرار دارد.
اگر چه مطالب کتاب برایم خالی از جذبهای نبود، اما چون سالیان نخستین عمر من در ولایت دورافتادهی سیرجان گذشته است و آن هم در دورانی که محیط ما هنوز شباهتکی با محیط نشو و نمای عینی داشت، توصیفات نویسنده با همهی جذابیتش، چندان برایم تعجبانگیز نبود. آنچه در نخستین برخورد با جلد اول این کتاب به دلم نشسته بود؛ چنانکه گفتم، نثر روان و بیتکلف نویسنده بود و بس.
از این دکان قند
$15.00عبدالله عارف چاهآبی بین سالهای ۱۲۶۰-۱۳۲۲ خورشیدی زندهگی کردهاست. زادگاه عارف را دهکدۀ تخنآباد، شهرستان چاهآب، استان تخار میگویند. از سن پانزده سالهگی با فن شریف شاعری آشنا و از آن به بعد؛ حتا، تا سالهای پایانی زندهگیاش که خواری، نداری و نابینایی به یکبارهگی سراغ جان عزیز و طبع لطیف این مهم آمدند، دست از دامن این هنر گرامی رها نکرده و به نوازش و پرورش فرشتۀ الهام پرداخته است.
نخستینبار دیوان شعرهای عارف توسط محمد ابراهیم چاهآبی در سال 1373 خورشیدی گردآوری، چاپ و نشر شد که ما دست این مؤلف ارجمند و گرامی را به گرمی میفشاریم. تحمل بیشتر از ده سال رنج و ریاضت ایشان بود که امروزیها عارف میدانند و عارف میشناسند.
مجموعۀ شعری از این دکان قند دربرگیرندۀ تقریباً صد شعر موزون در قالبهای متفاوت است که توسط ادهم کاوه و مسیح سیامک از دیوان شاعر انتخاب شدهاند. این مجموعۀ شعری پُربار به دوستداران شعر و ادبیات پارسی تقدیم میشود.
فروپاشی
$18.00آن روز اگر تیر نمیخوردم و پایم زخم برنمیداشت، حالا به مقصد رسیده بودم؛ جایی که سزاوارش هستم. اما گویی بخت با من یار نبود که تیر خورم و به اینجا آورده شدم. شاید هم بخت با من یار بود که فقط زخمی شدم و به سرنوشت همراهانم گرفتار نشدم. سپاسگزار این مرد شریف هستم که به امان خدا رهایم نکرد. اینجا آورد تا مداوایم کند.
وقتی تیر خوردم، از جایم تکان نخوردم. خود را کنار سنگی گرفتم و صبر کردم. صبر کردم که روز بگذرد و تاریکی از راه برسد. شب هنگام سینهخیز و لنگلنگان از مرز گذشتم. صبح روز بعد، با پیرمردی روبهرو شدم؛ پیرمردی که اهل همین روستا است و ترک است. وقتی مرا در آن حال دید، به گمانم دلش به حالم سوخت. زیر بغلم درآمد و کمکم کرد. بدرقم جراحت برداشته بودم. چیزی نمانده بود که پایم را از دست بدهم.
صدایی رشتۀ خیالاتم را برهم میزند. سر میچرخانم و به بیرون نگاه میکنم. صدای سازی به گوشم میرسد. آه! خیلی گوشنواز است. چند روز است از جایم تکان نخوردهام. خیلی دلم میخواهد ببینیم بیرون چه خبر است. برمیخیزم. آخ! این درد لعنتی از پایم دستبردار نیست. درد طاقتفرسا در پایم جان میگیرد و به دو سمت خیز برمیدارد. درد را تحمل میکنم و لنگلنگان خودم را کنار پنجره میرسانم.