• 0 Items - $0.00
    • کتابی در سبد خرید شما نیست.

کورسویی زِ چراغی رنجور | داستانکِ ایرانیِ سیاست

$25.00

در اندیشۀ نام‌گذاریِ کتاب بودم؛ پیشاپیش، بخشی از شعر ارغوانِ ابتهاج را، برای سرواژۀ کتاب برگزیده بودم:
ره چنان بسته که پروازِ نگه
در همین یک قدمی می‌ماند
کورسویی ز چراغی رنجور
قصه‌پرداز شب ظلمانی‌ست
نفسم می‌گیرد
که هوا هم اینجا زندانی‌ست
ولی، در اندیشۀ گذاشتنِ نامک و عنوانک (سو تیتر= Sous-Titre) برای کتاب نیز بودم، که روزی از روزها، به‌هنگام بامدادان، در بیدارخوابی و خواب‌وبیداری، واژۀ داس در ذهنم نقش بست و دیدم که چه خوش! آمیزۀ حرفِ نخستِ سه واژۀ داستانکِ ایرانی سیاست نیز هست.
هیچم از یاد نمی‌رود که از نخستین خاطراتی که دربارۀ مهدی بازرگان می‌خواندم، رسيدم به‌جايی که یادی شده بود از «متاع» که او بنیان نهاده و کوته‌نوشت و کاهیدۀ چهار واژۀ «مکتب تربیتی اجتماعی و عملی» بوده است. نمی‌دانم چرا، ولی، خوشیِ ویژه‌ای داشت و گوارای روح بود؛ به‌ویژه دوچندان شد هنگامی‌که شنیدم همو، و به‌وقتِ اخراج برخی استادان از دانشگاه تهران، شرکت «یاد» را ساخته که کاسته و سبک‌شدۀ سه واژۀ «یازده استاد دانشگاه» بوده است. زین‌سبب بود که در یکی از نخستین نوشتارهایم دربارۀ کرونا، به‌پیروی از سبکِ او، نوشتم که شهروند در دوران کرونازده در «دام» دولت افتاده است؛ و اینجا، منظور از دام، عبارت بود از دستکش، الکل و ماسک.
بگذریم!
راست آنکه، تاریخ ایرانی سیاست‌ورزی و زمامداری، بیش‌ازپیش، به آمیزه‌ای از «کورسو و چراغ و رنجور و داس»، همانند شده است؛ زِ‌یک‌سو، داس‌به‌دستان، درو کرده و ببریده‌اند هرآنچه دمِ دستشان بوده است، و، زِدیگرسو، امیدی است ‌که در چراغِ رنجورِ مردمانِ مُلک و مملکت، کورسو می‌زند و امیدواران را به‌ خود می‌خواند.