• 0 Items - $0.00
    • کتابی در سبد خرید شما نیست.

افغانستان، شمشیر و شکست

$26.00

ششم ماه می ‌‌سال 2009 در مسکو، سترجنرال والنتین ایوانویچ وارینیکوف به عمر 86 سالگی چشم از جهان فروبست. او یکی از چهره‌های برجستۀ نظامی شوروی و روسیه محسوب می‌شود. در جنگ دوم جهانی با فاشیزم جنگیده بود و هم‌او بود که در روز نهم ماه می ‌1945 در میدان سرخ مسکو، بیرق پیروزی شوروی را در جنگ دوم جهانی بر دوش می‌کشید.
در دهۀ اول سپتمبر سال 2000 در یکی از تالارهای بزرگ مجتمع نمایشگاه‌های روسیه، نمایشگاه بین‌المللی کتاب برگزار شد. حسب معمول در روز‌های فعالیت نمایشگاه، نویسندگان و مؤلفان دیدار‌هایی با خوانندگان و اهل مطالعه برگزار کردند و در مورد اثر خود معلومات دادند و جلسۀ پرسش و پاسخ برگزار شد. روز شش سپتمبر سترجنرال والینتین ایوانویچ وارینیکوف، کتاب هفت‌جلدی خود را زیر عنوان «بی‌همتا» (Неповтремая) در مجمعی از اهل قلم و هواخواهان و نیز نمایندگان کور دیپلماتیک و مطبوعات معرفی نمود.
کتاب جنرال وارینیکوف در هفت جلد است و جلد پنجم آن دربارۀ افغانستان. برای این‌که معلوم شود چرا به ترجمۀ این اثر پرداختم، لازم است جنرال وارینیکوف به‌طور مختصر معرفی گردد.
والنتین ایوانویچ وارینیکوف در دسمبر 1923 دیده به جهان گشود. آموزشگاه نظامی چرکاس را به پایان رسانید و سپس در اکادمی نظامی فرونزه و اکادمی نظامی ستردرستیز (ستاد مرکزی قوای مسلح) اتحاد شوروی، تحصیلات نظامی خود را تکمیل نمود.
موصوف در جنگ جهانی دوم طی سال‌های 1942 _ 1945 اشتراک ورزید. وی در جنگ‌های انگولا، سوریه، حبشه و افغانستان نیز شرکت کرده بود.
10 سال معاون اول لوی درستیز قوای مسلح شوروی بود. از آن جمله چهار و نیم سال در افغانستان در سِمت قوماندان گروه اوپراتیوی وزارت دفاع شوروی اجرای وظیفه نمود و بعد در مقام قوماندان عمومی لشکرهای پیاده و معاون وزیر دفاع شوروی کار کرد.
در ماه اگست سال 1991 در جملۀ سایر اعضای کمیتۀ حالت اضطراری که در حقیقت کودتایی علیه گورباچف سازمان داده بودند، به زندان افتاد و در سال 1994 عفو گردید؛ ولی وارینیکوف از آن استفاده نکرد و در زندان ماند و دوسیۀ وی به محکمۀ عالی ارجاع گردید و از آن‌جا برائت حاصل کرد. در سال 1995 نمایندۀ دومای دولتی (مجلس نمایندگان پارلمان) انتخاب شد. همزمان رئیس انجمن قهرمان‌های روسیه بود. در سال 2005 در سِمت رئیس لیگ دفاع از حیثیت و مصونیت انسان انتخاب شد.
والنتین ایوانویچ قهرمان اتحاد شوروی است. وی به مناسبت اختراع یک نوع اسلحۀ جدید، در سال 1990 جایزۀ لنین را به‌دست آورد.
والنتین وارینیکوف از سال 1984 تا 1989 قوماندان عمومی اوپراتیفی قوای شوروی در افغانستان بود.
کتاب جنرال وارینیکوف زیر عنوان «افغانستان، هم رشادت و هم اندوه» نوشته شده است. اما مترجم ترجیح می‌دهد با نظرداشت محتوای کتاب، آن را زیر عنوان «شمشیر و شکست» خدمت خوانندگان تقدیم نماید.
سزاوار یادآوری است که این کتاب از نقطه‌نظر یک جنرال روسی نوشته شده است و با محتوای آن باید با احتیاط برخورد نمود. در کتاب هم حادث

مبتلا به سقوط

$10.00

به ذهن ابر که آمد خیال باریدن
نکرد از خودش اصلاً سوال باریدن

نگفت شنبه و یک‌شنبه و دوشنبه و داشت
همیشه ریگی در کفش، سال باریدن

نماند جنگل و دریا و کوه و دشت که هست
تمام هستی ما احتمال باریدن

اگر نه ابر… چرا تکه تکه‌ایم پس از
به‌هم‌رسیدن‌مان در کمال باریدن؟

من ابر هستم با اسم مستعار غزل
به جستجوی مکان و مجال باریدن

به گوشه‌ای متمرکز نشسته‌ام که چطور
به واژه‌ها بدهم انتقال باریدن

رسید گریه و طوری گرفت بغضم را
که شد گرفته به آن گریه، حال باریدن

شیرین؛ زنی بر اوجِ زیبایی، خردمندی و شوربختی

$9.00

هرگاه به ابعاد شخصیت زنان راه‌یافته به اقلیم ادبیات فارسى درى نظرى انداخته شود، دریافته می‌شود که آنان معمولا سیما‌هاى تک‌بعدی‌اند. اگر ابعاد دیگری هم داشته باشند تحت تأثیر آن بُعد کمرنگ و نامحسوس هستند. گویا برای اجرای نقشی در صحنه آورده می‌شوند و با تمام شدن آن نقش از صحنه می‌روند و وظیفهٔ دیگرى نمى‌ماند که اجرا کنند.

رودابه برای آن به صحنه آورده می‌شود تا پهلوانى چون رستم را به دنیا بیاورد و بپرورد. تهمینه و کتایون برای آن حضور دارند تا در سوگ فرزندان‌شان سهراب و اسفندیار اشک بریزند که به دست مکارترین پهلوان شاهنامه «رستم» کشته می‌شوند (دومى نقش تاج‌بخشى هم دارد). سودابه براى آن حضور دارد تا انگیزه‌اى برای تراژیدى سیاووش گردد (زیبایى او را خون سیاووش تیره می‌کند). حرم عریض و طویل بهرام گور برای آن ایجاد گردیده است تا هوسباره‌تر محیطى براى هوسباره‌تر پادشاه ساسانى مهیا گردد.

لیلى (آن سیه‌چرده که شیرینى عالم با اوست) بیشتر نقش دوم را بازى می‌کند. او فداى تجلیل عشق مرد (مجنون) می‌شود. زلیخا در دو برههٔ زمانى دو نقش دارد: در برههٔ زمانى و شخصیت اول به هوس‌هاى نفسانى چنگ زده است و در پىِ برآورده کردن این هوس‌هاست. در این نقش که تنبارگى محور آن است، او سیماى اول داستان است. در برههٔ زمانى و شخصیت دوم تحت شعاع قدسیت حضرت یوسف قرار می‌گیرد و از یمن این مقام به موجودى فراانسانی مبدل می‌شود.

در این میان تنها شیرین است که سیماى چندبعدى دارد و همه ابعاد در سرتاسر داستان تا آخرین لحظهٔ زندگانىِ داستانى او موازى با هم پیش می‌روند. به نظر من اوست که نقش اول را بازى می‌کند نه خسرو. او در ادبیات فارسی دری یک سیمای شیرین، دلپذیر و کاملاً استثنایی است، شاید هم در ادبیات جهانی.

یک عنکبوت تار دوانده به جای تو

$11.00

دروازه وا بود… آمدم جا بود جولا نه
هرچیز پیدا بود در چشمم تو اما نه
سوراخ‌های میخ قاب عکس هایت بود
باقی پس از تو دیده می‌شد آنچه در خانه
با رفتن‌ات تبدیل شد قلبم به یک ذره
من از خودم هم ناامیدم از تو تنها نه
کشته زمانی می‌شوی وقتی زبانت را
دیوار‌ها می‌فهمند آدم‌های دنیا نه
شاید ترا هم لاجرم از یاد خواهم برد
این زخم‌ها، پس گردنی این روزها را نه!

افسانۀ گیلگمیش

$10.00

در گذشته‌های خیلی دور، آسمان و زمین باهم نزدیک بودند و از بالا کوه‌ها دست انسان‌ها به آسمان می‌رسید. خدایان و انسان‌ها در کنار هم می‌زیستند. خدایان در بلندای کوه‌ها و انسان‌ها در پایین کوه‌ها در دره‌ها کنار چشمه‌ها و رودخانه‌ها زندگی می‌کردند.
هزاران سال پیش در شهری بنام اوروک که دیوارهای بلند داشت، پادشاهی جوان، تنومند، خودخواه و ستم‌گر زندگی می‌کرد. شیر و گاو وحشی نر را بدون نیزه و شمشیر شکار می‌نمود. همه را وادار کرده بود در خدمت او باشند، حتا دختران جوان را برای خدمت به قصر برده بود و به دیدار پسران جوان نمی‌گذاشت. مردم از ستم گیلگمیش به ستوه آمدند، به خدایان زاری و شکایت کردند.
خدای آسمان (آنو) زاری و شکایت مردم را می‌شنود و به خدای قالب‌ساز (ارورو) فرمان می‌دهد که موجودی بسازد به اندازه‌ی گیلگمیش قوی باشد. خدای قالب‌ساز خاک را با آب دهان خود تر می‌کند و انکیدو را می‌آفریند. انکیدو تنومند بود، مانند زنان گیسوان بلند داشت و مانند شیر قوی و مانند پلنگ بیشه چابک بود. در گندم‌زار با حیوانات زندگی می‌کرد، حیوانات را دوست داشت و شکارچیان را نمی‌گذاشت حیوانات را شکار کنند یا آزار دهند. او یک مرد وحشی بود که خدایان برای زورآزمایی با گیلگمیش آفریده بودند.

آسمان و توماس ادیسون

$13.00

ناوقت شب بود. عوعو سگی از کوچه به گوش می‌رسید و هوای ملایم از لای پنجره نرم نرم داخل اتاق می‌ریخت و ‌پرده‌ها را آرام آرام تکان می‌داد. آسمان، دخترک خیالاتی، با چشمان بادامی، پوست گندمی، موهای فرفری‌ و همیشه متبسم و متفکر، روی بستر خوابش نشسته بود و به سفری که فردا پیش رو داشت، می‌اندیشید. او به دنیای خیالاتش غرق ‌شده بود. چشمانش راه کشیده بودند و در خیال، با دختر مامایش که هم‌سن و سالش بود، در قریه چکر می‌زد. خیال، دنیای او را رنگین ساخته بود. وقتی او خودش را با دختر مامایش بر سر مزرعه و روی پلوان‌ها و در کنار گل‌ها و پروانه‌ها و گنجشک‌ها تصور می‌کرد، لذت می‌برد و غرق در شادی و نشاط می‌شد.

پایان بی نهایت

$13.00

نشست و زُل زد و برخاست و دراز کشید
خدا چقدر عزیزم ترا به ناز کشید
ظرافت تنت آسان نمی‌شد آرایش
کشید و خط زد و پنسل گرفت و باز کشید
چقدر داد تکان دستِ خالقت را سیم
شبی‌که برق دوتا دیده را سه‌فاز کشید
برای آن‌که شوی جفت مرد زیبایی
ترا مطابق فرمایش ایاز کشید
به دانه‌دانه‌ی گندم وزید، رنگت را
پس از گرفتن چندین رقم جواز کشید
به رفع خستگیِ حمد و سجده و محراب
ترا برای پرستش پس از نماز کشید
درست گفت، ندانم کدام شاعر گفت:
خدا کشیدت و از کار دست بازکشید
هزار نمره گرفت از رقابت آزاد
ترا کسی‌که به قصد صد امتیاز کشید

مگس خیره‌سر

$11.00

این رویداد در میان مگس‌ها، در منطقه‌ای از آن شهر بزرگ رخ داد که ساختمان‌های بلند و بسیار متراکمی دارد. در آن‌جا ساختمان بسیار بلندی وجود داشت. پایین‌ترین طبقه‌ی این ساختمان، خانه‌ای بود که نور بسیار کمی داشت. نیم این خانه پایین‌تر از سطح زمین و در میان خاک بود. بلندمنزل‌های دو سوی کوچه‌ی تنگ، مانع ورود نور خورشید به این زیرزمین می‌شد. به همین سبب، از طرف صبح در آن خانه روشنایی دیر می‌آمد؛ اما شامگاه، تاریکی زود فراگیر می‌شد.
در آن زیرزمینی یک خانواده‌ی سه‌نفره زندگی می‌کردند: پدر، مادر و پسرشان. پدر و مادر هر دو سر کار می‌رفتند و پسرک دوره‌ی متوسطه را تازه شروع کرده بود.
در روز رخداد واقعه‌ای که می‌خواهم قصه کنم، در آن‌وقت شام، هم مادر و هم پدر هنوز از کار برنگشته بودند. پسر نیز از مکتب آمده و درس خوانده بود و خسته شده بود. کتاب درسی‌ای را که خوانده بود، روی میز باز گذاشته و تا موقع برگشتن مادر و پدرش، برای بازی‌کردن بیرون رفته بود.

کودکان آخرین جزیره

$11.00

موضوع یا به عبارت بهتر، موضوعات رمان جدید «زولفو لیوانِلی» بسیار جالب است. موضوعات متعددی با یک موضوع اصلی ربط پیدا می‌کند، مانند آثار بزرگ کلاسیک؛ یک اثر کلاسیک، پیوسته در اطراف و روی موضوع اصلی متمرکز می‌ماند. این رمان زولفو لیوانِلی نیز به دلایل زیادی در میان کلاسیک‌ها قرار می‌گیرد.
(…) «اینجه‌ممّد» یک رمان تک‌کاراکتری است. رمان‌های زولفو نیز تک‌کاراکتری یا به عبارت دیگر، شخصیت‌محور هستند. زولفو لیوانِلی در مورد یک دیکتاتور می‌نویسد. اگر مردم آن ترکیه‌ی زیبا، دموکراسی‌ای را تجربه نکرده‌ باشند و بدون هیچ حرفی درگیر جنگ شده باشند، به‌خاطر دیکتاتورهاست. دیکتاتورها همیشه یک نفر نیستند، بلکه می‌توانند چند نفر هم باشند.
(…) رمان زولفو، رمانی متفاوت و کاملاً جدید است. وقتی من این رمان را خواندم، بسیار متعجب شدم. زولفو یک اثر و یک رمان کاملاً جدید خلق کرده بود. اثر زولفو، برایم یک نوآوری غیر‌قابل‌پیش‌بینی بود. می‌خواهم نوآوری‌ای که زولفو خلق کرده است را به خواننده بگذارم، اما چه کنم که نمی‌توانم. ستمگر مرموزی است که ظلمش در ابتدا به چشم نمی‌آید؛ مغرور است، اما غرورش اصلاً واضح نیست. در چنین شخصیتی هرچیزی یافت می شود اما اصلا مشخص نیست یا او رفتارش را پنهان می‌کند. ما این اشخاص را می‌شناسیم؛ آن‌ها را خیلی خوب می‌شناسیم.

مروری بر شعر معاصر تاجیکستان

$25.00

زبان فارسی در فرارود (آن‌سوی رود آمو) بیش از هزارسال زیر فشار بوده است و این فشار هرزمان شدیدتر نیز شده است. سلجوقیان، قراخانیان، تیموریان، اشترخانیان، شیبانیان، منغیتیان و روسیه‌ی تزاری هیچ سودی نمی‌دیدند که این زبان رشد داشته باشد. از نیمه‌ی پسین سده نوزده که روسیه‌ی تزاری خاک امیرنشین بخارا را تحت استیلای خود قرار داد، کار زبان باز رنگی دیگر گرفت. سیدرضا علی‌زاده (تولد 1266خ/1887م) – (وفات 1324خ/1945م) که از فرزانگان زمان خود بود و در زمان بلشویک‌ها جان خود را از دست داد، در حق سلطه‌ی روسیه می‌فرماید: «دولت روسیه زبانی را به جز زبان روسی به رسمیت نمی‌شناخت و احترام نمی‌کرد… و برای محو زبان دیگر می‌پرداخت، چنان‌که مردم لهستان و اکراین را جبراً به ترک زبان مادری‌شان واداشته و آن‌ها را مجبور به روسی گفتن و نوشتن کرده بود.»

مبارزات مردم افغانستان در راه استقلال

$17.00

داکتر مراد بابا خواجه‌یف در کتاب دست داشته به بررسی نخستین مرحله بازی بزرگ و ارزیابی نخستین جنگ انگلیس در برابر افغانستان پرداخته است. کتاب با آن که در سال‌های اوج جنگ سرد و زیر داربست اندیشه‌های ایدئولوژیک مارکسیستی در شوروی پیشین نگاشته شده است، به رغم یک رشته نارسایی‌ها و روشن است یک جانبه گرایی، تا همین اکنون یکی از بهترین آثار در زمینه است.
تا جایی که در آثار پارسی دری چاپ شده در افغانستان و ایران و نیز آثار چاپ شده در شوروی پیشین و روسیه کنونی به زبان روسی دیده می‌شود، تا کنون کتاب مستقلی درباره جنگ اول افغان و انگلیس (سال‌های 1838 – 1842) به چشم نمی‌خورد. از این رو، اثر دست داشته در نوع خود اثر منحصر به فردی به شمار می‌رود. همین هم بود که ترجمه آن را از نیازهای تاخیر ناپذیر انگاشته و به آن دست یازیدم.

مکتب کهنه

$6.50

من به مکتب رفتم، مکتب‌خانه مانند خانه‌ی ما وسیع، دو بهره (چهاردره)، روشن و بیغلاغله نبود. مکتب یک خانه‌ی تنگ بود، دو در داشت، که یکی از آنها درآمد یک طبقه بود، آن در را هم در وقت‌های سرما پوشانده می‌ماندند. درِ دیگرش دریچه‌ای بود، که سه چهار-یک آرشین قد و نیم آرشین بر داشت. مکتب‌دار(معلم‌مان) به وی یک کاغذ(تریزه‌ی کاغذی) کرده برای در برف و باران ندریدن آن به کاغذش روغن زغیر مالیده بود. کاغذ روغنین چنگ و خاک کوچه را به خود گرفته بود، که مانند دم‌گیر دیگ سیاه و چرکین شده بود. اگر از خاطر فراموش نکرده باشم، آن کاغذ به‌روی پرچین مکتب‌دار همرنگی داشت. بنابر این از این دریچه هم به خانه روشنی درست نمی‌آمد. مکتب‌خانه از زیر سقف، از جایی که سقف با دیوار پیوند می‌یابد، از دو طرف دوتایی روزن‌های چهاریک آرشینی داشته باشد هم روشنایی‌های که از آن روزن‌ها می‌درآمدند، نه به زمین مکتب، بلکه به روبروی خود: بر دیوار خانه به زیر سقف می‌افتادند.

باغ آذریون‌ها

$11.50

پایهایم کشتزارِ زخمۀ ساطور هست
جنگلِ نارنج، صد فرسنگ از من دور هست

من که عمری انتظار باغ روشن می‌کشم
باغ آذریون‌ها پشتِ شبِ دیجور هست

منزل دوری که من امروز طی باید کنم
روستای روشنِ افرشته گانِ نور هست

در خیابان‌های خاکی نیست جز خیل گدا
جاده‌ها لبربز پایِ آدمِ مجبور هست

سیب باغی، تازه گل کردست و می‌گرید کسی
ممکن او رشکِ پری یا گریه‌هایِ حور هست

خانۀ پروانه‌های یادِ آتشگاه دور
کاسۀ خالیِ سر نه، کاسۀ تنبور هست

مرغهای خانگی! مجموعۀ مرغابیان!
پرسه در آفاق، بر باز و هُما دستور هست!

توده‌های سفیدپوست اروپایی‌سیما، نیامغولی و نیاتورکی در سپیده‌دم تاریخ

$16.00

کتاب علمی/ عامه فهم آگاهیبخش دست داشته ترجمه نوشته‌های داکتر اسکندر بایارف، دانشمند تاتاری است که به سال‌های 2012 تا 2014 در کهکشان انترنتی در باره توده‌های اروپاییدی و نیاکان تورکان و مغولان باستان پخش نموده بود. ما در همان سال‌ها این نوشته‌ها را ترجمه و در برگه فیس بوکی خود همرسانی کرده بودیم.
در کتاب دست داشته، هشت مقاله از مقاله‌های داکتر بایارف را که در سایت «دشت زویران» به زبان روسی نشر شده بود، ترجمه و آورده ایم.
داکتر اسکندر بایار (الکساندر بویارف)- پژوهشگر تاتاری، نویسنده کتاب پر ارزش «تاریخ پنهان تاتارستان»، از دانشمندان نواندیش و پر تلاشی‌اند که کوشیده‌اند با شالوده شکنی و هنجارشکنی، با دید نوینی، بیرون از تنگ نگری‌های تباری، زبانی و آیینی به تاریخ بنگرند. در سال‌های اخیر، پس از آن که دانشمندان چینی و جاپانی شرح و تفسیرهای تازه‌یی بر کتاب 24 جلدی تاریخ چین باستان (ائرشی سی شی) نوشتند و علم نسب شناسی (ژنیتیک) به شگوفایی رسید و پژوهش‌های تازه زبانشناسیک، سکه شناسیک، انسانشناسیک و ده‌ها علم دیگر دامنه یافت، و دستاوردهای کاوش‌های باستانشاسیک در دسترس عامه مردم قرار گرفت، دست به کار شد و در تارنمای وزین «دشت زویران» ده‌ها مقاله گرانسنگ نوشت.

برگرفته‌هایی از کتاب: «از اسکیتا تا هند- آریایی‌های قدیم: افسانه‌ها و تاریخ»

$12.00

این کتاب یکی از بهترین و وزین‌ترین کتاب‌هایی است که تا کنون در باره آریایی‌ها، ایرانی‌ها و هندی‌ها به رشته نگارش در آمده است. نویسندگان کتاب از بزرگترین و بنام‌ترین هندشناسان و ایران شناسان جهان‌اند. کتاب دست داشته بر پایه صدها کتاب و مقاله و داده‌های علمی- اکادمیک، آثار موزه‌ها و کتیبه‌های باستانی هند و ایران و آسیای میانه و روسیه و با به کارگیری از پیچیده‌ترین روش‌های علمی در باره موضوع مورد نظر نگاشته شده است و به رغم آن که از چاپ آن بیش از سه دهه آزگار می‌گذرد، بی تردید یکی از سنگین‌ترین آثار در زمینه است.
کتاب وزین «از اسکیتیا تا هند: آریایی‌های قدیم- اسطوره‌ها و تاریخ» که اکادمیسین بونگارد- لوین یکجا با داکتر ادوین گرانتوفسکی نوشته بودند، شهکار بی نظیری در زمینه تاریخ باستان است که چند بار جمعا در هشتاد هزار نسخه به چاپ رسیده است.

یادواره‌های عارف چاه‌آبی

$31.00

تألیف، تدوین و ترجمه در بخش‌های ادبی و فرهنگی، اجتماعی، تاریخی، دینی و سیاسی حایز اهمیت است ز‌یرا نسل موجود به آن دسترسی پیدا می‌کنند و نسل بعدی در روشنی کارکرد خلف‌شان قرار می‌گیرند.
هر اثری که حلۀ چاپ می‌یاید در حقیقت دُرهای آبدار سخن در قالب نظم و نثر از تندباد حوادث و نابودی در امان باقی خواهد ماند.
سال تولد عارف 1260 خورشیدی برابر به 1886 میلادی است که بعد از 63 سال زندگی پربار در سال 1322 خورشیدی مطابق 1934 میلادی در چاه‌آب پدرود حیات گفت.
عبدالله عارف نه‌تنها در زادگاهش افغانستان بلکه در شهرهای آنسوی آمودریا؛ بخارا، سمرقند، ترمز، قراتگین، پته‌کیسر، کولاب، بلجوان و خوقند مشهور و شناخته شده است. در این شهر دوستان خوبی یافته و در مجالس بیدل‌خوانی ماوراالنهر توانایی زیادی در تفسیر و تحلیل اشعار میرزا عبدالقادر بیدل کسب نموده است. این سخن‌سرای بی‌بدیل در حدود شصت هزار بیت سروده، از جملۀ اشعارش یکی بر ششم آن دستیاب گردیده که در سال 1373 خورشیدی حُلۀ چاپ یافت.
هستند کسانی که به این باورند که یک تعداد اشعار پرخاشگرانه، انتقادی، اصلاحی و اجتماعی عارف بنابر مصلحت‌ها از چاپ بازمانده‌است، من به حیث مهتمم دیوان عارف به صراحت می‌گویم که چنین کاری صورت نگرفته است. امیدوارم خوانندگان محترم بعد از مطالعۀ این بیت قضاوت خود را داشته باشند.
چو نیست اهل قناعت نمی‌شود قانع
بهانه‌جو به‌کجا بی‌بهانه می‌ماند

رهبران سیاسی و بحران مدیریتی در افغانستان

$25.00

بی‏تردید افغانستان یکی از کشورهای است که دست کم در چهاردهۀ پسین، شاهد ناگوارترین روی‏دادهای سیاسی بوده‏است؛ به‏باور نویسندۀ این سطور، ضعف رهبران سیاسی عامل مهمی در تداوم بحران و نابسامانی در این سرزمین پنداشته می‌شود. متاسفانه افغانستان در طی عمر ۲۳۰ ساله‏اش پیوسته از ضعف رهبران سیاسی در راستای رهبری خردمندانه در حوزۀ سیاست و مدیریت رنج برده و افزون برآن، تمایل وافر آنان در جهت وابسته‏گی به کشورها و قدرت‌های بیرونی دامنۀ بحران را بیش ازحد گسترش داده‏اند. بی‏گمان بیان همۀ آن بحران‏ها و روی‏دادهای تاریخی که افغانستان شاهد آن‏ها بوده‏است اعم از بحران در دوره‌های سلطنتی، امارتی، شاهی مطلقه و شاهی مشروطه، از توان و حوصلۀ این رساله به‏دور است؛ اما قصد من نگاهی اجمالی به آن دوره‌های از تاریخ کشور است که رهبران سیاسی این سرزمین زیر نام نظام‌های جمهوریت، جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان، دولت اسلامی و دولت جمهوری اسلامی، اقتدار سیاسی کشور را به‏دست داشتند.
به عبارۀ دیگر، حوزۀ اصلی پژوهش بنده، بیان و بررسی مواردی چون تأثیر عدم آگاهی کافی شهروندان، نقش تعصب و تبعیض رهبران سیاسی کشور در حوزۀ دولت‏داری، توسل رهبران سیاسی کشور به ابزار نامشروع به‏خاطر رسیدن به‏قدرت سیاسی، وابسته‏گی عمیق رهبران سیاسی افغانستان به کشورها و قدرت‌های بیرونی و بالاخره مداخلۀ کشورهای بیرونی در امور افغانستان، طی چهاردهۀ پسین است. بی‏تردید که موارد فوق، از دید بنده از جمله عوامل اصلی تشدید بحران سیاسی- مدیریتی در طی سا‏ل‏های۱۳۵۲ الی ۱۳۹۳ ه.ش در کشور پنداشته می‌شوند.

Panjshir During the Jihad

$10.00

Praise be to Allah, and peace and blessings of Allah be upon the Prophet Mohammad.

When the Soviet forces left Afghanistan after ten years of a bloody war, it marked one of the most historic events in human history. The cruel Russian empire was pushed to the brink of destruction by the sacrifices of our Muslim nation. The heroic struggle of our people provided hope to nations under foreign occupation. I felt the need to collect and publish my thoughts and notes about the strife of our people to become a window of hope for oppressed people worldwide.

Undertaking the immense task of writing about the struggle of our great people was beyond my ability. This work requires a long time and collective efforts by individuals with scholarly and literary expertise. I felt the responsibility to document the bloody history of our Islamic revolution so that it is not forgotten. It would be a great honor for me if this publication motivates scholars and learned individuals to write the full history of our blessed Jihad.

یک بشقاب اندوه موزیکال

$8.00

در نفرت از آوارگی، از زندگی، دوری

از وحشت پی‌آمد احساس مجبوری

بیرون شدن از چارچوب بغض و دل‌شوری

نفرین به‌ریش شیخ‌ها و شحنه‌ها کردن

لعنت به‌سال آخر دوران جمهوری

پای گریزت نیست از کابوس‌های بد

راه گره ‌افتاده با تعلیق و واپس‌ها

چون داستان باد و رعد و سیب‌ نارس‌ها

شهر صعود دار‌ها، سلّول محبس‌ها

فصل نزول زامبی‌ها، فصل کرکس‌ها

سرکوبی‌ات را، مردنت را‌، اعتراضت را

وقتی تو را‌ بلعیده اوضاع مثلث‌ها