• 0 Items - $0.00
    • کتابی در سبد خرید شما نیست.

نفس گرم غزل

$10.00

آغاز کردم‌‌ راه را با اشک‌ پیمودم
از صبح تا بیگاه را با اشک پیمودم
می‌خواستم جایی بیابم در کنار تان
از خانه‌ام تا ماه را با اشک پیمودم
می‌شد کنار دوستان خندید من اما
این فرصت کوتاه را با اشک پیمودم
بین من و یوسف تفاوت نی‌ست! چون من هم
آزردگیِ چاه را با اشک پیمودم
گفتند در دور و بر دفتر شدی پیدا
سرتاسر بنگاه را با اشک پیمودم
از گریه افتاده، شبیه مرده‌ها گشته
شب تا سحر که آه را با اشک پیمودم

قصه‌ی باغ ما

$10.00

از پشت پنجره‌ی منزل دوم خانه به منظره‌ی باغ می‌دیدم و آن را رسامی می‌کردم. آفتاب می‌تابید اما سبزه‌های نورس و جوانه‌برگ‌های درختان، پس از باران دیشب، هنوز تر بودند. روزهای پایانی سال بود و یک دو هفته‌ای به نوروز مانده بود. دیدم که موتر کوچکی در برابر دروازه‌ی باغ‌مان توقف کرد و پدرم از آن پیاده شد. چند نهال را از موتر پایین آورد. با شتاب به کمک‌اش رفتم و با هم نهال‌ها را به داخل باغ آوردیم. ریشه‌ی نهال‌ها را با گل و خاک آغشته و در داخل کیسه‌ی پلاستیک قرار داده بودند. سگ سفید من دوید و پلاستیک‌ها را دانه‌دانه بو کشید. حیف که هیچ وقت برایش نام دیگری انتخاب نکردم. او مثل همیشه دُم می‌جنباند و آماده‌ی خدمت بود. با پدرم کمک کردم و نهال‌ها را در جاهای مختلف باغ کاشتیم. پدرم گفت:
امیدجان، اِی نهال شفتالو ره خودت بشان.
براستی؟ چرا نی.

لانه در دودکش

$10.00

گندم زردشده در دم داسم چه کنم
اگر از سایۀ مرگم نهراسم، چه کنم؟
دلخوشی‌های سفرکردۀ من برگردید
روزگاری است که ویران از اساسم چه کنم
کاش سنگینی غم‌های مرا می‌دیدید
شانه‌ام خسته و من دست خلاصم، چه کنم؟
ای که یک‌مرتبه از ریشه مرا کنده‌ای آه
چهره‌ات را بشناسم، نشناسم؟ چه کنم؟
تو که جمع است دلت از همه‌چیز اما من
با پراکندگی هوش و حواسم چه کنم؟
من که تنها نفسم می‌رود و می‌آید
سال‌ها شد جسدی بین لباسم، چه کنم…

گنجی در سینۀ خاک

$12.00

سیدنادرشاه کیانی یکی از شاعران عارف و یا می‌توان گفت یک عارف شاعر است که در دوران معاصر زندگی می‌کرد. دوران زندگی سیدنادرشاه کیانی، برابر است با بحران‌های سیاسی افغانستان، دوران آواره‌گی در عصر امیر عبدالرحمن‌خان، دوران تبعیدی امیرحبیب الله‌خان و امارت امان‌الله‌خان وحکومت کوتاه مدت حبیب‌الله‌کلکانی (بچۀ سقاو) و دوران جنگ او با نادرخان در کابل، پکتیا و قندهار و دوران حکومت چهل سالۀ محمد ظاهرشاه.
او که رهبر مذهبی مردم اسماعیلیۀ افغانستان بود، درطول زندگی 75ساله‌اش فراز وفرودهای زیادی را تجربه کرد، از تبعیدها و سفرهای ناخواسته شروع تا نظربندشدن درکابل. به هرحال جوانی وی همزمان بود با پادشاهی امیرامان‌الله‌خان، که یک شاه روشنفکر، مشروطه خواه ومردم دوست بود. او که برای تمام ساکنین این سرزمین حقوق مساوی قایل بود، با جلوس به تخت شاهی، فرمان لغو تبعید شدگان را از طرف حکومت صادر کرد و خانوادۀ سید نادرشاه کیانی با استفاده از همین فرمان دوباره به کابل برگشتند. بعد از روی کارآمدن حبیب‌الله‌کلکانی، دوباره به بهسود فراری شده و تا پایان دورۀ فرمانروایی او در همان جا زندگی می‌کرد.

خاطرات

$54.00

مرحوم فرهنگ نوشتن خاطرات خود را هم‌زمان با تألیف اثر تاریخی‌اش «افغانستان در پنج قرن اخیر» در سال‌های واپسین زندگی‌اش روی‌دست گرفت. چنان می‌نماید که وی حق اولویت را برای تألیف اثر تاریخی‌اش قائل شده بود و هر باری که جستجوی مدارک و اسناد در نوشتن آن کتاب سکته‌گی وارد می‌نمود، نوشتن خاطرات خود را روی‌دست می‌گرفت. چون صحتش رو به خرابی می‌رفت، گویا وقت خود را ضیق می‌دید و در تلاش بود تا قسمت‌های مهم هر دو را در قید تحریر درآورد. از همین‌جاست که کتاب «افغانستان در پنج قرن اخیر» را قبل از نوشتن باب‌های اخیر به چاپ رساند. به تعقیب آن، دو باب دیگر را نوشت و به نشر سپرد و پس از آن در پی تهیه‌ی قسمت‌های آخرین آن برآمد. وی نوشتن قسمت اخیر خاطرات خود را که از نگاه فعالیت‌های سیاسی کم‌بار می‌باشد و نوشتن مقدمه‌ی این اثر را که برای هر مؤلف یک رکن مهم اثرش می‌باشد و توسط آن مرام خود را از نوشتن آنچه می‌نویسد با خواننده شریک می‌سازد، به آینده موکول کرده بود.
متأسفانه بخت با او یاری نکرد و در حالی که به منظور جمع‌آوری اسناد و مدارک برای نوشتن آخرین قسمت کتاب تاریخش راهی کتاب‌خانه‌ی کانگرس امریکا بود، در اثر یک حمله‌ی قلبی صاعقه‌آسا، جان به جان‌آفرین تسلیم نمود.
بدین ترتیب، نوشتن خاطراتش ناتمام ماند. اما خوشبختانه توانسته بود خاکه‌ی قسمت بزرگ آن را بنویسد و همین اجازه داد که آن‌را چاپ و به دسترس علاقه‌مندان قرار دهم.
در مورد آن قسمت از واقعات زندگی مرحوم فرهنگ که خود او نتوانست آن‌را بنویسد، مهتمم بر آن شد تا با رعایت و احترام به روندی که نویسنده در تألیف اثر خود از آن پیروی نموده است، آنچه را به ثقات می‌داند، تحت عنوان «سرانجام» در ختم نوشته‌ی مؤلف اضافه نماید تا خواننده‌ی گرامی، حداقل، از خطوط درشت واقعات بعدی حیات سیاسی مرحوم فرهنگ آگاه گردد؛ حیات پر از فراز و نشیب اما مملو از عشق وطن، حیاتی که، عاری از هرگونه تعصب قومی، مذهبی، لسانی و عقیدتی، همیشه در خط مجادله برای تأمین عدالت اجتماعی در افغانستان و اعتلای مردم آن قرار داشته است.

حزب دموکراتیک خلق افغانستان؛ کودتا، حاکمیت و فروپاشی

$22.00

کتاب حزب دموکراتیک خلق، کودتا، حاکمیت و فروپاشی با توجه به واقع گرایی و استفاده از اسناد موثق که در نگارش آن بکار رفته است، از همان چاپ نخست مورد استقبال قرار گرفت. من (نویسندۀ کتاب) در حالی که در موضع و جبهۀ مخالف حاکمیت حزب دموکراتیک خلق و در میان مجاهدین و تنظیم های جهادی و اسلامی قرار داشتم، تلاش کردم تا در این کتاب از منابع مربوط به حزب مذکور و از منابع شوروی که حامی دوران حاکمیت این حزب بود، استفاده کنم. از این رو، حزب دموکراتیک خلق و کارروایی و کار کردهای این حزب را نه از نظر مجاهدین که در برابر حاکمیت این حزب می جنگیدند، بلکه از نظر رهبران حزب و شوروی و در عملکرد حاکمان و حاکمیت این حزب تبیین و بررسی کرده ام.
حزب دموکراتیک خلق در سال‌های حاکمیت خویش از کمک‌های هنگفت شوروی در تمام عرصه‌های نظامی و غیرنظامی برخوردار بود. میزان این کمک‌ها از سوی شوروی برای یک حزب چپِ دموکراتیک در کرسی اقتدار به حدی غیر قابل تصور گسترده و بزرگ بود؛ اما حاکمیت حزب دموکراتیک خلق علی‌رغم این همه کمک‌های بزرگ خارجی دوام نیاورد و فرو پاشید.
وقتی از زاویهء مثبت به‌سوی حاکمیت حزب دموکراتیک خلق نگاه شود، اقتدار حزب و برنامه‌های آن در واقع تلاش انقلابی و قهرآمیز در جهت متحول سازی افغانستان و گذار از حالت سنتی به مدرنیته و مدرنیزم بود. این در واقع دومین تلاش درجهت مدرن‌سازی جامعه قبیله‌ای و سنتی افغانستان در قرن بیستم میلادی بود. مساعی نخست را امان الله خان در تخت سلطنت در سال‌های دهه سوم این سده انجام داد.

دولت‌ها و توده‌های دشت‌های اروآسیا «از عهد باستان تا کنون»

$15.00

کتاب دست داشته به مساله خاستگاه و تاریخ باستانی و سده‌های میانه‌ای توده‌های کوچرو استپ سترگ می‌پردازد که در یک گستره پهناور قاره اروآسیا از حوضه رود آمور در خاور تا حوضه رود دانیوب در باختر زندگی می‌کردند.
توجه اصلی مولفان به پدیدآیی و تاریخ نخستین امپراتوری‌های کوچیان که پیرامون هسته‌های آن‌ها در آغاز اتحادیه‌های قبیله‌ای و سپس توده هایی که بیشتر به زبان‌های تورکی سخن می‌گفتند، تشکل یافتند- خاقانات تورک (سده‌های ششم- نهم)، دولت قره خانیان و اویغورها در آسیای مرکزی، دولت بلغارها در دامنه‌های اورال، خلق‌ها و قبایل تورکی در ترکیب امپراتوری مغول، اردوی طلایی، جزهای قزاقی، خانات قزاق و…. معطوف شده است.
تاریخ دراز دولتداری کوچیان اروآسیا در پیوند تنگاتنگ با تاریخ همسایگان شان- چین، ایران، بیزانس (بیزانتین یا روم خاوری) و روسیه بررسی می‌گردد.
دولت‌های تورکی اشکال ویژه باورهای مذهبی و فرهنگ مکتوب را زاییدند که سیمای تکرار ناپذیر تمدن تورکی باستان را می‌ساخت که در مونوگرافی دست داشته به آن توجه بسیاری شده است.
برای نخستین بار در این چنین بستر گسترده هیستوریوگرافیک (تاریخنگاری) دشوارترین مساله پیوندهای ژنیتیک توده‌های باستانی تورکی با ملت‌های معاصر تورکی زبان بررسی می‌گردد.
موضوع مورد بررسی در مونوگرافی دست داشته، از دید کرونولوژیک (تقویمی)، تاریخی را در حدود تقریبی دو هزار سال از عهد باستان تا اوایل سده هژدهم یعنی تا شامل شدن زمین‌های حوضه رود ولگا و سایبریا در تشکیل دولت روسی مسکو در بر می‌گیرد. [سر از این برهه- گ.]، تاریخ توده‌های تورکی اروآسیای استپی با اوضاع جیوپولیتیک از ریشه دیگری گره می‌خورد و روند تعاون (همپیوندی) آن‌ها با روسیه آغاز می‌گردد که سرنوشت شان را به پیمانه بسیار به گونه بنیادی رقم می‌زند.

سایه های کوچه تنگی دیوان

$11.00

عزیزان خواننده! در ادبیات افغانستان، اگر خواسته باشیم مشکلات، رنج‌ها و اتفاقات ناگواری که در طول تاریخ بر هندوان و ﺳﯿﮑﮫهای افغانستان رخ داده را انگشت‌نما کنیم، به کمتر اثری در این زمینه بر‌می‌خوریم.

در برخی آثار نشرشده فقط به ذکر «خانه‌ی هندو»، «زن لاله‌ی هندو»، «هندوی جادوگر»، «هندوی کافر»، «باغ هندو» یا «دکان هندو» بسنده شده است. گیرم که برخی نویسندگان به این کار پرداخته‌اند، دریغا که کارکرد‌شان از خطا و اشتباه دور نمانده‌ است؛ چنانکه به گونه‌ی نادرست، آهنگ «دختر سردار» را به کدام دختر برادران ﺳﯿﮑﮫ‌باور‌مان پیوند داده‌اند که کاملاً نادرست و بی‌بنیاد است. کمتر نویسنده‌ای خود را زحمت داده تا گَرد ستیز با دیگراندیشان را از حوادث زندگانی هندوان و ﺳﯿﮑﮫ‌های افغانستان دور ساخته و واقعیت‌های آن را آفتابی گرداند.

هندوان و سیکهـ‌های افغانستان با درنظرداشت همه‌ی جفا‌ها و ستم‌هایی که بر آنها روا داشته شده، شهروندان ابریشمی‌نفس نبودند، بلکه در همه‌ی بخش‌های زندگانی با دیگر شهروندان افغانستان، همگام و هم‌نفس بوده‌اند. شایسته‌ی یادآوری است که هرگز افراد این اقلیت، دست به سلاح نبرده و در جنگ‌هایی که از کودتای ۷ ثور تا حاکمیت مجدد طالبان بر افغانستان ادامه داشته است، سهم نگرفته‌اند. در طول این سال‌ها، سوگ‌مندانه که این اقلیت بیشترین خسارات جبران‌ناپذیر را متقبل شده و در فرجام نیز بی‌وطن شدند. از سال ۱۹۹۲ میلادی، مهاجرت کتلوی و اجباری این اقلیت شروع شد و اکنون فقط چند خانواده‌ی انگشت‌شمار در کابل و جلال‌آباد زیست داشته و مابقی به جمع مهاجرین افغانستانی در اروپا و ایالات متحده‌ی امریکا و کانادا پیوسته‌اند.

این حقیر، علاوه بر پرداختن مداوم به کار نشرات تارنمای «کابل‌ناته»، از دو سال به این‌سو، در اثر تشویق هم‌دلان دایمی کابل‌ناته، بر آن شدم که از حوادث گوارا و ناگوار و از رخداد‌های خوش و اندوهناک زندگانی خود و هم‌باورانم، قصه‌هایی بنویسم تا پارسی‌زبان‌ها از خوبی‌ها و رنج‌ها، از عشق و عاشقی، از تلاش و زحمت، از زیبایی زیست باهمی تا لمس اهانت‌ها و توهین‌ها که در حق اقلیت مذهبی ما صورت گرفته، آگاه شوند.

مرگ سودخور

$15.00

من در سالهای 1312 هجری که طلبه‌ی مدرسه‌های بخارا به شمار می‌رفتم، بی‌باششگاه ماندم و در بخارا که تقریباً صد در مدرسه‌ی کلان و قریب همین‌قدر مدرسه‌ی خرد داشت، برای من حجره‌ی قابل استقامتی به زودی یافت نشد. زیرا هرچند همه‌ی مدرسه‌های بخارا رسماً وقف بوده، خرید و فروش آن‌ها از روی شریعت روا نباشد هم در زمان‌های آخر با فتوای علمای دین که در مسئله‌های دینی حیله‌های شرعی را به کار می‌بردند، همه‌ی حجره‌های مدرسه‌ها به طرز خرید و فروش ملک خصوصی شده بدست آدمان پولدار افتاده بود و طلبه‌های فقیر در جای استقامت یافتن به دشواریها می‌افتادند.

در همان روزهایی که در جستجوی حجره بودم یکی از دوستانم با راه مصلحت به من گفت:

– «قاری اشکمبه» نام یک کس هست که چند در حجره‌ی زر خرید دارد، اگر از وی پرسی، شاید یکی از حجره‌هایش را به تو به عاریت بدهد.

با شنیدن این مصلحت آن دوستم دقت من از حجره دادن یا ندادن آن آدم زیادتر بنام او کشیده شد.

در حقیقت هم این نام خیلی غلطی بود، من می‌دانستم که خلته‌ی معده‌ی حیوان را که در آنجا خوراکِ خورده شده جمع می‌شود، «اشکمبه» می‌نامند.

افغانستان، شمشیر و شکست

$26.00

ششم ماه می ‌‌سال 2009 در مسکو، سترجنرال والنتین ایوانویچ وارینیکوف به عمر 86 سالگی چشم از جهان فروبست. او یکی از چهره‌های برجستۀ نظامی شوروی و روسیه محسوب می‌شود. در جنگ دوم جهانی با فاشیزم جنگیده بود و هم‌او بود که در روز نهم ماه می ‌1945 در میدان سرخ مسکو، بیرق پیروزی شوروی را در جنگ دوم جهانی بر دوش می‌کشید.
در دهۀ اول سپتمبر سال 2000 در یکی از تالارهای بزرگ مجتمع نمایشگاه‌های روسیه، نمایشگاه بین‌المللی کتاب برگزار شد. حسب معمول در روز‌های فعالیت نمایشگاه، نویسندگان و مؤلفان دیدار‌هایی با خوانندگان و اهل مطالعه برگزار کردند و در مورد اثر خود معلومات دادند و جلسۀ پرسش و پاسخ برگزار شد. روز شش سپتمبر سترجنرال والینتین ایوانویچ وارینیکوف، کتاب هفت‌جلدی خود را زیر عنوان «بی‌همتا» (Неповтремая) در مجمعی از اهل قلم و هواخواهان و نیز نمایندگان کور دیپلماتیک و مطبوعات معرفی نمود.
کتاب جنرال وارینیکوف در هفت جلد است و جلد پنجم آن دربارۀ افغانستان. برای این‌که معلوم شود چرا به ترجمۀ این اثر پرداختم، لازم است جنرال وارینیکوف به‌طور مختصر معرفی گردد.
والنتین ایوانویچ وارینیکوف در دسمبر 1923 دیده به جهان گشود. آموزشگاه نظامی چرکاس را به پایان رسانید و سپس در اکادمی نظامی فرونزه و اکادمی نظامی ستردرستیز (ستاد مرکزی قوای مسلح) اتحاد شوروی، تحصیلات نظامی خود را تکمیل نمود.
موصوف در جنگ جهانی دوم طی سال‌های 1942 _ 1945 اشتراک ورزید. وی در جنگ‌های انگولا، سوریه، حبشه و افغانستان نیز شرکت کرده بود.
10 سال معاون اول لوی درستیز قوای مسلح شوروی بود. از آن جمله چهار و نیم سال در افغانستان در سِمت قوماندان گروه اوپراتیوی وزارت دفاع شوروی اجرای وظیفه نمود و بعد در مقام قوماندان عمومی لشکرهای پیاده و معاون وزیر دفاع شوروی کار کرد.
در ماه اگست سال 1991 در جملۀ سایر اعضای کمیتۀ حالت اضطراری که در حقیقت کودتایی علیه گورباچف سازمان داده بودند، به زندان افتاد و در سال 1994 عفو گردید؛ ولی وارینیکوف از آن استفاده نکرد و در زندان ماند و دوسیۀ وی به محکمۀ عالی ارجاع گردید و از آن‌جا برائت حاصل کرد. در سال 1995 نمایندۀ دومای دولتی (مجلس نمایندگان پارلمان) انتخاب شد. همزمان رئیس انجمن قهرمان‌های روسیه بود. در سال 2005 در سِمت رئیس لیگ دفاع از حیثیت و مصونیت انسان انتخاب شد.
والنتین ایوانویچ قهرمان اتحاد شوروی است. وی به مناسبت اختراع یک نوع اسلحۀ جدید، در سال 1990 جایزۀ لنین را به‌دست آورد.
والنتین وارینیکوف از سال 1984 تا 1989 قوماندان عمومی اوپراتیفی قوای شوروی در افغانستان بود.
کتاب جنرال وارینیکوف زیر عنوان «افغانستان، هم رشادت و هم اندوه» نوشته شده است. اما مترجم ترجیح می‌دهد با نظرداشت محتوای کتاب، آن را زیر عنوان «شمشیر و شکست» خدمت خوانندگان تقدیم نماید.
سزاوار یادآوری است که این کتاب از نقطه‌نظر یک جنرال روسی نوشته شده است و با محتوای آن باید با احتیاط برخورد نمود. در کتاب هم حادث

مبتلا به سقوط

$10.00

به ذهن ابر که آمد خیال باریدن
نکرد از خودش اصلاً سوال باریدن

نگفت شنبه و یک‌شنبه و دوشنبه و داشت
همیشه ریگی در کفش، سال باریدن

نماند جنگل و دریا و کوه و دشت که هست
تمام هستی ما احتمال باریدن

اگر نه ابر… چرا تکه تکه‌ایم پس از
به‌هم‌رسیدن‌مان در کمال باریدن؟

من ابر هستم با اسم مستعار غزل
به جستجوی مکان و مجال باریدن

به گوشه‌ای متمرکز نشسته‌ام که چطور
به واژه‌ها بدهم انتقال باریدن

رسید گریه و طوری گرفت بغضم را
که شد گرفته به آن گریه، حال باریدن

شیرین؛ زنی بر اوجِ زیبایی، خردمندی و شوربختی

$9.00

هرگاه به ابعاد شخصیت زنان راه‌یافته به اقلیم ادبیات فارسى درى نظرى انداخته شود، دریافته می‌شود که آنان معمولا سیما‌هاى تک‌بعدی‌اند. اگر ابعاد دیگری هم داشته باشند تحت تأثیر آن بُعد کمرنگ و نامحسوس هستند. گویا برای اجرای نقشی در صحنه آورده می‌شوند و با تمام شدن آن نقش از صحنه می‌روند و وظیفهٔ دیگرى نمى‌ماند که اجرا کنند.

رودابه برای آن به صحنه آورده می‌شود تا پهلوانى چون رستم را به دنیا بیاورد و بپرورد. تهمینه و کتایون برای آن حضور دارند تا در سوگ فرزندان‌شان سهراب و اسفندیار اشک بریزند که به دست مکارترین پهلوان شاهنامه «رستم» کشته می‌شوند (دومى نقش تاج‌بخشى هم دارد). سودابه براى آن حضور دارد تا انگیزه‌اى برای تراژیدى سیاووش گردد (زیبایى او را خون سیاووش تیره می‌کند). حرم عریض و طویل بهرام گور برای آن ایجاد گردیده است تا هوسباره‌تر محیطى براى هوسباره‌تر پادشاه ساسانى مهیا گردد.

لیلى (آن سیه‌چرده که شیرینى عالم با اوست) بیشتر نقش دوم را بازى می‌کند. او فداى تجلیل عشق مرد (مجنون) می‌شود. زلیخا در دو برههٔ زمانى دو نقش دارد: در برههٔ زمانى و شخصیت اول به هوس‌هاى نفسانى چنگ زده است و در پىِ برآورده کردن این هوس‌هاست. در این نقش که تنبارگى محور آن است، او سیماى اول داستان است. در برههٔ زمانى و شخصیت دوم تحت شعاع قدسیت حضرت یوسف قرار می‌گیرد و از یمن این مقام به موجودى فراانسانی مبدل می‌شود.

در این میان تنها شیرین است که سیماى چندبعدى دارد و همه ابعاد در سرتاسر داستان تا آخرین لحظهٔ زندگانىِ داستانى او موازى با هم پیش می‌روند. به نظر من اوست که نقش اول را بازى می‌کند نه خسرو. او در ادبیات فارسی دری یک سیمای شیرین، دلپذیر و کاملاً استثنایی است، شاید هم در ادبیات جهانی.

یک عنکبوت تار دوانده به جای تو

$11.00

دروازه وا بود… آمدم جا بود جولا نه
هرچیز پیدا بود در چشمم تو اما نه
سوراخ‌های میخ قاب عکس هایت بود
باقی پس از تو دیده می‌شد آنچه در خانه
با رفتن‌ات تبدیل شد قلبم به یک ذره
من از خودم هم ناامیدم از تو تنها نه
کشته زمانی می‌شوی وقتی زبانت را
دیوار‌ها می‌فهمند آدم‌های دنیا نه
شاید ترا هم لاجرم از یاد خواهم برد
این زخم‌ها، پس گردنی این روزها را نه!

آسمان و توماس ادیسون

$13.00

ناوقت شب بود. عوعو سگی از کوچه به گوش می‌رسید و هوای ملایم از لای پنجره نرم نرم داخل اتاق می‌ریخت و ‌پرده‌ها را آرام آرام تکان می‌داد. آسمان، دخترک خیالاتی، با چشمان بادامی، پوست گندمی، موهای فرفری‌ و همیشه متبسم و متفکر، روی بستر خوابش نشسته بود و به سفری که فردا پیش رو داشت، می‌اندیشید. او به دنیای خیالاتش غرق ‌شده بود. چشمانش راه کشیده بودند و در خیال، با دختر مامایش که هم‌سن و سالش بود، در قریه چکر می‌زد. خیال، دنیای او را رنگین ساخته بود. وقتی او خودش را با دختر مامایش بر سر مزرعه و روی پلوان‌ها و در کنار گل‌ها و پروانه‌ها و گنجشک‌ها تصور می‌کرد، لذت می‌برد و غرق در شادی و نشاط می‌شد.

پایان بی نهایت

$13.00

نشست و زُل زد و برخاست و دراز کشید
خدا چقدر عزیزم ترا به ناز کشید
ظرافت تنت آسان نمی‌شد آرایش
کشید و خط زد و پنسل گرفت و باز کشید
چقدر داد تکان دستِ خالقت را سیم
شبی‌که برق دوتا دیده را سه‌فاز کشید
برای آن‌که شوی جفت مرد زیبایی
ترا مطابق فرمایش ایاز کشید
به دانه‌دانه‌ی گندم وزید، رنگت را
پس از گرفتن چندین رقم جواز کشید
به رفع خستگیِ حمد و سجده و محراب
ترا برای پرستش پس از نماز کشید
درست گفت، ندانم کدام شاعر گفت:
خدا کشیدت و از کار دست بازکشید
هزار نمره گرفت از رقابت آزاد
ترا کسی‌که به قصد صد امتیاز کشید

زیر سایۀ شمشیرها

$20.00

این کتاب دومین دفتر از زنجیرۀ جانشینان نفرین‌شده (الخلفاء الملعونون) یا پنج کتابی است که با بازسازی تاریخی دوره‌های حکمروایی چهار جانشین پیامبر اسلام، آن روزگار پارینه را بر بنیاد قدیمی‌ترین روایات و کتب تاریخی مسلمان‌ها در برابر دیدگان ذهن خواننده به گونۀ زنده به نمایش می‌گذارد. مشخصۀ دوره‌های زمامداری این چهار جانشین، که آثار و احادیث اسلامی آنان را «خلفای راشدین» لقب داده‌اند، خشونت بی‌سابقه و بی‌مانندی است که در آن دین همواره پردۀ استتاری برای پوشاندن مطامع و بلندپروازی‌های شخصی بوده است.
با خواندن این کتاب خواننده در می‌یابد که چرا تلاش‌هایی که با تقلید از تکوین حماسی اسلام امروز برای اعادۀ دوران طلایی آن صورت می‌گیرد چنین چهرۀ خونین و وحشتناک به خود گرفته‌اند.

مگس خیره‌سر

$11.00

این رویداد در میان مگس‌ها، در منطقه‌ای از آن شهر بزرگ رخ داد که ساختمان‌های بلند و بسیار متراکمی دارد. در آن‌جا ساختمان بسیار بلندی وجود داشت. پایین‌ترین طبقه‌ی این ساختمان، خانه‌ای بود که نور بسیار کمی داشت. نیم این خانه پایین‌تر از سطح زمین و در میان خاک بود. بلندمنزل‌های دو سوی کوچه‌ی تنگ، مانع ورود نور خورشید به این زیرزمین می‌شد. به همین سبب، از طرف صبح در آن خانه روشنایی دیر می‌آمد؛ اما شامگاه، تاریکی زود فراگیر می‌شد.
در آن زیرزمینی یک خانواده‌ی سه‌نفره زندگی می‌کردند: پدر، مادر و پسرشان. پدر و مادر هر دو سر کار می‌رفتند و پسرک دوره‌ی متوسطه را تازه شروع کرده بود.
در روز رخداد واقعه‌ای که می‌خواهم قصه کنم، در آن‌وقت شام، هم مادر و هم پدر هنوز از کار برنگشته بودند. پسر نیز از مکتب آمده و درس خوانده بود و خسته شده بود. کتاب درسی‌ای را که خوانده بود، روی میز باز گذاشته و تا موقع برگشتن مادر و پدرش، برای بازی‌کردن بیرون رفته بود.

کودکان آخرین جزیره

$11.00

موضوع یا به عبارت بهتر، موضوعات رمان جدید «زولفو لیوانِلی» بسیار جالب است. موضوعات متعددی با یک موضوع اصلی ربط پیدا می‌کند، مانند آثار بزرگ کلاسیک؛ یک اثر کلاسیک، پیوسته در اطراف و روی موضوع اصلی متمرکز می‌ماند. این رمان زولفو لیوانِلی نیز به دلایل زیادی در میان کلاسیک‌ها قرار می‌گیرد.
(…) «اینجه‌ممّد» یک رمان تک‌کاراکتری است. رمان‌های زولفو نیز تک‌کاراکتری یا به عبارت دیگر، شخصیت‌محور هستند. زولفو لیوانِلی در مورد یک دیکتاتور می‌نویسد. اگر مردم آن ترکیه‌ی زیبا، دموکراسی‌ای را تجربه نکرده‌ باشند و بدون هیچ حرفی درگیر جنگ شده باشند، به‌خاطر دیکتاتورهاست. دیکتاتورها همیشه یک نفر نیستند، بلکه می‌توانند چند نفر هم باشند.
(…) رمان زولفو، رمانی متفاوت و کاملاً جدید است. وقتی من این رمان را خواندم، بسیار متعجب شدم. زولفو یک اثر و یک رمان کاملاً جدید خلق کرده بود. اثر زولفو، برایم یک نوآوری غیر‌قابل‌پیش‌بینی بود. می‌خواهم نوآوری‌ای که زولفو خلق کرده است را به خواننده بگذارم، اما چه کنم که نمی‌توانم. ستمگر مرموزی است که ظلمش در ابتدا به چشم نمی‌آید؛ مغرور است، اما غرورش اصلاً واضح نیست. در چنین شخصیتی هرچیزی یافت می شود اما اصلا مشخص نیست یا او رفتارش را پنهان می‌کند. ما این اشخاص را می‌شناسیم؛ آن‌ها را خیلی خوب می‌شناسیم.

مروری بر شعر معاصر تاجیکستان

$25.00

زبان فارسی در فرارود (آن‌سوی رود آمو) بیش از هزارسال زیر فشار بوده است و این فشار هرزمان شدیدتر نیز شده است. سلجوقیان، قراخانیان، تیموریان، اشترخانیان، شیبانیان، منغیتیان و روسیه‌ی تزاری هیچ سودی نمی‌دیدند که این زبان رشد داشته باشد. از نیمه‌ی پسین سده نوزده که روسیه‌ی تزاری خاک امیرنشین بخارا را تحت استیلای خود قرار داد، کار زبان باز رنگی دیگر گرفت. سیدرضا علی‌زاده (تولد 1266خ/1887م) – (وفات 1324خ/1945م) که از فرزانگان زمان خود بود و در زمان بلشویک‌ها جان خود را از دست داد، در حق سلطه‌ی روسیه می‌فرماید: «دولت روسیه زبانی را به جز زبان روسی به رسمیت نمی‌شناخت و احترام نمی‌کرد… و برای محو زبان دیگر می‌پرداخت، چنان‌که مردم لهستان و اکراین را جبراً به ترک زبان مادری‌شان واداشته و آن‌ها را مجبور به روسی گفتن و نوشتن کرده بود.»

1 3 4 5 7