• 0 Items - $0.00
    • کتابی در سبد خرید شما نیست.

هیولاهای مقدس

$15.00

در جغرافیایی که خشونت سنتی و مذهبی در هر طرف چون آتشفشان هولناک فوّاره می‌زد، و این خشونت، مانند طوفان سهمگین غرش می‌کرد و مانند سیل بیکران، ویرانگری می‌نمود، زنی نگون‌بخت اما با ظاهری زیبا، مخصوصاً چشمان خماریِ آبی، اندام ‌لاغر و پوست سفید، قد بلند و موهای سیاهی که بعد از پنج ‌سالگی هیچ مردی آن را ندیده بود، در حال دردکشیدن بود. تاریکی شب بی‌رحمانه همه‌جا را سیاه و تار کرده بود و هیچ اثری از مهتاب نبود.‌ فقط ستاره‌های کوچک با بی‌رمقی کمی خودنمایی و دلبری می‌کردند؛ اما توان تغییر سیاهی را به سوی روشنایی نداشتند. این‌ها همه برای مردم روستا عادی و ایده‌آل بود. تنها صدایی که در روستا شنیده می‌شد، صدای زوزۀ سگ‌های گرسنه و سگ‌های سیرِ رمه بود.

واپسین روزهای زندگی محمد

$25.00

در زیر آفتاب سوزان ماه ژوئن سال ٦٣٢ عربستان، زمان گویی توقف کرده بود. پیغمبر اسلام آخرین نفس‌های خود را می‌کشید و در اطراف او مؤمنین از اندیشۀ فرارسیدن قیامت بخود می‌لرزیدند. آن بیماری که محمد را بکام مرگ کشاند چه بود؟ چرا او را پس از دو روز درنگ در نیمه شب بخاک سپردند؟
اثرات آنچه در واپسین روزهای زندگی پیامبر اسلام اتفاق افتاد تا امروز بر زندگی مسلمانان سایه انداخته است. این کتاب چگونگی مرگ پیغمبر و اهمیت ماجراهای آخرین روزهای زندگی او را با همه نگفته‌ها و نشنیده‌های تکان دهندۀ آن بگونۀ مستند مورد بررسی قرار می‌دهد.
هاله الوردی استاد دانشگاه المنار تونس کوشیده است با پژوهش تاریخی آن روزها انحناهای قامت انسانی پیغمبر اسلام را ترسیم نموده او را از زیر آوار اسطوره‌های دینی و اعتقادی بیرون کشد و به عرصۀ تاریخ برگرداند. بازسازی تاریخی وی سراسر مبتنی بر قرآن و تفاسیر مختلف آن، مجموعه‌های احادیث (چه سنی و چه شیعه)، سیره‌ها و شرح غزوات پیغمبر می‌باشد. همه آنچه درین کتاب آمده در گرامی‌ترین متون و نصوص اسلامی وجود دارد ولی از حافظۀ جمعی زدوده شده اند.
این کتاب خواننده را در متن ماجراهای آن روزگار قرار می‌دهد و با تحلیل مستند، علمی و منطقی می‌کوشد به برخی «چرا»‌ها پاسخ گوید.

یادت باشد هنوز منتظرتم

$12.00

انگیزه‌ی نوشتن برای من، ریشه در کودکی دارد؛ از همان هشت‌ ‌نه سالگی که با کتاب، کتابچه و قلم، دنیای کوچکم را می‌ساختم. اما کار نوشتن داستان‌های این مجموعه از جایی آغاز شد که بار دیگر طالبانِ جهل و تاریکی، قلم، کتاب، مکتب و کار را از زنان گرفتند یا بهتر است بگویم حقوق انسانی زنان را از آن‌ها سلب کردند؛ یک تکرار آشنا، اما خونین‌تر و سیاه‌تر از همیشه.
روزی که طالبان دوباره بر کابل چیره شدند و سیاهی لشکرشان بر قامت شهر پخش شد، من که سال‌ها بود در غرب زندگی می‌کردم، ناگهان شکستم؛ زخم‌های کهنه‌ام که گمان می‌کردم التیام یافته‌ بودند، دوباره سر باز کردند و احساس می‌کردم کسی کمرم را شکسته است. چند روز نخست حس می‌کردم صدایم به جایی نمی‌رسد و دستم به هیچ‌چیزی بند نمی‌شود. دوباره برگشته بودم به قالب همان کودک سال‌ها پیش که با آمدن طالبان، پشت دروازه‌ی بسته‌ی مکتب جا ماند. همان‌جا بود که درک کردم تاریخ و جغرافیا چگونه می‌توانند در هم تنیده شوند.

یادواره‌های عارف چاه‌آبی

$31.00

تألیف، تدوین و ترجمه در بخش‌های ادبی و فرهنگی، اجتماعی، تاریخی، دینی و سیاسی حایز اهمیت است ز‌یرا نسل موجود به آن دسترسی پیدا می‌کنند و نسل بعدی در روشنی کارکرد خلف‌شان قرار می‌گیرند.
هر اثری که حلۀ چاپ می‌یاید در حقیقت دُرهای آبدار سخن در قالب نظم و نثر از تندباد حوادث و نابودی در امان باقی خواهد ماند.
سال تولد عارف 1260 خورشیدی برابر به 1886 میلادی است که بعد از 63 سال زندگی پربار در سال 1322 خورشیدی مطابق 1934 میلادی در چاه‌آب پدرود حیات گفت.
عبدالله عارف نه‌تنها در زادگاهش افغانستان بلکه در شهرهای آنسوی آمودریا؛ بخارا، سمرقند، ترمز، قراتگین، پته‌کیسر، کولاب، بلجوان و خوقند مشهور و شناخته شده است. در این شهر دوستان خوبی یافته و در مجالس بیدل‌خوانی ماوراالنهر توانایی زیادی در تفسیر و تحلیل اشعار میرزا عبدالقادر بیدل کسب نموده است. این سخن‌سرای بی‌بدیل در حدود شصت هزار بیت سروده، از جملۀ اشعارش یکی بر ششم آن دستیاب گردیده که در سال 1373 خورشیدی حُلۀ چاپ یافت.
هستند کسانی که به این باورند که یک تعداد اشعار پرخاشگرانه، انتقادی، اصلاحی و اجتماعی عارف بنابر مصلحت‌ها از چاپ بازمانده‌است، من به حیث مهتمم دیوان عارف به صراحت می‌گویم که چنین کاری صورت نگرفته است. امیدوارم خوانندگان محترم بعد از مطالعۀ این بیت قضاوت خود را داشته باشند.
چو نیست اهل قناعت نمی‌شود قانع
بهانه‌جو به‌کجا بی‌بهانه می‌ماند

یک بشقاب اندوه موزیکال

$8.00

در نفرت از آوارگی، از زندگی، دوری

از وحشت پی‌آمد احساس مجبوری

بیرون شدن از چارچوب بغض و دل‌شوری

نفرین به‌ریش شیخ‌ها و شحنه‌ها کردن

لعنت به‌سال آخر دوران جمهوری

پای گریزت نیست از کابوس‌های بد

راه گره ‌افتاده با تعلیق و واپس‌ها

چون داستان باد و رعد و سیب‌ نارس‌ها

شهر صعود دار‌ها، سلّول محبس‌ها

فصل نزول زامبی‌ها، فصل کرکس‌ها

سرکوبی‌ات را، مردنت را‌، اعتراضت را

وقتی تو را‌ بلعیده اوضاع مثلث‌ها

یک عنکبوت تار دوانده به جای تو

$11.00

دروازه وا بود… آمدم جا بود جولا نه
هرچیز پیدا بود در چشمم تو اما نه
سوراخ‌های میخ قاب عکس هایت بود
باقی پس از تو دیده می‌شد آنچه در خانه
با رفتن‌ات تبدیل شد قلبم به یک ذره
من از خودم هم ناامیدم از تو تنها نه
کشته زمانی می‌شوی وقتی زبانت را
دیوار‌ها می‌فهمند آدم‌های دنیا نه
شاید ترا هم لاجرم از یاد خواهم برد
این زخم‌ها، پس گردنی این روزها را نه!

1 3 4