• 0 Items - $0.00
    • کتابی در سبد خرید شما نیست.

قدیر حبیب

کتاب‌های نویسنده

منگنه

$28.00

از همان دَم که استاد خبر شکست مأموریت خود را تیلفونی به گوش شیخ رسانده، جهان جلو چشم شیخ تیره و تار است. دیگر یادهای شاد گذشته، شادش نمی‌سازند. در درونش بی‌نظمی غریبی برپا ست؛ احساس می‌کند که ذهن و عواطف یک‌پارچه‌اش در حال پاره شدن به دو جناح متضاد است. نیمی از ذهنش با دلسوزی در کنارش باقی مانده ولی نیمۀ دیگرش نیشتری شده که گاه و ناگاه با گپ‌های خُرد و ریزه آزارش می‌دهد. نیمۀ وفادارش، به گذشته‌ها سفری می‌کند، دفتر یادهایش را می‌گشاید، ورق می‌زند، سندهای بُردش را در ده‌ها انفجار و ناآرامی، جلو چشمش قطار می‌چیند، می‌گوید: «چه دست زیر الاشه نشسته چُرت می‌زنی، این‌ها را ببین! تو پیام الله را به اقصای عالم می‌رسانی. معبود حقیقی را هیچ‌کس عاشقانه‌تر از تو نپرستیده است. بنده چه می‌فهمد، شاید آن روز هم فرا برسد که ببینی از مهربانی ذات الله، فرمانروای کل عالم شده‌یی.»