• 0 Items - $0.00
    • No products in the cart.

ابر موفرفری

$12.00

در افسانه‌ها سال‌ها سیر کردم
خدایان همه بنده‌های تو بودند
بتان را تراشیده‌ای تو، ولیکن
بتان هم تراشنده‌های تو بودند

به سجده خماندی سحر ساحران را
به بیرون که خواندی دمی راهبان را
کلیسا‌نشینان که از کشته‌‌هایت…
کشیشان که شرمنده‌های تو بودند

به پایین کشیدی شبی آسمان را
به روی زمین فرش کردی و بعداً
ستاره، ستاره، به هنگام رقص‌ات
همه جزء بیننده‌های تو بودند

پری‌های پروانه‌بردوش دریا
هزاران گل شاد آغوش صحرا
زنان اثیریی همواره زیبا
همه زاده‌ از دنده‌های تو بودند

به هرسو به دنبال گنجی دویدند
پس از رنج‌ها هم، به رنجی رسیدند
زمین را که کندند مردان غمگین
طلاها فقط خنده‌های تو بودند

یلان زمین‌گیر برگشته از جنگ
هزاران چریک پر از رنگ و نیرنگ
سواران هندویی افتاده در گنگ
یکایک سرافکنده‌های تو بودند

گذشته گذشته، تو را جَسته جُستند
ولی از محالات بودی به هرحال
جوانان بشکوه، بر اسپ رؤیا
شریکان آینده‌های تو بودند

تو را چوب کبریت انگشت‌هایم
تو را شعله‌های رشید صدایم
تو را خط به خط دوست دارند رگ‌هام
که عمری نویسنده‌های تو بودند

تابوت های رویین

$25.00

«تابوت های رویین» مجموعه‌ای از مصاحبه های سوتلانا الکسیویچ با سربازان، افسران و کارمندانی است که سرنوشت، مسیر آنها را از افغانستان گذرانده؛ مادران و همسرانی که عزیزی را در افغانستان از دست داده اند. درین مصاحبهٔ هنرمندانه، نویسنده غایب است. فقط گاه و بیگاه، برای این که خواننده را بیش‌تر وارد فضایی کند که گفتگو جریان دارد، شرح مختصری از نشست و برخاست طرف مصاحبه می نویسد ولی زود خواننده را رو در رو با قهرمان هایش تنها می گذارد. به همین سادگی، شاهکاری می آفریند که از یک سو روزنامه نگاری را تا سطح ادبیات بالا می برد و از سوی دیگر چنان که خود می گوید، «تاریخ را تا سطح یک آدم معمولی پایین می آورد» تا رنجنامه یک نسل از انسان هایی را بیافریند که گذشته و آیندهٔ شان قربانی شده است.
دنیای تک قطبی امروز هیچ عرصه یی را بی تاثیر نگذاشته است و همین امر، سبب شد تا با اعلان برنده شدن سوتلانا الکسیویچ در پذیرفتن این که او واقعاً سزاوار چنین جایزه‌ای است، شتاب نکنم. تصورم این بود که جایزهٔ نوبل امسال- گذاشتن ذره‌بین روی آن بخش از واقعیت های دنیای ماست که امریکای خوب و روسیهٔ بد را بیش‌تر بزرگنمایی می کند و بنابرین، با وجود آن‌همه نویسنده ممتاز، صاحب سبک و سخن در ادبیات عظیم امروز روسیه، سوتلانا الکسیویچ، سزاوارترین نویسنده برای این جایزه نیست. مگر نه این که تولستوی، چخوف، ماکسیم گورکی، الکساندر بلوک و… را مستحق این جایزه نشناختند و کم نیست شمار کسانی که به عنوان چخوف دوم و تولستوی دوم با این جایزه مورد تحسین قرار گرفتند؟ اما با خواندن «تابوت های رویین» و دیگر کار های این نویسنده متوجه شدم، بخشی از پیش فرض‌هایم از دنیای یک قطبی درست نبود، حد اقل در همین مورد که سوتلانا الکسیویچ، سزاوار این جایزه نیست.

جمعیتی از فلتر سیگار

$10.00

چه استی اين‌همه تو دره کوه دريا چه؟
که هی مقدمه چيدی نگفتی اما چه؟

سر از تو هيچ نشد در بياورم شايد
سر جهنميان را به کار دنيا چه؟

در اهتزاز خم و پيچ گيسويت ديدم
که سلب می‌شود آرامش جهان با چه؟

خزان رسيد و شدم برگ فرش راهت اگر
نيايی و نگذاری به روی من پا چه؟

تو خوش‌نمای‌ترين تابلوی شهر استي
که خنده کرده روانی و ما تماشاچی

دليل اصلی آوارگيم خنده‌ی توست
اگرچه ميهنم از دست رفته من را چه؟!

اگرچه هويتم اين‌همه پر از زخم است
اگرچه سوخته راهی‌ستم به دنيا چه؟

به من بگو که چرا اين‌همه سرت جنگ است؟
چه استی اين‌همه تو دره کوه دريا چه؟

نقدی بر ساختار نظام در افغانستان

$18.00

افغانستان بعد از عقب‌نشینی نیروهای اتحاد شوروی در سال ۱۹۸۹ و پایان جنگ سرد در دهه‌ی نود، از سوی غربیان، که روزگاری از جهاد و مقاوت ملی مردم افغانستان علیه تجاوز و اشغال نظامی اتحاد شوروی در سال‌های ۱۹۸۹ – ۱۹۷۹ حمایت می‌کردند، به سرزمین فراموش شده‌ای‌ تبدیل شد.
افغانستان بعد از سقوط رژیم کمونیستی داکتر نجیب‌الله در سال ۱۹۹۲ و پیروزی انقلاب اسلامی تحت رهبری مجاهدین، یکی از مهلک‌ترین جنگ‌های قومی و مذهبی را تجربه کرد. این نبرد داخلی برای سیطره و آزادی، با درنظرداشت طبیعت منطقه و موقعیت استراتژیک این کشور، پیامدهای فراگیر و غیرمترقبه‌ای داشت.
سقوط دولت، بی‌قانونی و اعمال خشونت در غیاب یک حکومت قابل قبول برای همه، زمینه را برای تروریست‌ها (دهشت‌افگنان) و گروه‌های تندرو بیرون از افغانستان چون تنظيم القاعده فراهم ساخت تا مراکز خود را در افغانستان تأسیس و حمایت تعدادی از ساکنان شرق و جنوب کشور را جلب کنند.
عمل‌کردهای غیر انسانی و خلاف موازین پذیرفته شده‌ی بین‌المللی از سوی طالبان و حملات تروریستی سازمان القاعده در ۱۱ سبتمبر ۲۰۰۱ علیه ایالات متحده‌ی امریکا، بار دیگر افغانستان را از عزلت طولانی بیرون کرد و در محراق توجه جهانیان قرار داد. بعد از شکست طالبان، موج تازه‌ای از تغییر و گذار به سوی دموکراسی (مردم‌سالاری) به همکاری غرب در افغانستان زیر پوشش معاهده‌ی بن (۲۰۰۱) شکل گرفت. در این معاهده تدوین قانون اساسی جدیدی برای کشور پیش‌بینی شد تا بر اساس آن، نهادهای دایمی حکومتی پایه‌ریزی شده و اساس یک نظام دموکراتیک باثبات گذاشته شود و این نظام جدید، جای رژیم‌های ناکام قبلی را بگیرد.
در مرحله‌ی پساطالبان، افغانستان از زوایای مختلف، چه در سطح اکادمیک و چه در سطح رسانه‌ها، مورد مطالعات و پژوهش‌های متعدد قرار گرفته است؛ ولی تا هنوز مطالعه‌ی همه‌جانبه و گسترده‌ای در زمینه‌ی تأثیر قانون اساسی جدید و نظام که برای کشور به ارمغان آورده، بر تحکیم دموکراسی و مهار جنگ در افغانستان، صورت نگرفته است. بنابراین، نیازی دیده می‌شود تا تأثیر قانون اساسی جدید بر تحکیم دموکراسی و مهار جنگ در افغانستان، به مثابه‌ی یک نمونه‌ی جدید در موج حرکت به سوی مردم‌سالاری در آغاز قرن بیست و یکم، مورد مطالعه و ارزیابی قرار گیرد.
در این جستار، به عوامل و مسایل مختلفی تماس گرفته شده که به نحوی با موضوع مورد بحث رابطه دارند، ولی مطالعه به طور عمده بر تأثیر نظام ریاستی قوی انحصاری و متمرکز بر چشم‌انداز تحکیم دموکراسی و مهار جنگ در افغانستان طبق قانون اساسی ۲۰۰۴ توجه دارد. طرف‌داران این نظام در افغانستان مدعی‌اند اتخاذ همچو نظامی به ثبات، مهار جنگ و تحکیم دموکراسی در کشور می‌انجامد. این مطالعه با بررسی این ادعاها، گزینه‌های دیگری را نیز با استفاده از تیوری‌های مطرح و بحث‌های جا افتاده در این زمینه مورد مطالعه قرار می‌دهد.

باغ مهربانی

$8.00

در زمان‎های قدیم، باغی بود که در آن شکار ممنوع بود. یعنی در آن باغ هیچ حیوانی حق نداشت حیوانی دیگر را شکار کند. به خاطر همین، آن باغ، «باغ مهربانی» نام داشت. باغ مهربانی در دامنه‎ی تپه‌ا‎ی سرسبز قرار داشت و جوی آبی نیز از میان آن می‎گذشت.
پایین‎تر از باغ، ویرانه‎های یک شهر قدیمی بود. درون آن ویرانه‌ها، حیوانات موزی و بدی زندگی می‎کردند که جز کشتن و خوردن دیگر حیوانات، کار دیگری نداشتند. آن‌ها همیشه منتظر بودند که حیوانات باغ مهربانی اشتباهی از آن‌جا بیرون بیایند و لقمه‎ی چرب آن‎ها شوند.
در باغ مهربانی حیوانات کوچک و بزرگ و پرنده‎های گوناگون در خوشی و آرامی زندگی می‎کردند. خرگوش‎ها با گوش‎های بزرگ و دست‎های کوتاه‌تر از پا، بعد از خوردن علف، بدون ترس از گرگ یا سگی روی سبزه‎ها استراحت می‌کردند.

قتل در مسجد

$25.00

در دو دفتر پیشینِ زنجیرۀ سه جلدی «جانشینان نفرین‌شده»، هاله الوردی انتخاب پر تنش و متلاطم ابوبکر خلیفۀ اول، و جنگ تمام عیار او بر ضد قبایل شورشی عرب را که رندانه بر آن نام «جنگ‌های ارتداد» را گذاشت، به گونۀ زنده به تصویر کشید. این سومین و آخرین جلد این زنجیره ما را به دنیای واقعی تحقیق و بازرسی پولیسی می‌برد که در آن تار و پود دین و سیاست بهم بافته شده و گره خورده اند: دومین جانشین رسول‌الله در میان مسجد مدینه در برابر ده‌ها شاهد به قتل رسید، اما گویی هیچ‌کس چیزی ندید! گویند که قاتل که برده‌یی فارسی‌نژاد بود به مجرد گیرافتادن خودکشی کرد… یا شاید کسانی می‌خواستند او را برای ابد خاموش سازند؟
هاله الوردی با شیوۀ شناخته شدۀ خودش روایات منابع اولیۀ کتب و متون اسلامی را در برابر هم گذاشته جریان دیگری از واقعه را که روایات رسمی کوشیده‌اند پنهان نگه دارند – ولی نتوانسته‌اند آنرا کاملاً زایل سازند – بازسازی می‌کند. با پرداخت تصویر زنده‌یی از این شخصیت خارق‌العاده که زیرک، میرغضب و بی‌نهایت تندخو بود، هاله الوردی نشان می‌دهد چه کسانی در قتل او ذینفع بودند و چرا و چگونه برنامۀ از میان برداشتن او پیاده شد؛ بی آنکه هیچ‌کسی در طی مدت چهارده قرن به این فکر افتد که ادله و شواهدی را که در سرتاسر وزین‌ترین متون و منابع اسلامی پراگنده‌اند گرد‌آورد. قتل عمر واقعۀ بهت‌آوری در تاریخ اسلام است که اثرات آن تا روزگار ما باقیست.

بررسی اوضاع سیاسی افغانستان

$13.00

عدم آگاهی نسل‌های موجود به اوضاع سیاسی افغانستان در قرن بیستم میلادی و قبل بر آن از تجارب اشغال متجاوزان خارجی، کشمکش‌های خونین و تقابل نظامی برای کسب و حفظ اقتدار سیاسی مستلزم تحلیل‌های گسترده از مهمترین مباحث زنده‌گی و گوشۀ از تاریخ مبارزات آگاهانه مردم این خطه می‌باشد. بررسی‌های علمی و تحقیقی در بارۀ شناسایی زمینه‌های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، ردیابی و پی‌جویی اوضاع سیاسی این مقطع بدون توجه به پیشینۀ سیاسی – تاریخی ممکن و مقدور نمی‌باشد.
مؤرخان چند برهۀ از تاریخ معاصر را به دلایلی که بستر رشد و شکوفایی بوده مستثنی می‌دارند: پادشاهی امیر شیر علی خان، زمامداری امیر حبیب الله خان و دهۀ دموکراسی.

خراسان است اینجا

$20.00

کتاب حاضر، راجع به سرنوشت فارسی – تاجیکی، اندیشة ملّی، جنبش‌های فرهنگی و سیاسی در تاجیکستان و تلاشی است که برای زنده نگه‌داشتن تاریخ فرهنگ و زبان فارسی. این کتاب ابتدا به‌صورت مقالة فارسی و سپس در سال 1997 میلادی به خطّ سرلیک به شکل کتاب در تاجیکستان انتشار یافت. مطالب این کتاب در پنج بخش اصلی معنویت، زبان و احیای ملّی تاجیکستان، حیات امر معنوی است، خراسان است اینجا، هویت فرهنگی و جهان‌گرایی، اندیشة ملّی تنظیم‌شده است. مؤلّف این کتاب، نخستین شخصیت علمی و فرهنگی تاجیکستان است که به‌عنوان عضو فرهنگستان زبان و ادبیات ایران برگزیده شد.

افسانه‌ی اَلمار یا دیو هفت دژ

$11.00

در زمان قدیم پادشاهی بود در کشور مهروسان،‌ نامش مهرآیین؛‌ او پادشاه بزرگی بود که از جالندر تا طبس و از آمو تا دریای هندوان فرمانش اجرا می‌شد.
باری، مهرآیین به‌مرور به قلمرو خویش، غرض سرکشی از رعایا و شکار سفر می‌کرد. روزی هنگام شکار، آهویی از کنار او رَست و راه فرار در پیش گرفت. شاه در پی او تاخت. آهو راه‌های صعب کوهی را گزید که اسب را رفتن در آن راه دشوار چه، که ناممکن بود. هنگامی که شاه جلو اسب گردانید تا به مُعَسکر برگردد، نگاهش به جویبار باریکی افتاد که آب کم و زلالی در آن روان بود. شاه از اسب فرود آمد تا مقداری آب بنوشد. وقتی آب را برداشت، در کف دست خود دانه‌ی درشت سرخ‌رنگ و فروزانی یافت. در چگونگی آن آب و آن دانه‌ی درشت به فکر افتاد؛ تشنگی را فراموش و سرش را بالا کرد و به جانبی نگریست که جویبار از آن می‌آمد. منشأ آن را ندید. برخاست و کنار جویبار را گرفت و به سمت آمدِ آن به راه افتاد. دوری نرفته بود که برج‌های قلعه‌ای نمایان شد. خود را به دیوار قلعه رسانید؛ آن‌جا که جویبار با آن دانه‌ی درخشنده از قلعه بیرون می‌آمد؛ اما راهی برای ورود به قلعه ندید. طول دیوار ـ را که بسیار دراز بود، پیمود‌ تا مگر راهی پیدا کند؛ اما چیزی نیافت. کنار دیوار دیگر و از آن‌جا به دیوار دیگر، خلاصه یک ساعت گذشت تا هر چهار دیوار را رصد کرد. در دیوار غربی قلعه، دروازه‌ای دید آهنین و بسیار بزرگ. کوشید آن را باز کند، اما ممکن نبود؛ دروازه مستحکم‌تر از دیوار‌ها بود…

فروپاشی شاهنشاهی ساسانی

$35.00

در مہرماه سال اول هجری که پیامبر مکرم اسلام از مکه ب مدینه هجرت کرد و خشتِ بناى حاکمیتِ دینِ نوپدیدِ اسلام را برهنمودهائی کم الله تعالئ بر دست جبرئيل از فرازِ آسمانِ هفتم برایش می‌فرستاد بنا نہاد، ایران قدرتمندترین و ثروتمندترین و پیشرفته‌ترین کشور در کلِ جهان متمدن بود. سرزمینہائی کم ایران‌زمین نامیده می‌شد و اقوام ایرانی با گویش‌های گوناگونشان در درون مرزهای اين سرزمينِ پهناور جاگِير بودند. از شرقٍ تاجیکستان کنونی در همسایگی غربی چین، و از کرانۀ غربی سیردریا در شرق ازبكستان کنونی در همسایگی غربی ترکستان، و از جنوب دریای خوارزم (اکنون دریاچۀ آرال) در شمال ازبکستان کنونی در همسایگی جنوبی ترکستان، و از اواسط سرزمین پاکستانِ كنونى در همسایگی غربى هندوستان و جاهائى كه كويته و خضدار است شروع مى شد، ازباختریم و هَریوه و زاوُلستان و سيستان كه اكنون شامل بيشينة كشور افغانستان است می‌گذشت، پارت و هیرکانیه که اکنون نیمۀ جنوبی ترکمنستان است را در بر می‌گرفت و بسوی غرب بپیش می‌رفت تا به سرزمين‌هاى جنوب قفقاز مى‌رسيد كه اكنون كشورِ ترک‌نشین‌شدۀ آذربایجان است، و از آنجا به سرزمین‌های شرق و جنوب دریاچۀ وان می‌رسید که اکنون در شرق ترکیه است. دیگر زمین‌ہای ایرانی‌نشین که در درون قلمرو شاهنشاهی بود نیز شامل ایرانِ کنونی و همۀ کردستان می‌شد (کردستان اكنون بيشينه‌اش
در کشورهای عراق و ترکیه، و بخشی از آن در شرق سوريه است). مردمٍ اين سرزمين‌ها قوم بزرگ ایرانی را تشکیل می‌دادند و ایرانی‌زبان بودند و به گویش‌ہای گوناگونِ زبان ایرانی سخن می‌گفتند. زبان واحدٍ مشتركی که زبانِ دَرى ناميده مى‌شد و شامل مفردات مشتركِ همۀ گویش‌های زبان ایرانی بود زبان همگانى و مشتركشان را تشكيل می‌داد.

نفس گرم غزل

$10.00

آغاز کردم‌‌ راه را با اشک‌ پیمودم
از صبح تا بیگاه را با اشک پیمودم
می‌خواستم جایی بیابم در کنار تان
از خانه‌ام تا ماه را با اشک پیمودم
می‌شد کنار دوستان خندید من اما
این فرصت کوتاه را با اشک پیمودم
بین من و یوسف تفاوت نی‌ست! چون من هم
آزردگیِ چاه را با اشک پیمودم
گفتند در دور و بر دفتر شدی پیدا
سرتاسر بنگاه را با اشک پیمودم
از گریه افتاده، شبیه مرده‌ها گشته
شب تا سحر که آه را با اشک پیمودم

پیشنهادی

قصه‌ی باغ ما

$10.00

از پشت پنجره‌ی منزل دوم خانه به منظره‌ی باغ می‌دیدم و آن را رسامی می‌کردم. آفتاب می‌تابید اما سبزه‌های نورس و جوانه‌برگ‌های درختان، پس از باران دیشب، هنوز تر بودند. روزهای پایانی سال بود و یک دو هفته‌ای به نوروز مانده بود. دیدم که موتر کوچکی در برابر دروازه‌ی باغ‌مان توقف کرد و پدرم از آن پیاده شد. چند نهال را از موتر پایین آورد. با شتاب به کمک‌اش رفتم و با هم نهال‌ها را به داخل باغ آوردیم. ریشه‌ی نهال‌ها را با گل و خاک آغشته و در داخل کیسه‌ی پلاستیک قرار داده بودند. سگ سفید من دوید و پلاستیک‌ها را دانه‌دانه بو کشید. حیف که هیچ وقت برایش نام دیگری انتخاب نکردم. او مثل همیشه دُم می‌جنباند و آماده‌ی خدمت بود. با پدرم کمک کردم و نهال‌ها را در جاهای مختلف باغ کاشتیم. پدرم گفت:
امیدجان، اِی نهال شفتالو ره خودت بشان.
براستی؟ چرا نی.

لانه در دودکش

$10.00

گندم زردشده در دم داسم چه کنم
اگر از سایۀ مرگم نهراسم، چه کنم؟
دلخوشی‌های سفرکردۀ من برگردید
روزگاری است که ویران از اساسم چه کنم
کاش سنگینی غم‌های مرا می‌دیدید
شانه‌ام خسته و من دست خلاصم، چه کنم؟
ای که یک‌مرتبه از ریشه مرا کنده‌ای آه
چهره‌ات را بشناسم، نشناسم؟ چه کنم؟
تو که جمع است دلت از همه‌چیز اما من
با پراکندگی هوش و حواسم چه کنم؟
من که تنها نفسم می‌رود و می‌آید
سال‌ها شد جسدی بین لباسم، چه کنم…

گنجی در سینۀ خاک

$12.00

سیدنادرشاه کیانی یکی از شاعران عارف و یا می‌توان گفت یک عارف شاعر است که در دوران معاصر زندگی می‌کرد. دوران زندگی سیدنادرشاه کیانی، برابر است با بحران‌های سیاسی افغانستان، دوران آواره‌گی در عصر امیر عبدالرحمن‌خان، دوران تبعیدی امیرحبیب الله‌خان و امارت امان‌الله‌خان وحکومت کوتاه مدت حبیب‌الله‌کلکانی (بچۀ سقاو) و دوران جنگ او با نادرخان در کابل، پکتیا و قندهار و دوران حکومت چهل سالۀ محمد ظاهرشاه.
او که رهبر مذهبی مردم اسماعیلیۀ افغانستان بود، درطول زندگی 75ساله‌اش فراز وفرودهای زیادی را تجربه کرد، از تبعیدها و سفرهای ناخواسته شروع تا نظربندشدن درکابل. به هرحال جوانی وی همزمان بود با پادشاهی امیرامان‌الله‌خان، که یک شاه روشنفکر، مشروطه خواه ومردم دوست بود. او که برای تمام ساکنین این سرزمین حقوق مساوی قایل بود، با جلوس به تخت شاهی، فرمان لغو تبعید شدگان را از طرف حکومت صادر کرد و خانوادۀ سید نادرشاه کیانی با استفاده از همین فرمان دوباره به کابل برگشتند. بعد از روی کارآمدن حبیب‌الله‌کلکانی، دوباره به بهسود فراری شده و تا پایان دورۀ فرمانروایی او در همان جا زندگی می‌کرد.

بز چینی در روزگار گرگی

$14.00

بود نبود بودگار بود، زمین نبود شُدیار بود. چهار بچه از مامدیار بود، در خوردن و خوابیدن تیار بود و در کارکردن بیمار. یک شهرک هم بود که در آن حیوانات مختلف در صلح‌‌و‌صفا زندگی می‌کردند، البته گاه کدورتی و کشمکشی در میان‌شان به وجود می‌آمد ولی زود با پادرمیانی بزرگان حیوانات رفع می‌شد و همه باز همان زندگی شیرین را در پیش می‌گرفتند. این البته از آرزوهای بچه‌های مامدیار بود که از تنبلی نای جنبیدن نداشتند و همیشه خواستار صلح‌ و دوستی بودند تا کسی آن‌ها را از جای‌شان تکان ندهد. وگرنه شهرک چندان هم صلح ‌و صفایی نداشت، مخالفت‌هایی بود و مشاجرت‌هایی که منجر به کینه‌توزی و خصومت‌های شخصی می‌گشت و بدگویی پُشت سرِ همدیگر را به دنبال داشت. ولی با آن‌ هم حیواناتِ مختلف با صبروحوصله و چشم‌پوشی از خطاهای دیگران، یاد می‌گرفتند که با هم همزیستی داشته باشند.

افغانستان در مردابِ ایدیؤلوژی ها

$13.00

نویسندۀ کتاب «افغانستان در مرداب ایدیؤلوژی‌ها» کوشیده است با گردآوری داده‌‌ها و تحلیل رویدادها، تصویری فشرده اما روشن از برخی وقایع مهم کشور ارائه کند؛ تلاشی در حدِ توان یک شاگرد تاریخ و از سر مسئولیت ملی. این کتاب تلاشی است برای فهميدن بخشی از آن حقايق تاريخی که چگونه افغانستان در نيم قرن اخير، از ميدان رقابت‌های سياسی فراتر رفت و به ميدان مقابله‌‌های خونين طرفداری از ايديؤلوژی‌های بيرونی تبديل شد.
نويسنده با نگاه انتقادی به رويدادهای نيم قرن اخير افغانستان، توضيح می‌دهد که چگونه ايدیؤلوژی‌های وارده، از اسلام سياسی تا دموکراسی امريکایی و سوسياليسم روسی، بر ساختاراجتماعی، اقتصادی و فرهنگی افغانستان سايه افگندند و در انتخاب و جانبداری‌از اين و يا آن ايدیؤلوژی، مردم و کشور را در مسيرهای خونين، فاجعه بار و پُر هزينه سوق دادند.
درين کتاب واقعيت‌ها با ادبيات ساده برای خوانندگان حوزهٔ فارسی‌زبان و هر شهروندی که می‌خواهد ريشه‌های بحران‌ها در نيم‌قرن اخير تاريخ معاصر کشورش را از زاويهٔ بی‌طرفانه بيابد، بيان شده اند.
در حاشیه، به نکتۀ دیگری نیز پرداخته می‌شود: وارثان مدنیت‌‌های درخشان آریایی و خراسانی در دوره‌های پس از تجزیۀ خراسان، چرا و چگونه دچار عقبگرد مزمن شدند و از نظام شاهی که در لویه‌ جرگه انتخاب شده بود، به ساختار خودکامه، امارتی و بی‌قانون امروز رسیده‌اند؟

خاطرات

$54.00

مرحوم فرهنگ نوشتن خاطرات خود را هم‌زمان با تألیف اثر تاریخی‌اش «افغانستان در پنج قرن اخیر» در سال‌های واپسین زندگی‌اش روی‌دست گرفت. چنان می‌نماید که وی حق اولویت را برای تألیف اثر تاریخی‌اش قائل شده بود و هر باری که جستجوی مدارک و اسناد در نوشتن آن کتاب سکته‌گی وارد می‌نمود، نوشتن خاطرات خود را روی‌دست می‌گرفت. چون صحتش رو به خرابی می‌رفت، گویا وقت خود را ضیق می‌دید و در تلاش بود تا قسمت‌های مهم هر دو را در قید تحریر درآورد. از همین‌جاست که کتاب «افغانستان در پنج قرن اخیر» را قبل از نوشتن باب‌های اخیر به چاپ رساند. به تعقیب آن، دو باب دیگر را نوشت و به نشر سپرد و پس از آن در پی تهیه‌ی قسمت‌های آخرین آن برآمد. وی نوشتن قسمت اخیر خاطرات خود را که از نگاه فعالیت‌های سیاسی کم‌بار می‌باشد و نوشتن مقدمه‌ی این اثر را که برای هر مؤلف یک رکن مهم اثرش می‌باشد و توسط آن مرام خود را از نوشتن آنچه می‌نویسد با خواننده شریک می‌سازد، به آینده موکول کرده بود.
متأسفانه بخت با او یاری نکرد و در حالی که به منظور جمع‌آوری اسناد و مدارک برای نوشتن آخرین قسمت کتاب تاریخش راهی کتاب‌خانه‌ی کانگرس امریکا بود، در اثر یک حمله‌ی قلبی صاعقه‌آسا، جان به جان‌آفرین تسلیم نمود.
بدین ترتیب، نوشتن خاطراتش ناتمام ماند. اما خوشبختانه توانسته بود خاکه‌ی قسمت بزرگ آن را بنویسد و همین اجازه داد که آن‌را چاپ و به دسترس علاقه‌مندان قرار دهم.
در مورد آن قسمت از واقعات زندگی مرحوم فرهنگ که خود او نتوانست آن‌را بنویسد، مهتمم بر آن شد تا با رعایت و احترام به روندی که نویسنده در تألیف اثر خود از آن پیروی نموده است، آنچه را به ثقات می‌داند، تحت عنوان «سرانجام» در ختم نوشته‌ی مؤلف اضافه نماید تا خواننده‌ی گرامی، حداقل، از خطوط درشت واقعات بعدی حیات سیاسی مرحوم فرهنگ آگاه گردد؛ حیات پر از فراز و نشیب اما مملو از عشق وطن، حیاتی که، عاری از هرگونه تعصب قومی، مذهبی، لسانی و عقیدتی، همیشه در خط مجادله برای تأمین عدالت اجتماعی در افغانستان و اعتلای مردم آن قرار داشته است.

دولت‌ها و توده‌های دشت‌های اروآسیا «از عهد باستان تا کنون»

$15.00

کتاب دست داشته به مساله خاستگاه و تاریخ باستانی و سده‌های میانه‌ای توده‌های کوچرو استپ سترگ می‌پردازد که در یک گستره پهناور قاره اروآسیا از حوضه رود آمور در خاور تا حوضه رود دانیوب در باختر زندگی می‌کردند.
توجه اصلی مولفان به پدیدآیی و تاریخ نخستین امپراتوری‌های کوچیان که پیرامون هسته‌های آن‌ها در آغاز اتحادیه‌های قبیله‌ای و سپس توده هایی که بیشتر به زبان‌های تورکی سخن می‌گفتند، تشکل یافتند- خاقانات تورک (سده‌های ششم- نهم)، دولت قره خانیان و اویغورها در آسیای مرکزی، دولت بلغارها در دامنه‌های اورال، خلق‌ها و قبایل تورکی در ترکیب امپراتوری مغول، اردوی طلایی، جزهای قزاقی، خانات قزاق و…. معطوف شده است.
تاریخ دراز دولتداری کوچیان اروآسیا در پیوند تنگاتنگ با تاریخ همسایگان شان- چین، ایران، بیزانس (بیزانتین یا روم خاوری) و روسیه بررسی می‌گردد.
دولت‌های تورکی اشکال ویژه باورهای مذهبی و فرهنگ مکتوب را زاییدند که سیمای تکرار ناپذیر تمدن تورکی باستان را می‌ساخت که در مونوگرافی دست داشته به آن توجه بسیاری شده است.
برای نخستین بار در این چنین بستر گسترده هیستوریوگرافیک (تاریخنگاری) دشوارترین مساله پیوندهای ژنیتیک توده‌های باستانی تورکی با ملت‌های معاصر تورکی زبان بررسی می‌گردد.
موضوع مورد بررسی در مونوگرافی دست داشته، از دید کرونولوژیک (تقویمی)، تاریخی را در حدود تقریبی دو هزار سال از عهد باستان تا اوایل سده هژدهم یعنی تا شامل شدن زمین‌های حوضه رود ولگا و سایبریا در تشکیل دولت روسی مسکو در بر می‌گیرد. [سر از این برهه- گ.]، تاریخ توده‌های تورکی اروآسیای استپی با اوضاع جیوپولیتیک از ریشه دیگری گره می‌خورد و روند تعاون (همپیوندی) آن‌ها با روسیه آغاز می‌گردد که سرنوشت شان را به پیمانه بسیار به گونه بنیادی رقم می‌زند.

سایه های کوچه تنگی دیوان

$11.00

عزیزان خواننده! در ادبیات افغانستان، اگر خواسته باشیم مشکلات، رنج‌ها و اتفاقات ناگواری که در طول تاریخ بر هندوان و ﺳﯿﮑﮫهای افغانستان رخ داده را انگشت‌نما کنیم، به کمتر اثری در این زمینه بر‌می‌خوریم.

در برخی آثار نشرشده فقط به ذکر «خانه‌ی هندو»، «زن لاله‌ی هندو»، «هندوی جادوگر»، «هندوی کافر»، «باغ هندو» یا «دکان هندو» بسنده شده است. گیرم که برخی نویسندگان به این کار پرداخته‌اند، دریغا که کارکرد‌شان از خطا و اشتباه دور نمانده‌ است؛ چنانکه به گونه‌ی نادرست، آهنگ «دختر سردار» را به کدام دختر برادران ﺳﯿﮑﮫ‌باور‌مان پیوند داده‌اند که کاملاً نادرست و بی‌بنیاد است. کمتر نویسنده‌ای خود را زحمت داده تا گَرد ستیز با دیگراندیشان را از حوادث زندگانی هندوان و ﺳﯿﮑﮫ‌های افغانستان دور ساخته و واقعیت‌های آن را آفتابی گرداند.

هندوان و سیکهـ‌های افغانستان با درنظرداشت همه‌ی جفا‌ها و ستم‌هایی که بر آنها روا داشته شده، شهروندان ابریشمی‌نفس نبودند، بلکه در همه‌ی بخش‌های زندگانی با دیگر شهروندان افغانستان، همگام و هم‌نفس بوده‌اند. شایسته‌ی یادآوری است که هرگز افراد این اقلیت، دست به سلاح نبرده و در جنگ‌هایی که از کودتای ۷ ثور تا حاکمیت مجدد طالبان بر افغانستان ادامه داشته است، سهم نگرفته‌اند. در طول این سال‌ها، سوگ‌مندانه که این اقلیت بیشترین خسارات جبران‌ناپذیر را متقبل شده و در فرجام نیز بی‌وطن شدند. از سال ۱۹۹۲ میلادی، مهاجرت کتلوی و اجباری این اقلیت شروع شد و اکنون فقط چند خانواده‌ی انگشت‌شمار در کابل و جلال‌آباد زیست داشته و مابقی به جمع مهاجرین افغانستانی در اروپا و ایالات متحده‌ی امریکا و کانادا پیوسته‌اند.

این حقیر، علاوه بر پرداختن مداوم به کار نشرات تارنمای «کابل‌ناته»، از دو سال به این‌سو، در اثر تشویق هم‌دلان دایمی کابل‌ناته، بر آن شدم که از حوادث گوارا و ناگوار و از رخداد‌های خوش و اندوهناک زندگانی خود و هم‌باورانم، قصه‌هایی بنویسم تا پارسی‌زبان‌ها از خوبی‌ها و رنج‌ها، از عشق و عاشقی، از تلاش و زحمت، از زیبایی زیست باهمی تا لمس اهانت‌ها و توهین‌ها که در حق اقلیت مذهبی ما صورت گرفته، آگاه شوند.

مرگ سودخور

$15.00

من در سالهای 1312 هجری که طلبه‌ی مدرسه‌های بخارا به شمار می‌رفتم، بی‌باششگاه ماندم و در بخارا که تقریباً صد در مدرسه‌ی کلان و قریب همین‌قدر مدرسه‌ی خرد داشت، برای من حجره‌ی قابل استقامتی به زودی یافت نشد. زیرا هرچند همه‌ی مدرسه‌های بخارا رسماً وقف بوده، خرید و فروش آن‌ها از روی شریعت روا نباشد هم در زمان‌های آخر با فتوای علمای دین که در مسئله‌های دینی حیله‌های شرعی را به کار می‌بردند، همه‌ی حجره‌های مدرسه‌ها به طرز خرید و فروش ملک خصوصی شده بدست آدمان پولدار افتاده بود و طلبه‌های فقیر در جای استقامت یافتن به دشواریها می‌افتادند.

در همان روزهایی که در جستجوی حجره بودم یکی از دوستانم با راه مصلحت به من گفت:

– «قاری اشکمبه» نام یک کس هست که چند در حجره‌ی زر خرید دارد، اگر از وی پرسی، شاید یکی از حجره‌هایش را به تو به عاریت بدهد.

با شنیدن این مصلحت آن دوستم دقت من از حجره دادن یا ندادن آن آدم زیادتر بنام او کشیده شد.

در حقیقت هم این نام خیلی غلطی بود، من می‌دانستم که خلته‌ی معده‌ی حیوان را که در آنجا خوراکِ خورده شده جمع می‌شود، «اشکمبه» می‌نامند.

1 2 3 4 6