• 0 Items - $0.00
    • No products in the cart.

حزب دموکراتیک خلق افغانستان؛ کودتا، حاکمیت و فروپاشی

$22.00

کتاب حزب دموکراتیک خلق، کودتا، حاکمیت و فروپاشی با توجه به واقع گرایی و استفاده از اسناد موثق که در نگارش آن بکار رفته است، از همان چاپ نخست مورد استقبال قرار گرفت. من (نویسندۀ کتاب) در حالی که در موضع و جبهۀ مخالف حاکمیت حزب دموکراتیک خلق و در میان مجاهدین و تنظیم های جهادی و اسلامی قرار داشتم، تلاش کردم تا در این کتاب از منابع مربوط به حزب مذکور و از منابع شوروی که حامی دوران حاکمیت این حزب بود، استفاده کنم. از این رو، حزب دموکراتیک خلق و کارروایی و کار کردهای این حزب را نه از نظر مجاهدین که در برابر حاکمیت این حزب می جنگیدند، بلکه از نظر رهبران حزب و شوروی و در عملکرد حاکمان و حاکمیت این حزب تبیین و بررسی کرده ام.
حزب دموکراتیک خلق در سال‌های حاکمیت خویش از کمک‌های هنگفت شوروی در تمام عرصه‌های نظامی و غیرنظامی برخوردار بود. میزان این کمک‌ها از سوی شوروی برای یک حزب چپِ دموکراتیک در کرسی اقتدار به حدی غیر قابل تصور گسترده و بزرگ بود؛ اما حاکمیت حزب دموکراتیک خلق علی‌رغم این همه کمک‌های بزرگ خارجی دوام نیاورد و فرو پاشید.
وقتی از زاویهء مثبت به‌سوی حاکمیت حزب دموکراتیک خلق نگاه شود، اقتدار حزب و برنامه‌های آن در واقع تلاش انقلابی و قهرآمیز در جهت متحول سازی افغانستان و گذار از حالت سنتی به مدرنیته و مدرنیزم بود. این در واقع دومین تلاش درجهت مدرن‌سازی جامعه قبیله‌ای و سنتی افغانستان در قرن بیستم میلادی بود. مساعی نخست را امان الله خان در تخت سلطنت در سال‌های دهه سوم این سده انجام داد.

خاطرات

$54.00

مرحوم فرهنگ نوشتن خاطرات خود را هم‌زمان با تألیف اثر تاریخی‌اش «افغانستان در پنج قرن اخیر» در سال‌های واپسین زندگی‌اش روی‌دست گرفت. چنان می‌نماید که وی حق اولویت را برای تألیف اثر تاریخی‌اش قائل شده بود و هر باری که جستجوی مدارک و اسناد در نوشتن آن کتاب سکته‌گی وارد می‌نمود، نوشتن خاطرات خود را روی‌دست می‌گرفت. چون صحتش رو به خرابی می‌رفت، گویا وقت خود را ضیق می‌دید و در تلاش بود تا قسمت‌های مهم هر دو را در قید تحریر درآورد. از همین‌جاست که کتاب «افغانستان در پنج قرن اخیر» را قبل از نوشتن باب‌های اخیر به چاپ رساند. به تعقیب آن، دو باب دیگر را نوشت و به نشر سپرد و پس از آن در پی تهیه‌ی قسمت‌های آخرین آن برآمد. وی نوشتن قسمت اخیر خاطرات خود را که از نگاه فعالیت‌های سیاسی کم‌بار می‌باشد و نوشتن مقدمه‌ی این اثر را که برای هر مؤلف یک رکن مهم اثرش می‌باشد و توسط آن مرام خود را از نوشتن آنچه می‌نویسد با خواننده شریک می‌سازد، به آینده موکول کرده بود.
متأسفانه بخت با او یاری نکرد و در حالی که به منظور جمع‌آوری اسناد و مدارک برای نوشتن آخرین قسمت کتاب تاریخش راهی کتاب‌خانه‌ی کانگرس امریکا بود، در اثر یک حمله‌ی قلبی صاعقه‌آسا، جان به جان‌آفرین تسلیم نمود.
بدین ترتیب، نوشتن خاطراتش ناتمام ماند. اما خوشبختانه توانسته بود خاکه‌ی قسمت بزرگ آن را بنویسد و همین اجازه داد که آن‌را چاپ و به دسترس علاقه‌مندان قرار دهم.
در مورد آن قسمت از واقعات زندگی مرحوم فرهنگ که خود او نتوانست آن‌را بنویسد، مهتمم بر آن شد تا با رعایت و احترام به روندی که نویسنده در تألیف اثر خود از آن پیروی نموده است، آنچه را به ثقات می‌داند، تحت عنوان «سرانجام» در ختم نوشته‌ی مؤلف اضافه نماید تا خواننده‌ی گرامی، حداقل، از خطوط درشت واقعات بعدی حیات سیاسی مرحوم فرهنگ آگاه گردد؛ حیات پر از فراز و نشیب اما مملو از عشق وطن، حیاتی که، عاری از هرگونه تعصب قومی، مذهبی، لسانی و عقیدتی، همیشه در خط مجادله برای تأمین عدالت اجتماعی در افغانستان و اعتلای مردم آن قرار داشته است.

د افغانستان قوم پيژندنه

$48.00

غواړم څو اړیـن ټـکي د لوستونکو د خبرتیا لپاره یاد کړم چې څنگه مې د ” افغانستان په اتـنـوگرافۍ کې پـلـټـنـه ” تر لاس لاندې ونـیـوله.
د روان کال په پـﯧـل کې ول چې پوهاند . گ. ډبـلیو. لیتـنـر د خـتـیـځـپوهانو نهم کانگرس ته چې په پام کې ول د ۱۸۹۱ ز کال په سپټمبر کې په لندن کې راغونډ شي د گډون لپاره وبللم؛ ترڅنگ یـې راڅخه غوښتل سوي ول چې د کانگرس د چارو په هکله د یوې مقالې یا یو مونوگراف په لیکلو ونډه واخلم. د بلـنـې په منلو کې مې تردید نه درلود چې په کانگرس کې د غړې په توگې گډون وکړم خو د کانگرس په چارو کې د ونډې اخـﯧـسـتـنې خـبـره د عادي گډون په پرتـلې بل څه ول. تـر یـوه مهاله مې په دې کې شک درلود چې څه شی به د کانگرس مخې ته کښـﯧـږدم چې د جوړېــدونکي غونډې په چارو کې د ښکـﯧـلو ونډه والو پوهانـو د پاملرنې ارزښت ولري. وروسته مې پام شو چې د یو شمــﯦــر بـﯦـلابــﯦــلو پریمانو یادښتونو کواړۍ راسره پرته ده او هم مې په خپل ذهن کې ډول ډول معلومات ساتلي ول – دا ټول هغه معلومات ول چې په خپله د خلکو له منځه راټول سوي ول – او ټول یـې د افغانستان – د استوگنو پرگنو په هکله ول، ما په پام کې درلودل چې یوه ورځ به دا ټول معلومات د یوﮤ کتاب په ډول له هغو تجربو سره یو ځای خپاره کړم چې د پرتمـیـنې ملکې علیاحضرتې د هند ددولت په چوپـړ کې مې د خپل کاري ژوند په بــﯦــلابــﯦـلو چارو کې د فعالې اسـتــثـنائـي دندې په ترڅ کې ترلاسه کړې وي. خو هماغسې چې د ” یوې ورځې اصطلاح” په خـپـلـه په نا محسوس او ناڅرگند تالاب کې ‌ډوبه ده دا ” یوه ورځ” هم د بـﯧـلابـﯧـلو لاملونو له کبله نن په سبا کـﯧـدله. د همدې خبرې په روڼا کې د کانگرس غونډې ما ته دا شـﯧـبـه په لاس راکړه چې ورڅخه په گـټې اخـﯧـسـتـنـې هغه بې گـټې شیان د لوستونکو مخې ته کښـﯧـږدم چې تر دې دمه له ما سره پاتې سوي ول – د بې گـټـې د اصطلاح له کارولو څخه زما موخه په داسې چارې کې زما گډون دئ چې راټول سوي شیان د هغو علماوو مخې ته کــښــﯦـږدم چې وړتیا یـې تر ما لوړه ده تر څو د علم او پرمختگ پر بنسټ د بـﯧـلابـﯧـلو موادو له منځه د رښتیاتوب پر اړخونو یـې روڼا واچوي. له دې کبله مې پرېکړه وکړه چې د ” افغانستان په اتـنـوگرافۍ کې پلټنه” دا نـﯧـمـگړی مونوگراف د کانگرس د خـتـﯧـځـپوهانو مخې ته چې په بـﯧـړه او چټکۍ لیکل سوی په ډاډمنې هیلې کښــﯦـږدم– چې د خپلې جذابې موضوع په لوستلو راتلونکو څـﯧـړونو ته لار ومومي.

ذکر افغان؛ در اسناد بازمانده از دستبرد زمان | دورۀ ۲ جلدی

$57.00

کتاب ذکر افغان در اسناد بازمانده از دستبرد زمان، مجموعهٔ مقالات، اشارات و یادداشت‌هایی است که دربارهٔ تبارشناسی، تاریخ، جغرافیای زیست و باورهای افغانان نوشته شده‌اند. نخستین مقالهٔ این مجموعه همان «ذکر افغان…» و دومش «یاد پشتون در اسناد بازمانده از گذر اعصار و قرون» است. در خلال نگارش این دو مقاله، نه فقط مفکورهٔ مجموعه مقالات دربارهٔ افغانان، بلکه فکر نوشتن کتاب شمس‌التواریخ یا خراسان‌نامه نیز پیش آمد (که این هم دارد به پایان می‌رسد).

کتاب ذکر افغان تاریخ نیست؛ مباحث آن بر مبنای توالی زمانی ترتیب نشده است و حتی مقالات تاریخی آن نیز تابع قواعد تاریخ‌نویسی نیستند. اینان اکثراً از نوع بررسی‌های تاریخی‌اند.

کتاب تذکره و شجره‌نامه هم نیست؛ ‌در حالی که بسیاری از شجره‌نامه‌ها، نسب‌نامه‌ها و تبارنامه‌های افغانان در این کتاب بررسی شده است؛ و بحث دربارهٔ بعضی از گفتمان‌ها (از جمله ادعای یهودی‌بودن افغانان) حکم نهایی یافته است. همین‌گونه، در خلال این مجموعه، به تحقیقات و پژوهش‌های جدیدی دربارهٔ نام‌واژه‌های «افغان» و «پشتون» برمی‌خورید که اگر ادعای نویسنده مبنی بر مسلّم‌بودن آنان را فضولی بدانید، دست کم می‌پذیرید که فراخوانی است به اندیشمندان، برای بازاندیشی در این موارد: «افغان»، کهن‌ترین نام برای مجموعهٔ طوایف و تبارهایی است که اینک به زبان افغانی سخن می‌گویند. «افغان» اصالت هندی دارد و زبان او (مانند اکثر زبان‌های منطقه) زبانی اختلاطی و «اندو_ایرانی» است. در میان آنانی که اینک «پشتون» خوانده می‌شوند، تبارهای غیرهندی چون ایرانی، داردی و عرب نیز به مشاهده می‌رسد. اینان در دو حلقهٔ «اصلی» و «وصلی» که خوشحال خان برای پشتون‌بودن معین کرده بود، نمی‌گنجند. اینان افغان یا پشتون «سببی»اند، چون فقط از طریق زبان با حلقه‌های «نسبی» وصل می‌شوند.

جلد اول جلد دوم مجموعه‌ی کامل
Select options This product has multiple variants. The options may be chosen on the product page

رها در باد

محدوده قیمت: $34.00 تا $56.00

من موج‌های سرکش دریا را می‌دیدم که به هنگام توفان در هم می‌شکنند. نمی‌پنداشتم پرتو آذرخشی که در پی آن فریاد تندر برمی‌آید، بر پردۀ ستبر سایه‌ها شیارهای آتشین بکشد، و دیوار سنگی تردید _ این سیاه‌ترین حجاب  _ را بشکند.
تردید از نوشتنِ فریادِ درونی‌ام در پیوند با دنیای بیرونی، مرا به جدال سختی کشانیده بود. نشانه‌ای برای رهایی نمی‌دیدم؛ که ناگه زمان در خاموشی ژرف، فریاد کشید، تا همه ستیزه‌های زندگی، کشمکش‌های درونی، عاطفی و سیاسی خود را به دست امواج خروشان زمان بسپارم. به آنانی بسپارم که هرگز مرا درنیافته‌اند و آنانی که نیازموده‌اند، نمی‌دانند در نهانخانۀ جانم چه‌سان انبوهی از احساس‌ها، دریافت‌ها و خاطراتِ نهفته نشانه‌ای به رهایی می‌جویند. این خاطرات همچون بازتاب فانوسی، همه شب می‌سوزد و نقشی بر سقف می‌بندد.
با این همه، من نتوانستم نقش خویشتن را در آیینۀ هنجارها و رفتارهای دیگران ببینم و دریابم. من نقش خویش را بازتابی از رنج‌های زندان پدرم، اندوه ژرف مادرم و فریاد مردمم _ از زیر رگبار آتش  _ آن گونه دیدم و دریافتم، که به یادش می‌آورم تا روایتش کنم.
نمی‌دانم چه گونه دیوار سنگی تردید _ این سیاه‌ترین حجاب  _ را بشکنم و از کجا آغازش کنم.

Select options This product has multiple variants. The options may be chosen on the product page

زن نامه (نقد گفتمان پدرسالار)

قیمت اصلی $11.00 بود.قیمت فعلی $10.00 است.

«زن موفق زنی است‌که از نظر توانایی‌های شخصیتی (یادگیری دانش و مهارت‌های معاصر) و اقتصادی مستقل شود. هیچ مردی، زنی را خوش‌بخت نمی‌تواند. چشم به راه مردی نباشید که سوار بر اسپ سپیدی بیاید و شما را پشت سر خود سوار کند و ببرد تا خوش‌بخت‌تان کند. آن مرد برای خوش‌بختی شما نیامده است، برای این تصور آمده که با بردن شما احساس خوش‌بختی کند. ممکن او با تصوری‌که از رابطه به‌عنوان تملک و تصاحب دارد، از تصاحب شما احساس خوش‌بختی کند. اما هر انسانی‌که برای هر هدفی به شما نان می‌دهد، آن نان فقط شکم شما را سیر می‌کند؛ آزادی و اصالت وجودی و شخصیتی شما را از شما می‌گیرد. شما برای او برده می‌شوید. ممکن یک برده‌ی جنسی محترم و دوست‌دار باشید. بنابراین نخست در پی توانایی‌های شخصیتی و استقلال اقتصادی خود باشید، بعد با مردی زندگی و هم‌سری را آغاز کنید. در این صورت، شما انسانی استید که آزادی وجود، آزادی عمل، آزادی انتخاب، آزادی خرید و آزادی بخشش دارید.»

ساختار اجتماعی تاجیکان دره‌ی اندراب، افغانستان

$16.00

این پایان‌نامه شرحی از ساختار اجتماعی کشاورزان و دامداران فارسی‌زبان شهرستان‌ کوهستانی در هندوکش مرکزی افغانستان است. شهرستان «اندراب» حدود ٣٣٫٠٠٠ نفر جمعیت دارد و از نظر جغرافیایی و حکومتی، یکپارچه است. مردم آن مسلمانانی سنتی‌اند. اندراب بخشی کوچک از جهان اسلام به‌شمار می‌آید.

این پایان‌نامه دو بخش دارد که فصل سوم، با شرح روش‌های تحقیق میدانی‌ای که در بررسی اوضاع و احوال جاری سیاسی و محلی به کار گرفته شده، آنها را از یکدیگر جدا می‌کند.

-7%پیشنهادی

سپتامبر خونین

قیمت اصلی $30.00 بود.قیمت فعلی $28.00 است.

کتاب سپتامبر خونین علاوه‌ بر این‌که از لحاظ منابعِ دست‌اول و چشم‌دیدهای نادر نویسنده دارای ارزش ویژه و منحصربه‌فرد است، روایت بسیار صمیمی و دوستانه دارد. امکان ندارد کسی بخش‌هایی از کتاب را بخواند و در لحظات سخت و طاقت‌فرسا، حس همزاد‌پنداری با نویسنده به او دست ندهد. از تمام خوبی‌های این اثر که بگذریم، مهم‌ترین و ارزش‌مندترین خصیصه‌ی این روایت، داستان مریدی است که پیر و پیشوای خود را از دست می‌دهد و با آن‌که در انجام وظایفش کوتاهی نکرده، ولی این غم بزرگ، سرگشتگی و بی‌پناهی او را چند برابر کرده است.

– کتاب کابل

شهر رؤیاهای من، کابل

$13.18

از کودکی با شاهنامه محشور بودم. آن‌گاه که داستان زال و رودابه را می‌خواندم تصویری از کابل در ذهنم نقش می‌بست. دریایی پر از آب که در سواحل آن گل‌های رنگارنگ روییده و مردم از آن گل می‌چینند و شکارچیان مرغابی و دیگر پرنده‌های آب‌زی را در این سواحل شکار می‌کنند. در شهر قلعۀ بلندی هم وجود دارد…

اما هنگامی‌که نخستین‌بار به‌کابل آمدم، فصل بهار بود. در پل باغ‌عمومی از موتر فرود آمدم که خلاف تصور من کدام باغی در آن‌جا وجود نداشت. اما رودخانه‌ای پر از آب زلال در جریان بود. شاید خوانندگان باور نکنند. بلی، رودخانه کابل پر از آب پاک بود.

هرسالی‌که از عمر این شهر می‌گذرد، وضعیت آن بدتر و بدتر شده می‌رود. بیش از چهل سال است که من در این شهر زندگی دارم و می‌بینم که وضعیت رو به بهبود نیست. به همین خاطر خواستم، چشم‌دیدهای سیاحان را از این شهر و ذکر مؤرخان و جغرافیا نگاران را در این رساله گردآورم. در کنفرانس‌های میلاد کابل اشتراک کردم و دو مقاله در دو سال پیهم در بارۀ این شهر نوشتم. “کابل در افسانه و تاریخ” و ” ذکر کابل در شاهنامۀ فردوسی”. این مقالات را نیز در این رساله ضم کرده‌ام و چیزهایی دیگر که گردآوردم و اینک تقدیم خوانندگان عزیز می‌کنم.

شیهه‌ی رخش

$15.00

در میان باغی بزرگ، خانه‌‌ی قدیمی و باابهتی قرار دارد. خانه از گِل خام ساخته شده، اما از ظرافت باقی‌‌مانده در آن، پیداست که روزگاری بازار و رونقی داشته است. در گوشه‌ای از بزرگ‌ترین اتاق خانه، پیرمردی بر روی صفحه‌ای از شن و ریگ خم شده و به دقت به آن خیره شده است. او گوشه‌ی دستار پهلَوی خودش را از جلو به عقب می‌برد و با چوبی که در دست دارد، روی صفحه‌ی شنی، خط ممتدی را از گوشه‌ی راست بالایی به طرف چپ آن رسم می‌کند. آثار بی‌خوابی و خستگی در چهره‌ی استخوانی و بزرگش به چشم می‌خورد. دخترش شهرناز با کاسه‌ای آب به کف وارد اتاق می‌شود.

عوامل فروپاشی نظام جمهوری در افغانستان

$22.00

از چهل سال بدین‌سو، افغانستان با بازیگران غیردولتی که من‌حیث منابع تهدید نظام‌های سیاسی جهان‌سومی بروز کردند، با متغیر‌های تهدید‌کننده، خشونت‌آمیز و ساختارشکن مواجه بوده است. این منابع تهدید همواره با تحریک و حمایت قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای علیه افغانستان عمل کرده‌اند. این بازیگران غیردولتی هرچند معلولی از علت‌های تعارض منافع قدرت‌های بزرگ تعریف شدند، اما به مرور زمان خود به علت‌هایی تبدیل شدند که در حال حاضر منبع تهدیدات و علتی برای معلول‌های جدید هستند و علیه نظام‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی افغانستان و کشورهای منطقه عرض‌اندام کردند.
جغرافیای تأسیس و تحریک همه‌ی بازیگران غیردولتی به هر شکلی که ظاهر شدند، پاکستان بوده است. این گروه‌ها در چند مرحله با منبع واحدی مدیریت شدند. در زمان اشغال افغانستان توسط اتحاد جماهیر شوروی و اوج جنگ سرد، این گروه‌ها با حمایت امریکا و غرب، عربستان سعودی و با مدیریت پروژه‌ای پاکستان علیه اشغال شوروی در افغانستان به کار گرفته شدند. پس از خروج شوروی، پاکستان در خلأ فراموشی افغانستان توسط امریکا در اندیشه‌ی کنفدرال و هضم افغانستان در بطن خود، دسترسی بدون مزاحمت به آسیای میانه و انتقال پروژه‌های سود‌آور نفت و گاز آسیای میانه به جنوب آسیا بود که جنگ داخلی در کابل، ناکامی گروه مشخصِ مورد حمایت پاکستان را در پی داشت. بنابراین پاکستان گزینه‌ی دیگری که عبارت از خلق طالبان بود را به کار برد. گروه طالبان نیز با طرح انگلیس، حمایت امریکا و عربستان سعودی و مدیریت پاکستان ایجاد شد؛ اما مقاومت ملی مردم افغانستان سبب ناکامی پروژه‌ی دومی شد.

قبلۀ سوم؛ سرگذشتِ یک نسلِ برباد رفته

$11.00

نگارنده بحیث کارشناس کمیتهٔ کنترُل حزبی در کمیتهٔ مرکزی، بیاد دارد وقتی عبدالرشید آرین رئیس كمیسیون کنترُل حزبی، امور دفتری را به عبدالرشید وزیری (رئیس جدید) تحویل میداد، آقای آرین كلید الماری اسناد و دوسیه‌های حفظ شدهٔ متهمین حزب را که به صدها پرونده و هزاران ورق می رسیدند، صرف در حضور آقای صالح محمد زیری به او تسلیم داد!
آن صدها دوسیه و هزاران ورق، مدارک و شواهد انکار ناپذیری بودند که باید قانوناً به دوران ‌می‌افتیدند و متخلفین مجازات می‌شدند، اما بنابر مصلحت‌های نامؤجه که در فوق اشاره شد، هیچ متخلفی مجازات نشد و اگرهم شدند از رده‌های پائینی بودند که به جُرم زیاده روی در نوشیدن شراب، نرفتن به جبهه، غیرحاضری در جلسات حزبی و در آخر به اتهام مخالفت با پلینوم ۱۸ مستوجب سزا شناخته میشدند! برعکس، کسانی که مغایر اخلاق و اصول حزبی مرتکب وحدت شکنی، فرکسیون‌ بازی، رشوه ستانی، اختلاس، سؤ استفاده از مقام، قتل‌های عمدی، عیاشی و حتا تجاوز به نوامیس دیگران متهم بودند، نه تنها مجازات نشدند، بلکه ارتقای حزبی و دولتی نیز دریافت کردند!

پیشنهادی

کاکامراد قصه می‌گوید

$12.00

پدرم در ماه حوتِ ام‌سال کچالوهای قاش شده را در دل نمناک زمین ماند و پس از آن چند بیل خاک هم رویش ریخت‌. یادم است همان روزهایی بود که یخِ زمین تازه باز شده بود. مثل هر سال دیگر، دست آبله‌پُر‌ش را بالا برد و دعا کرد‌. او زیر لب از خدای آسمان‌ها خواست سالِ پُر آب و زمین پُر برکت داشته باشیم:
پروردگارا، کاری کو که امسال از زمینایت حاصل پُربار بگیریم.
این هم یادم است که آن‌روز تب داشتم، فکر می‌کردم کومه‌هایم سرخ‌‌رنگ شده و دور و برِ چشم‌هایم از گرمی می‌‌سوزد. داغ بودم؛ درست مانند روزهایی که با مادرم در پختن کچالوی تنوری کمک می‌کردم. درحالی که خودم را محکم در میان پتوی پشم گوسپند پیچیده بودم، از ته دل آرزو کردم که آرزوهای پدرم برآورده شوند چون آرزوهای پدرم آرزوی مشترک من و مادرم هم بود….

کی جی بی در افغانستان

$18.00

از دیر باز پندار آن بوده است که کی‌‌جی‌‌بی -کمیتۀ امنیت دولتی شوروی – در راه اندازی تجاوز اتحاد شوروی بر افغانستان نقش عمده‌‌ داشت. به گونۀ مثال، می‌‌دانستیم که یوری اندوپوف رئیس کی‌‌جی‌‌بی مبتکر و انگیزندۀ عمدۀ تصمیم مداخلۀ نظامی در افغانستان بود، و این را نیز می‌‌دانستیم که بیشتر گزارشاتی که اکثر رهبران حزب کمونیست اتحاد شوروی را مجاب ساخت تا روی تصمیم لشکرکشی به افغانستان صحه بگذارند توسط نمایندگان محلی کی‌‌جی‌‌بی در کابل تهیه شده بود. بر این نکته نیز آگاه بودیم که کی‌‌جی‌‌بی در زنده و برپا نگهداشتن رژیم غیر مردمی ببرک کارمل پس از دسمبر 1979 نقش عمده داشت. اما آنچنان که سرشت سازمان‌‌های اطلاعاتی و استخباراتی در شرق و غرب است، تا کنون جزئیات کمی دربارۀ چگونگی عملکرد کی‌‌جی‌‌بی در افغانستان در دست بوده است.
متنی که در ذیل می‌‌آید نسخۀ ویراستۀ دست‌‌نویسی است که به دست کارمند سابق بایگانی (آرشیف) کی‌‌جی‌‌بی واسیلی متروخین که در سال 1992 به بریتانیا گریخت نوشته شد و خطوط کلی کارکرد عملیاتی کی‌‌جی‌‌بی در افغانستان میان سال‌‌های 1978 و 1983 را ترسیم می‌‌نماید.
متروخین هنگامی در سال 1999 به شهرت رسید که با فرار و پناه جستن در غرب شش صندوق یادداشت با خود همراه آورد و با همقلمی کریستوفر اندریو کتاب «شمشیر و سپر: آرشیف متروخین و تاریخ مخفی کی‌‌جی‌‌بی» را به رشتۀ تحریر درآورد. یادداشت‌‌هایی که در صندوق‌‌ها جا داشت حاوی شرح فعالیت‌‌های کی‌‌جی‌‌بی و سایر ادارات استخباراتی شوروی بود که قدامت آنها به سال 1918 می‌‌رسید و شامل موادی در ارتباط با فعالیت کی‌‌جی‌‌بی در ایالات متحدۀ امریکا و اروپای غربی بودند.
آنچه یادداشت‌‌های متروخین باز می‌‌گویند اینست که کی‌‌جی‌‌بی از همان آغاز در سیاست‌‌های شوروی در قبال افغانستان عمیقاً ذیدخل بوده است. شمار ایجنت‌‌ها (گماشتگان) کی‌‌جی‌‌بی در داخل افغانستان به صدها تن می‌‌رسید که نه تنها در افغانستان بلکه در کشورهای همسایه چون ایران و پاکستان نیز نقش بازی می‌‌کردند. دولت سردار محمد داوود (1973-1979) با شوروی‌‌ها همکاری نزدیک داشت و چندین تن از وزرای محمد داوود با کی‌‌جی‌‌بی ارتباطاتی داشتند. با تأیید و تصدیق آنچه از سائر منابع می‌‌دانیم، یادداشت‌‌های متروخین نشان می‌‌دهند که اتحاد شوروی در براندازی حکومت داوود به دست کمونیستان افغانی در اپریل 1978 (آنچه «انقلاب ثور»ش می‌‌خواندند) نقشی نداشت، ولی کی‌‌جی‌‌بی از توطئۀ براندازی داوود از پیش‌‌ آگاه بود. دولت محمد داوود به دست کمونیستهای افغانی در اپریل 1978 سرنگون شد. متروخین دخالت و سهیم بودن اتحاد شوروی را درین موضوع رد می کند و بدین وسیله مُهر تایید روی معلوماتی که از منابع دیگر درین باره رسیده است می‌‌گذارد، اما با آنهم این مطلب را تایید می‌‌کند که کی‌‌جی‌‌بی در بارۀ قیام علیه داوود از قبل مطلع بود. پس از به قدرت رسیدن دولت جدید کی‌‌جی‌‌بی به سرعت متخصصین و کارشناسان خود را وارد افغان

کې جي بي په افغانستان کې

$17.00

ښاغلو لوستونکو!
کي.جي.بي په افغانستان کې د همدې استخباراتي ادارې د لومړي عمومي ریاست د یوﮤ پخواني جگپوړي مأمور جگړن واسیلي میتروخین لیکنه ده. میتروخین د کي.جي.بي د اسنادو د آرشیف آمر وو؛ له دې کبله ده چې دﮤ د کي.جي.بي. اکثریتو محرمو لاسوندونو ته لاسرسی درلود. دا چې څنگه دﮤ دا اسناد د کي.جي.بي. له آرشیفه دباندې را ایستلي او بیا د انگلستان لندن ته د پناه غوښتونکي په توگې راځي شرحه به ئې وروسته راشي. د میتروخین په دې کتاب کې ډېري اسناد د ۱۹۷۸ او ۱۹۸۳ زو. کلونو هغه راپورونه رانغاړي چې مسکو کې د کي.جي.بي. مرکز ته رسېدل او له لوستلو وروسته آرشیف ته لېږل کېدل.
کي.جي.بي په افغانستان کې، د ا.خ.ډ. منحله گوند پر تندي باندې د تأریخ هغه له شرمه ډک تور داغ دئ چې د دې گوند د مشرانو رښتونې څېرې د گوند له هماغه بنسټ اېښودلو څخه نیولې بیا ددې گوند د واکمنۍ تر خونړي پای پورې د همدې ادارې د جاسوسانو په توگې بربنډوي. دا چې دغۀ گوند د خپلې خونړۍ واکمنۍ په بهیر کې څه کړي او څومره جنایات ئې تر سره کړي دي جلا مبحث دئ او زما په باور ډېرې لیکنې پرې شوې دي او په تأریخ کې ثبت دي. د همدغو لیکنو په منځ کې د واسیلي میتروخین د کتاب په شان ځای تش وو. د افغانستان خلک ښۀ خبر ول چې د ا.خ.ډ. گوند «اخډگ» مشران او لوړ پوړي گوندیان د دغۀ گوند د فعالیت له هماغۀ پېله د کي.جي.بي جاسوسان او تالي څټي ول، خو داسې لاسوند د پرگنو په لاس کې نۀ وو چې د خلکو په دغو انگېرنو باندې د صحت ټکی کښېږدي او له نېکه مرغه دا دی اوس همداسې یو لاسوند په خپله د همدې ادارې له پټې لمنې څخه دباندې راوځي او رسوايي ئې عالمونه خبروینه. دا لاسوند د دغۀ هېواد-پلوري گوند یو انکار نۀ منونکی لاسوند دئ چې پښتو ژباړه ئې خپلو کړېدلو پرگنو او د هېواد بډای تأریخ او د هېواد د خپلواکۍ د لارې ټولو شهیدانو ته ډالۍ کوم. دا کتاب ما په ۲۰۰۹ ز. کال کې په بشپړه توگه وژباړﮤ او د خپل فرهنگي یار او دوست ښاغلي اسد دانش په مرستې د دانش خپرندویې ټولنې له پلوه په کابل کې چاپ او خپور شو. د ډېرو لوستونکو د غوښتنې پر بنسټ مې دغۀ کتاب ته له سره یوه ژوره کتنه وکړه او دای له اصلاحاتو وروسته دا کتاب ددویم ځل لپاره د ښاغلو لوستونکو مخې ته په درنښت ږدم.

گریه کن سرزمین محبوب من

$15.00

آن روزها، تقویم تاریخ را حوادث طبیعی تعیین می‌کرد. حوادثی مانند زلزلۀ کلان، گاومرگی، سیلاب، خشک‌سالی و یا هم نزاع‌هایی که میان دو قریه یا دو طایفه صورت می‌گرفت، مبدأ محاسبات انگاشته می‌شد. به همین‌گونه روزی که عروسی مادرم بود، به‌گونۀ بی‌سابقه، ملخ هجوم آورده بود و سال عروسی مادر و پدر در سال ملخ واقع شده است.
سرزدن گیاهان، شگوفۀ درختان، آوای پرندگان مهاجر، پیام هریکی، از فصلی خبر می‌داد و مردم به‌صورت دقیق از روی این حوادث می‌دانستند که در کدام فصل سال قرار دارند و چه باید بکنند. آمدن خیل مرغابی‌ پس از گذشت چله صورت می‌گرفت و سردی هوا رو به گرمی می‌نهاد؛ قطار کلنگ‌ها و لک‌لک‌ها با منظرۀ تماشایی‌شان بوی بهار را با خود می‌آورد. با گذشت چهل روز نخست زمستان، گل‌های سفید از زیر برف سر می‌کشیدند که به گل بهمنی موسوم‌اند و همزمان با تحویل سال، لاله‌های خوش‌رنگ با داغ سیاه بر دل جلوه‌گری می‌کردند. در ماه ثور کبک‌ها به جفت‌گیری می‌پرداختند و بر نوک صخره‌ها، کبک‌های نر برای جلب جفت خویش به غزل‌سرایی می‌پرداختنند. روزها به ساعت‌ها و دقیقه‌ها تجزیه نشده بودند. سه جزء داشتند. پگاه، چاشت و بیگاه. کسی به کمبود وقت قرار نداشت؛ همه کس ساعاتی برای کار، استراحت، دیدن دوستان و اقارب و اختلاط داشتند.
شمار کتاب‌ها محدود بود. تعداد آن‌ها از چند درجن بیشتر نبود و بالای تاقچه و یا رف‌ها جا می‌گرفتند. خانه‌های رهایشی دسته‌بندی ناشده بود. در بیشتر موارد در خانه‌های نشیمن، هم تنور می‌افروختند و آشپزی می‌کردند و هم در گوشۀ آن گوسالۀ شیرخوار و یا بزی، جا خوش کرده بود…

مجلۀ دریچه | شماره 5

$17.00

آیا تا به حال به محتوای چیزهایی که می‌آموزید فکر کرده‌اید؟ به کتاب‌هایی که می‌خوانید و به سخنانی که می‌شنوید، توجه کرده‌اید چه‌قدر از لحاظ کیفیت و محتوا مناسب و سالم است؟ خیلی‌ها به این نکات مهم و اساسی کاملاً بی‌توجه‌اند در حالی که رعایت این نکات و توجه به سالم بودن محتوای آموزشی به آن اندازه مهم است که ما به بهداشت غذای روزمره‌ی خود توجه می‌کنیم. چون می‌دانیم غذایی را که روزمره می‌خوریم، اگر بهداشتی نباشد، ما را مسموم می‌کند و گاهی ممکن است حتا باعث مرگ ما شود. بی‌توجهی به محتوای کتابی که می‌خوانیم و سخنانی که می‌شنویم، خطرش به مراتب بیشتر از غذای غیر بهداشتی است. به دلیل این که غذای غیر بهداشتی فقط ما را مسموم می‌کند یا ممکن است فوری مرگ ما را رقم بزند. اما کتاب‌های نامناسب و محتوای آموزشی مزخرف تمام عمر، توانایی ذهن ما را کاهش می‌دهد و قدرت نظارت بر کردارهای منطقی و عقلانی را از ما می‌گیرد. داشتن چنین ذهنی ضعیف و علیل ما را تقلیل می‌دهد به افراد سطحی‌نگر، خرافاتی و بی‌سواد که حتا قابلیت تشخیص خوب را از بد ندارند و به هر گفتارِ دروغ باور می‌کنند و به هر کردار نادرست دل می‌بندند.
در طول 20 سال گذشته افرادی که با شنیدن تعریف ساده‌ای از بهشت، حاضر می‌شدند عمل استشهادی انجام دهند، به نظر تان دیوانه‌ی مادرزادی بودند؟ نخیر! آن‌ها را دیوانه ساخته بودند. آن‌قدر با آموزش‌های غلط و سخنان مزخرف ذهن‌شان را پر کرده بودند که قادر نبودند تشخیص دهند کاری را که می‌کنند، اشتباه است. ذهن آن‌ها تا اندازه‌ای مسموم شده بودند که به یک دستور ساده و وعده‌ی دروغین حاضر می‌شدند هر کاری غیرعقلانی را انجام دهند؛ خود را تکه‌پاره می‌کردند و دیگران را نیز به کام مرگ می‌انداختند. حال، فضا برای چنین آموزش‌هایی بیشتر آماده شده است. آموزش‌های اشتباه، محتوای درسی نامناسب در هر جایی می‌تواند باشد؛ فرقی نمی‌کند مکتب باشد یا مدارس دینی که به دست آدم‌های مخصوص اداره و کنترل می‌شود.

مسعود؛ چهره‌ای صمیمی از رهبر افسانه‌ای افغانستان

$30.00

سفر من به شناخت مسعود، به هشت سال پیش برمی‌گردد؛ به یک بعدازظهر در شهر لس‌آنجلس. یکی از دوستانم با من تماس گرفت و گفت که حتماً باید مستندی ببینم دربارهٔ جنگجویی در افغانستان. مردی پر از راز و رمز به نام احمدشاه مسعود.
من هیچ‌گاه قبلاً نامش را نشنیده بودم و به‌طورکلی افغانستان به طرز ساده‌ای برای من یک جای خیلی‌خیلی دور بود؛ سرزمین افسانه‌ها و حماسه‌ها که بعدها داستان‌های وحشتناکی از حملهٔ روس‌ها به آن کشور شنیده شد و جدیداً کابوس طالبان به آن اضافه گشت. بعدازاین ماجرا من مستند مسعود را نگاه کردم.
از آن لحظه، من فقط چشمان مسعود را به خاطر دارم و چشمان همراهانش را. به طرز باورنکردنی، این مرد، قوماندانی که با شجاعت تمام علیه روس‌ها جنگید، در حال خواندن شعر برای سربازانش بود. همچنان که بیشتر نگاه می‌کردم، جان‌فشانی‌های بسیار این افغانستانی‌ها مرا کاملاً از جایی که بودم رها کرد و به پنجشیر برد و به من چیزهایی دربارهٔ منابع فوق بشری روح انسان آموخت.