در گذشتههای خیلی دور، آسمان و زمین باهم نزدیک بودند و از بالا کوهها دست انسانها به آسمان میرسید. خدایان و انسانها در کنار هم میزیستند. خدایان در بلندای کوهها و انسانها در پایین کوهها در درهها کنار چشمهها و رودخانهها زندگی میکردند.
هزاران سال پیش در شهری بنام اوروک که دیوارهای بلند داشت، پادشاهی جوان، تنومند، خودخواه و ستمگر زندگی میکرد. شیر و گاو وحشی نر را بدون نیزه و شمشیر شکار مینمود. همه را وادار کرده بود در خدمت او باشند، حتا دختران جوان را برای خدمت به قصر برده بود و به دیدار پسران جوان نمیگذاشت. مردم از ستم گیلگمیش به ستوه آمدند، به خدایان زاری و شکایت کردند.
خدای آسمان (آنو) زاری و شکایت مردم را میشنود و به خدای قالبساز (ارورو) فرمان میدهد که موجودی بسازد به اندازهی گیلگمیش قوی باشد. خدای قالبساز خاک را با آب دهان خود تر میکند و انکیدو را میآفریند. انکیدو تنومند بود، مانند زنان گیسوان بلند داشت و مانند شیر قوی و مانند پلنگ بیشه چابک بود. در گندمزار با حیوانات زندگی میکرد، حیوانات را دوست داشت و شکارچیان را نمیگذاشت حیوانات را شکار کنند یا آزار دهند. او یک مرد وحشی بود که خدایان برای زورآزمایی با گیلگمیش آفریده بودند.
مقدمهای بر فردوسیشناسی و شاهنامهپژوهی شامل پنج بخش است. در بخش نخست اطلاعاتی در بارهی فردوسی ارایه شده است. در بخش دوم انگیزهی سرایش شاهنامه به بررسی گرفته شده است. در بخش سوم به شاهنامه از ابعاد تاریخی، محتوایی، ادبی و پژوهشی پرداخته شده است. در بخش چهارم به مناسبات فرهنگی شاهنامه با افغانستان توجه شده و جایگاه افغانستان در شاهنامه مورد مطالعه قرار گرفته است. در بخش پنجم شمار واژههای عربی در شاهنامه ارایه شده است.
خوشبختانه کتاب پیش از چاپ دوم در ایران و ترکیه دیده و بررسی شد. پروفیسور دکتر ییلدریم استاد دانشگاه آتاترک، ایرانشناس و مترجم شاهنامه به زبان ترکی کتاب را بررسی و بر کتاب تقریظ نوشت. دکتر مرتضی فلاح استاد دانشگاه یزد کتاب را مطالعه و بر کتاب تقریظ نوشت. پروفیسور دکتر طغیان ساکایی استاد دانشگاه کابل کتاب را مرور و بر کتاب تقریظ نوشت. دکتر سید تسلیم کاوویان استاد دانشگاه البیرونی و آمر گروه زبان و ادبیات پارسی دری کتاب را بررسی و بر کتاب تقریظ نوشت. دکتر نورمحمد نورنیا استاد دانشگاه سمنگان زحمت ویراستاری کتاب را کشید.
به رهنمایی و حمایت این بزرگان و با استفاده از فرصت، منابعی را در بارهی فردوسیشناسی و شاهنامهپژوهی بررسی کردم، بنابه بررسی این منابع محتوای کتاب را مورد بازبینی قرار دادم و ویرایش تازهای از کتاب ارایه کردم. در پایان کتاب، شش نظریه با استنباط از مطالب کتاب برای چگونگی مطالعهی فردوسیشناسی و شاهنامهپژوهی پیشنهاد شده است.
«زن موفق زنی استکه از نظر تواناییهای شخصیتی (یادگیری دانش و مهارتهای معاصر) و اقتصادی مستقل شود. هیچ مردی، زنی را خوشبخت نمیتواند. چشم به راه مردی نباشید که سوار بر اسپ سپیدی بیاید و شما را پشت سر خود سوار کند و ببرد تا خوشبختتان کند. آن مرد برای خوشبختی شما نیامده است، برای این تصور آمده که با بردن شما احساس خوشبختی کند. ممکن او با تصوریکه از رابطه بهعنوان تملک و تصاحب دارد، از تصاحب شما احساس خوشبختی کند. اما هر انسانیکه برای هر هدفی به شما نان میدهد، آن نان فقط شکم شما را سیر میکند؛ آزادی و اصالت وجودی و شخصیتی شما را از شما میگیرد. شما برای او برده میشوید. ممکن یک بردهی جنسی محترم و دوستدار باشید. بنابراین نخست در پی تواناییهای شخصیتی و استقلال اقتصادی خود باشید، بعد با مردی زندگی و همسری را آغاز کنید. در این صورت، شما انسانی استید که آزادی وجود، آزادی عمل، آزادی انتخاب، آزادی خرید و آزادی بخشش دارید.»