رهبران سیاسی و بحران مدیریتی در افغانستان
$25.00بیتردید افغانستان یکی از کشورهای است که دست کم در چهاردهۀ پسین، شاهد ناگوارترین رویدادهای سیاسی بودهاست؛ بهباور نویسندۀ این سطور، ضعف رهبران سیاسی عامل مهمی در تداوم بحران و نابسامانی در این سرزمین پنداشته میشود. متاسفانه افغانستان در طی عمر ۲۳۰ سالهاش پیوسته از ضعف رهبران سیاسی در راستای رهبری خردمندانه در حوزۀ سیاست و مدیریت رنج برده و افزون برآن، تمایل وافر آنان در جهت وابستهگی به کشورها و قدرتهای بیرونی دامنۀ بحران را بیش ازحد گسترش دادهاند. بیگمان بیان همۀ آن بحرانها و رویدادهای تاریخی که افغانستان شاهد آنها بودهاست اعم از بحران در دورههای سلطنتی، امارتی، شاهی مطلقه و شاهی مشروطه، از توان و حوصلۀ این رساله بهدور است؛ اما قصد من نگاهی اجمالی به آن دورههای از تاریخ کشور است که رهبران سیاسی این سرزمین زیر نام نظامهای جمهوریت، جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان، دولت اسلامی و دولت جمهوری اسلامی، اقتدار سیاسی کشور را بهدست داشتند.
به عبارۀ دیگر، حوزۀ اصلی پژوهش بنده، بیان و بررسی مواردی چون تأثیر عدم آگاهی کافی شهروندان، نقش تعصب و تبعیض رهبران سیاسی کشور در حوزۀ دولتداری، توسل رهبران سیاسی کشور به ابزار نامشروع بهخاطر رسیدن بهقدرت سیاسی، وابستهگی عمیق رهبران سیاسی افغانستان به کشورها و قدرتهای بیرونی و بالاخره مداخلۀ کشورهای بیرونی در امور افغانستان، طی چهاردهۀ پسین است. بیتردید که موارد فوق، از دید بنده از جمله عوامل اصلی تشدید بحران سیاسی- مدیریتی در طی سالهای۱۳۵۲ الی ۱۳۹۳ ه.ش در کشور پنداشته میشوند.
Panjshir During the Jihad
$10.00Praise be to Allah, and peace and blessings of Allah be upon the Prophet Mohammad.
When the Soviet forces left Afghanistan after ten years of a bloody war, it marked one of the most historic events in human history. The cruel Russian empire was pushed to the brink of destruction by the sacrifices of our Muslim nation. The heroic struggle of our people provided hope to nations under foreign occupation. I felt the need to collect and publish my thoughts and notes about the strife of our people to become a window of hope for oppressed people worldwide.
Undertaking the immense task of writing about the struggle of our great people was beyond my ability. This work requires a long time and collective efforts by individuals with scholarly and literary expertise. I felt the responsibility to document the bloody history of our Islamic revolution so that it is not forgotten. It would be a great honor for me if this publication motivates scholars and learned individuals to write the full history of our blessed Jihad.
تغزل در پاییز و دینه روزهای کابل
$7.50«پاییز، کوچه، رقص درختان قشنگ شد
نرگس تو آمدی و خیابان قشنگ شد
پاییز با تمام وجود از تو گفته است
با روسری زرد، سرود از تو گفته است
نرگس تو را به جان غزلهای تر بگو
در خانه که سکوت نبود اینقدر، بگو
نرگس جهان کوچک من چشمهای توست
اندوه مهربانی من خشمهای توست
این روزها گرفته هوا شاعرانه نیست
نرگس فضای کافه دگر عاشقانه نیست
با هرغروب میروم از کوچه دورتر
از شهر دور میشوم، از کوچه دورتر
این بیتهای لال به فریاد آمده
نرگس بدون روسریات باد آمده!
آنسوی دردهای سرم راه میروم
تا وادی ملایک و ارواح میروم
گم میشوم میان مه و تیرگی شام
تا میرسم به آخر این بیت ناتمام
پاییز، کوچه، رقص درختان قشنگ نیست
نرگس تو نیستی و خیابان قشنگ نیست!»
قبلۀ سوم؛ سرگذشتِ یک نسلِ برباد رفته
$11.00نگارنده بحیث کارشناس کمیتهٔ کنترُل حزبی در کمیتهٔ مرکزی، بیاد دارد وقتی عبدالرشید آرین رئیس كمیسیون کنترُل حزبی، امور دفتری را به عبدالرشید وزیری (رئیس جدید) تحویل میداد، آقای آرین كلید الماری اسناد و دوسیههای حفظ شدهٔ متهمین حزب را که به صدها پرونده و هزاران ورق می رسیدند، صرف در حضور آقای صالح محمد زیری به او تسلیم داد!
آن صدها دوسیه و هزاران ورق، مدارک و شواهد انکار ناپذیری بودند که باید قانوناً به دوران میافتیدند و متخلفین مجازات میشدند، اما بنابر مصلحتهای نامؤجه که در فوق اشاره شد، هیچ متخلفی مجازات نشد و اگرهم شدند از ردههای پائینی بودند که به جُرم زیاده روی در نوشیدن شراب، نرفتن به جبهه، غیرحاضری در جلسات حزبی و در آخر به اتهام مخالفت با پلینوم ۱۸ مستوجب سزا شناخته میشدند! برعکس، کسانی که مغایر اخلاق و اصول حزبی مرتکب وحدت شکنی، فرکسیون بازی، رشوه ستانی، اختلاس، سؤ استفاده از مقام، قتلهای عمدی، عیاشی و حتا تجاوز به نوامیس دیگران متهم بودند، نه تنها مجازات نشدند، بلکه ارتقای حزبی و دولتی نیز دریافت کردند!
یک بشقاب اندوه موزیکال
$8.00در نفرت از آوارگی، از زندگی، دوری
از وحشت پیآمد احساس مجبوری
بیرون شدن از چارچوب بغض و دلشوری
نفرین بهریش شیخها و شحنهها کردن
لعنت بهسال آخر دوران جمهوری
پای گریزت نیست از کابوسهای بد
راه گره افتاده با تعلیق و واپسها
چون داستان باد و رعد و سیب نارسها
شهر صعود دارها، سلّول محبسها
فصل نزول زامبیها، فصل کرکسها
سرکوبیات را، مردنت را، اعتراضت را
وقتی تو را بلعیده اوضاع مثلثها
امواج وحشی و پنجۀ نور
$11.00این شاعر توانا و ترانهسرا، فرزند حاجی عبدالحکیم، روز ششم جدی سال 1326 هجری خورشیدی در قریۀ امیر محمدخان ولایت غزنی دیده به جهان کشود. دروس ابتدایی را در مکتب سید جمال الدین افغانی و متوسطه و عالی را در لیسۀ نادریهی کابل خواند. در سال 1352 هـ. خ. از دانشکدهی ادبیات دانشگاه کابل به دریافت درجهی لیسانس نایل آمد. در سال 1354 هجری خورشیدی بیماری سرطان گریبانگیرش شد و سرانجام در 21 سرطان همان سال در شهر کابل به رحمت حق پیوست. خانواده و دوستان پیکرش را به ولایت غزنی منتقل و در زادگاهش دفن نمودند.(1)
«ازهر» با اینکه در جوانی درگذشت حدود هزار پارچه شعر در قالبهای گوناگون از شیوههای کهن و نو به یادگار گذاشت.
در سرایش ترانه شیوۀ ابتکاری و ویژۀ خود را داشت و در گفتن اشعار هزلآمیز استاد بود. شعرهای او دارای درونمایۀ عمیق اجتماعی است و از اندیشههای ترقیخواهانه مایه میگیرد. سرودههایش چندینبار برندۀ جوایز عالی مطبوعاتی شده است.(2)
شمسالدین مسرور آوازخوان شناختهشدۀ کشور که شهرت هنریاش را مرهون تصنیفهای زیبای «ازهر فیضیار» می داند و بیشتر از 100 پارچه شعر او را در آرشیف رادیو تلویزیون افغانستان ریکارد کرده است، اذعان میدارد که «نه تنها برای من، بلکه به شمار زیادی از آوازخوانان مشهور هر یک محترم استاد مهوش، ژیلا، ناهید، پرستو، هنگامه، سیما ترانه، احمد ظاهر، هماهنگ و چندین تن دیگر چشمۀ فیض بود. او افزون بر تضنیف، غزل، رباعی، دوبیتی و شعر آزاد، چندین درام منظوم نوشته بود، که بسیاری در آرشیف رادیو موجوداند. یکی از درامهایش به نام «بابه کپک» توسط هنرمندان بخش موسیقی هریک محترم سارا زلاند، ژیلا، جلیل زلاند و من (شمس الدین مسرور) تهیه گردید، در عرصۀ تیاتر استاد رفیق صادق، زینت گلچین و سید احمد هلال به دایرکت استاد صادق آن را ریکارد کردند.
شاپرک های سفید
$6.00اواسط شـب هــم ســاکــت و خـالـی بـود. انگار ساختمانهای بلند تیره در خلأ خود خوابیده بودند. اما موتیوک بیدار بود. در اتاق کوچک و تاریک خود روی تختی نشسته و به قوطی زل زدهبود. موهای مشکی و ژولیده، سروصورتش را پوشانده بود و بدن استخوانیاش میان پتوی کلفتی محصور شده بود. قوطی را باز کرد و یک قرص را از داخلش خارج کرد. نوشتهٔ رویش را خواند «شادی… هاه؟» سپس قرص را خورد. انگیزهاش مشخص نبود. فقط میخواست این ابهام را که مثل مِهی غلیظ ذهنش را پوشانده بود، از بین ببرد تا احساسات پشت آن پدیدار شوند. چه شکلی بودند؟ چه رنگی بودند؟ خوب بودند یا بد؟زشت بودند یا زیبا؟ خاطراتش غمگین یا شاد بودند؟ فقط همین را میخواست بفهمد.
آن شب را مثل همیشه آرام و بیسروصدا، بدون هیچ رؤیایی خوابید. فقط انگار چند شاپرک سفید و بیرنگ در ظرف شیشهای داخل سرش در حال تکاپو بودند. میخواستند شیشه را بشکنند و فرار کنند.
چلبی نامه
$11.00«چلبینامه» پژوهشیست از نویسنده و کتابشناس نخبهی کشور، زندهیاد استاد «نیلاب رحیمی» و دستآورد سالها کوشش وی در راستای شناخت و بررسی تأثیر «حسامالدین چَلَبی»؛ آن جانِ آگاه بر روان خداوندگار بلخ، حضرت مولانا جلالالدین محمد بلخی که اگر توجه ویژهی وی نبود، امروز کتابی بهبزرگی «مثنوی معنوی» پدید نمیآمد و آسمان ادبیات عرفانی در حوزهی زبان پارسی بی تکستاره میماند.
در بسیاری از آثاری که تا کنون در پیوند به مولویشناسی و مثنویمعنوی نگارش یافته است، بیشتر پژوهندهگان در بارهی پیوندِ محوری مولانا با «شمس» سخن گفتهاند؛ اما کمتر پژوهندهای در مورد زندگی و میزان تاثیرگذاری حسامالدین چلبی بر مولانا پرداختهاست.
بیگمان حسامالدین چلبی بر بنیاد گفتههای مولانا، انگیزهای برای خلق مثنویست؛ مردی که در زمان پسامولوی سکاندار کشتی معرفتشناسی و روش «مولویه» است و هم اوست که با آگاهی کامل میراثدار فکری مولانا در حوزهی مولاناشناسی پنداشته میشود.
چلبینامه در واقع تلاشیست ویژه برای شناخت از حسامالدین چلبی آن یار خانقاه و خرابات مولانا که به زاویههای گوناگون شخصیت چلبی پرداختهاست.
افغانستان، شمشیر و شکست
$26.00ششم ماه می سال 2009 در مسکو، سترجنرال والنتین ایوانویچ وارینیکوف به عمر 86 سالگی چشم از جهان فروبست. او یکی از چهرههای برجستۀ نظامی شوروی و روسیه محسوب میشود. در جنگ دوم جهانی با فاشیزم جنگیده بود و هماو بود که در روز نهم ماه می 1945 در میدان سرخ مسکو، بیرق پیروزی شوروی را در جنگ دوم جهانی بر دوش میکشید.
در دهۀ اول سپتمبر سال 2000 در یکی از تالارهای بزرگ مجتمع نمایشگاههای روسیه، نمایشگاه بینالمللی کتاب برگزار شد. حسب معمول در روزهای فعالیت نمایشگاه، نویسندگان و مؤلفان دیدارهایی با خوانندگان و اهل مطالعه برگزار کردند و در مورد اثر خود معلومات دادند و جلسۀ پرسش و پاسخ برگزار شد. روز شش سپتمبر سترجنرال والینتین ایوانویچ وارینیکوف، کتاب هفتجلدی خود را زیر عنوان «بیهمتا» (Неповтремая) در مجمعی از اهل قلم و هواخواهان و نیز نمایندگان کور دیپلماتیک و مطبوعات معرفی نمود.
کتاب جنرال وارینیکوف در هفت جلد است و جلد پنجم آن دربارۀ افغانستان. برای اینکه معلوم شود چرا به ترجمۀ این اثر پرداختم، لازم است جنرال وارینیکوف بهطور مختصر معرفی گردد.
والنتین ایوانویچ وارینیکوف در دسمبر 1923 دیده به جهان گشود. آموزشگاه نظامی چرکاس را به پایان رسانید و سپس در اکادمی نظامی فرونزه و اکادمی نظامی ستردرستیز (ستاد مرکزی قوای مسلح) اتحاد شوروی، تحصیلات نظامی خود را تکمیل نمود.
موصوف در جنگ جهانی دوم طی سالهای 1942 _ 1945 اشتراک ورزید. وی در جنگهای انگولا، سوریه، حبشه و افغانستان نیز شرکت کرده بود.
10 سال معاون اول لوی درستیز قوای مسلح شوروی بود. از آن جمله چهار و نیم سال در افغانستان در سِمت قوماندان گروه اوپراتیوی وزارت دفاع شوروی اجرای وظیفه نمود و بعد در مقام قوماندان عمومی لشکرهای پیاده و معاون وزیر دفاع شوروی کار کرد.
در ماه اگست سال 1991 در جملۀ سایر اعضای کمیتۀ حالت اضطراری که در حقیقت کودتایی علیه گورباچف سازمان داده بودند، به زندان افتاد و در سال 1994 عفو گردید؛ ولی وارینیکوف از آن استفاده نکرد و در زندان ماند و دوسیۀ وی به محکمۀ عالی ارجاع گردید و از آنجا برائت حاصل کرد. در سال 1995 نمایندۀ دومای دولتی (مجلس نمایندگان پارلمان) انتخاب شد. همزمان رئیس انجمن قهرمانهای روسیه بود. در سال 2005 در سِمت رئیس لیگ دفاع از حیثیت و مصونیت انسان انتخاب شد.
والنتین ایوانویچ قهرمان اتحاد شوروی است. وی به مناسبت اختراع یک نوع اسلحۀ جدید، در سال 1990 جایزۀ لنین را بهدست آورد.
والنتین وارینیکوف از سال 1984 تا 1989 قوماندان عمومی اوپراتیفی قوای شوروی در افغانستان بود.
کتاب جنرال وارینیکوف زیر عنوان «افغانستان، هم رشادت و هم اندوه» نوشته شده است. اما مترجم ترجیح میدهد با نظرداشت محتوای کتاب، آن را زیر عنوان «شمشیر و شکست» خدمت خوانندگان تقدیم نماید.
سزاوار یادآوری است که این کتاب از نقطهنظر یک جنرال روسی نوشته شده است و با محتوای آن باید با احتیاط برخورد نمود. در کتاب هم حادث
ابوشکور بلخی
$10.00این کتاب دایر به روزگار، آثار، اهمیت و ارزش میراث برجایمانده یکی از شاعران برجسته همزمان استاد رودکی، حکیم ابوشکور بلخی معلومات میدهد. مؤلف بار اول محتوای اشعار ابوشکور را از نقطه نظر ارزشهای احیای ادبیات دوران سامانیان به بررسی گرفته، ارزش هنری، ادبی و اخلاقی آثار این شاعر حکیم را با دلیلهای معتمد ثابت نمودهاست. این تدقیقات نخستین ماناگرافی نسبتاً مکمل و جامع در بارۀ ابوشکور بلخی بوده، برای دانشجویان رشتۀ فیلالاگی فیلولوژی، لغتشناسی، متنشناسی و محققان و ادبیاتشناسان مفید خواهد بود.
پشغور در آئینۀ جهاد
$56.00هدف از جمع آوری و نوشتن کتاب «پشغور در آیینه جهاد» این بوده که توانسته باشیم تا گوشهای از شهکاریها و تلاشهای مبارزان ومجاهدان منطقه را که بهخاطردفاع ازاسلام، وطن وإعلای کلمةالله قیام و جهاد کردند درج صفحات تاریخ سازیم. میبایست این کتاب خاطرات مجاهدین فراتر از منطقه پشغور را نیز احتوا میکرد، اما خاطره هر مجاهد به حدی طولانی است که گردآوری آنها از توان بنده خارج است. امیدوارم قلم بهدستان هر منطقه مطابق شناخت مبارزان ومجاهدان شان و بر حسب معلومات دقیق از شهکاریهای آنها چیزهایی بنویسند تا یاد و خاطره آنها نیز جاودانه بماند.
گرچه تلاش ما در این راستا بسیار اندک و نا چیز است، لیکن کوشش شده تا گوشهای از زحمات و جانفشانیهای مبارزین و مجاهدین منطقه را در این کتاب تبارز دهیم. زحمات و فداکاریهای قائد فقید ما احمد شاه مسعود شهید در رأس و تلاشهای پیهم سایر مبارزان و مجاهدان در دورههای مختلف جهاد و پیروزی علیه باطل مرا تشویق بر نگارش و تدوین این کتاب کرده است. علاوه از یاد و خاطره مردان حق، در این کتاب صحنههای عملی آنها در میدان نبرد و فتوحات چه در داخل و خارج پنجشیربه رشته تحریر آمده که از آنجمله فتح گارنیزیون پشغور از شاخصههای آن میباشد.
آزادی که یکی از نعمات الهی است، بدون تلاش و زحمات به دست نمیآید، بلکه برای شکستن موانع داخلی و بیرونی جانفشانیها باید کرد. فلهذا فداکاریهای مجاهدین در این راستا قابل قدر است. معلومات این کتاب در نتیجه ملاقات مستقیم با اشخاص یا از طریق تماسهای تیلفونی با آنها و یا هم توسط افراد سومی ثبت و درج شده است.
نویسنده در جریان برخی وقایع و سرگذشت آن روزگار نیز حضور داشتم، در لابهلای این کتاب برخی چشمدیدها و خاطرات خود را نیز دارم. علاوه از چشمدید اکثر وقایع و گزارشات پنجشیر را از طریق مخابره مرکزی پشغور که در آن مسئولیت داشتیم، آگاه میشدم.
در این کتاب تلاش شده تا وقایع آن روزگار را حتیالمقدور بر اساس چشمدید مجاهدین و مشاهدین به شکل مستند بازگو کنیم. در این شکی نیست که کتاب دستداشته با وجود تلاشها در دقیقبودن موضوعات و حوادث خالی از خطا و اغلاط نبوده و نیست. ممکن عدم ثبت تاریخ دقیق، وقایع و موقعیت دقیق برخی وقایع نسبت فاصله زمانی دلیل این امر باشد. همچنان ممکن است در بسا موارد در املا و انشا سکتهگیهایی نیز دیده شود که خود را از آن مبرا نمیدانم. فلهذا از خوانندهگان محترم خواهشمندم با ارسال ملاحظات نیک شان ما را در راستای بهترسازی موضوعات در چاپ بعدی همکاری نمایند.
یادداشت ها
$16.00نخستین آشنایی من با نام عینی و کتاب یادداشتهایش ریشهای سی ساله دارد؛ به روزگاری میپیوندد که مثل هر دانشجوی تهیدستی جویای خوب ارزان بودم و لذات زندگیم منحصر میشد به حظ بصری از ویترین مغازهها و بساط دستفروشان. در بساط یکی از کهنهفروشان خیابان لالهزار، چشمم به کتابی افتاد با قطع رقعی و جلد زرکوب. با پنج ریال وجه رایج و زورمند آن روزگار، خریدمش و به خانهام _ ببخشید _ به اتاقکم آوردم و خواندم و از نثر بیتکلف و لحن فارسی نویسندهاش خوشم آمد. آن کتاب جلد اول مجموعهایست که اینک پیش چشم شما خوانندگان قرار دارد.
اگر چه مطالب کتاب برایم خالی از جذبهای نبود، اما چون سالیان نخستین عمر من در ولایت دورافتادهی سیرجان گذشته است و آن هم در دورانی که محیط ما هنوز شباهتکی با محیط نشو و نمای عینی داشت، توصیفات نویسنده با همهی جذابیتش، چندان برایم تعجبانگیز نبود. آنچه در نخستین برخورد با جلد اول این کتاب به دلم نشسته بود؛ چنانکه گفتم، نثر روان و بیتکلف نویسنده بود و بس.
فروپاشی
$18.00آن روز اگر تیر نمیخوردم و پایم زخم برنمیداشت، حالا به مقصد رسیده بودم؛ جایی که سزاوارش هستم. اما گویی بخت با من یار نبود که تیر خورم و به اینجا آورده شدم. شاید هم بخت با من یار بود که فقط زخمی شدم و به سرنوشت همراهانم گرفتار نشدم. سپاسگزار این مرد شریف هستم که به امان خدا رهایم نکرد. اینجا آورد تا مداوایم کند.
وقتی تیر خوردم، از جایم تکان نخوردم. خود را کنار سنگی گرفتم و صبر کردم. صبر کردم که روز بگذرد و تاریکی از راه برسد. شب هنگام سینهخیز و لنگلنگان از مرز گذشتم. صبح روز بعد، با پیرمردی روبهرو شدم؛ پیرمردی که اهل همین روستا است و ترک است. وقتی مرا در آن حال دید، به گمانم دلش به حالم سوخت. زیر بغلم درآمد و کمکم کرد. بدرقم جراحت برداشته بودم. چیزی نمانده بود که پایم را از دست بدهم.
صدایی رشتۀ خیالاتم را برهم میزند. سر میچرخانم و به بیرون نگاه میکنم. صدای سازی به گوشم میرسد. آه! خیلی گوشنواز است. چند روز است از جایم تکان نخوردهام. خیلی دلم میخواهد ببینیم بیرون چه خبر است. برمیخیزم. آخ! این درد لعنتی از پایم دستبردار نیست. درد طاقتفرسا در پایم جان میگیرد و به دو سمت خیز برمیدارد. درد را تحمل میکنم و لنگلنگان خودم را کنار پنجره میرسانم.
بامیان در باستان و در داستان
$11.00سرزمین پرجاذبه و افسانه آمیز بامیان بدون تردید یکی از شاهکارهای آفرینش است. این مرزبوم جادویی با مناظر حیرتافزا و دلفریب، جویبارهای روشن و گوارا، فضای سبز و آرامشبخش و درههای خرم و پرپیچ و شیب خود چنان تحسین برانگیز است که هر بینندهیی را به حیرت اندر ساخته و شیفته و مسحور میکند.
هیکل دو پیکرۀ ساکت و پُرعظمت بودا، بلندترین مجسمۀ جهان با تندیسهای دور و بر و سمچهای پرنقش و نگارش بر شگفتی و زیبایی این خطه میافزاید.
باری بامیان دوهزار سال پیش را که در حکم قبلۀ بوداییان و مرکز تجمع زایران و جهانگردان بود، در نظر بیاوریم، جهانِ پر از رنگ و رونق در نظر مجسم میشود. هزاران بودایی در لباسهای پاکیزه، با شوق و اشتیاق به سوی این مهبط عشق و ایمان میشتافتند و دل و جان را با فیض مینوی آن پاکیزه میکردند.
کاروانهای راه ابریشم، متاع شرق و غرب را در بازارهای گرم و پرشورش میریختند. در هرگوشه و بیشهاش دروازۀ آموزشگاههای درس و تلقین بر روی همه باز بود.
شب، همینکه آفتاب فرو مینشست، از هر بیغوله و باغی، شمعی و چراغی روشن میشد. نور مشعلها از پنجرههای شبستانها و مغاره و پناهگاهها، چون هزاران نرگسۀ گردون گردان میتابید و چشم و دل را روشن میساخت. تصویرها و نگارههای رنگین طاق و رواقش سراسر همه افسانه و افسون بود. نقش زنان چنگزن بر طاق مجسمۀ بودا از لحاظ هنرمندی و نفاست در حد کمال است و تا هنوز بر روی عاشقان لبخند میزند.
مجلۀ دریچه | شماره 5
$17.00آیا تا به حال به محتوای چیزهایی که میآموزید فکر کردهاید؟ به کتابهایی که میخوانید و به سخنانی که میشنوید، توجه کردهاید چهقدر از لحاظ کیفیت و محتوا مناسب و سالم است؟ خیلیها به این نکات مهم و اساسی کاملاً بیتوجهاند در حالی که رعایت این نکات و توجه به سالم بودن محتوای آموزشی به آن اندازه مهم است که ما به بهداشت غذای روزمرهی خود توجه میکنیم. چون میدانیم غذایی را که روزمره میخوریم، اگر بهداشتی نباشد، ما را مسموم میکند و گاهی ممکن است حتا باعث مرگ ما شود. بیتوجهی به محتوای کتابی که میخوانیم و سخنانی که میشنویم، خطرش به مراتب بیشتر از غذای غیر بهداشتی است. به دلیل این که غذای غیر بهداشتی فقط ما را مسموم میکند یا ممکن است فوری مرگ ما را رقم بزند. اما کتابهای نامناسب و محتوای آموزشی مزخرف تمام عمر، توانایی ذهن ما را کاهش میدهد و قدرت نظارت بر کردارهای منطقی و عقلانی را از ما میگیرد. داشتن چنین ذهنی ضعیف و علیل ما را تقلیل میدهد به افراد سطحینگر، خرافاتی و بیسواد که حتا قابلیت تشخیص خوب را از بد ندارند و به هر گفتارِ دروغ باور میکنند و به هر کردار نادرست دل میبندند.
در طول 20 سال گذشته افرادی که با شنیدن تعریف سادهای از بهشت، حاضر میشدند عمل استشهادی انجام دهند، به نظر تان دیوانهی مادرزادی بودند؟ نخیر! آنها را دیوانه ساخته بودند. آنقدر با آموزشهای غلط و سخنان مزخرف ذهنشان را پر کرده بودند که قادر نبودند تشخیص دهند کاری را که میکنند، اشتباه است. ذهن آنها تا اندازهای مسموم شده بودند که به یک دستور ساده و وعدهی دروغین حاضر میشدند هر کاری غیرعقلانی را انجام دهند؛ خود را تکهپاره میکردند و دیگران را نیز به کام مرگ میانداختند. حال، فضا برای چنین آموزشهایی بیشتر آماده شده است. آموزشهای اشتباه، محتوای درسی نامناسب در هر جایی میتواند باشد؛ فرقی نمیکند مکتب باشد یا مدارس دینی که به دست آدمهای مخصوص اداره و کنترل میشود.
سخنی چند پیرامون خاستگاههای اسلام – محمد و خلافت
$11.00ماجرای کاریکاتورهای محمد و ظهور داعش در آغاز قرن ٢١ بار دیگر پیغمبر اسلام و نهاد خلافت را در محراق و سرخط اخبار قرار داد. ناراحتی و رنجی که در نتیجۀ پیآمد و تفرعات این دو حادثه از دین اسلام در روزگار ما ساری است اکثراً خود را با تداعی مصرانۀ دو پرسش عمده تبارز میدهد: آیا اسلام با مدرنیته (دموکراسی، آزادی، مساوات، وغیره) سازگار و همخوان است یا نه؟ و آیا خشونتی که این دین بر میانگیزد (و مسلمان و غیرمسلمان هر دو قربانی آن میگردند) یک کژرفت ناشی از تعصب افراطی است یا بخش لاینفک برنامۀ ژنیتیک اسلام؟
این اثر کوچک تلاشی است برای یافتن پاسخ به این دو پرسش از طریق کاوش (از دید تاریخی، نه از دید اعتقادی) خاستگاههای دوگانۀ اسلام، یعنی زندگی محمد رسولالله و تکوین پرآشوب نهاد خلافت. با رسیدن به این فهم که سایۀ نماهای نامفهوم و ترسناکی که «اسلام راستین» در روزگار ما به گردش انداخته است جز برونفکنی اشباح گذشته نیستند. خواننده بهتر خواهد توانست چون و چرای معضلات جهان اسلام امروزی را درک کند…
کابل در آیینۀ تاریخ
$10.00اثری که در دست مطالعۀ شما قرار دارد «کابل در آیینۀ تاریخ» گزیدۀ مقالات و یادداشتهای شادروان اکادمیسین دکتور عبدالاحمد جاوید است. او بنا به گفتۀ خودش در دیباچۀ کتاب «اوستا»، این یادداشتها را لقمهلقمه اندوخته و رقعهرقعه دوخته است.
پوهاند جاوید که خود زاده و پروردۀ کابل بود، مقالههای فراوانی در پیوند با این شهر باستانی و داستانی دارد. کتاب «کابل در آیینۀ تاریخ» اثر پژوهشی دوران هجرت و دیار غربت اوست که دریغا در زمان حیاتش اقبال چاپ نیافت.
زندهیاد پروفیسور جاوید که بیشتر از نیمسده عمر گرانمایۀ خود را برای روشن نگهداشتن چراغ علم و فرهنگ اصیل و جلیل کشور کهنسالمان سپری کرد، آرزوی نشر این دفتر را با خود به دنیای دیگر برد. اکنون ده سال پس از درگذشت آن روانشاد، این اثر به همت دستاندرکاران شهرداری کابل و با اهتمام استاد فرهیخته جناب پوهاند محمدیونس طغیان ساکایی، به زیور چاپ آراسته شد که از تلاشهای ایشان در این زمینه صمیمانه سپاسگزارم. در اینجا باید از دکتر موسوی، عضو تحقیقی دانشگاه آکسفورد و مشاور ارشد وزارت تحصیلات عالی، بهخاطر رهنماییهای ایشان جداگانه سپاسگزاری کنم.
این اثر وزین استاد را که خود عاشق عظمت تمدنی و مدنی کابل بوده، برای فرهنگیان و کابلدوستان پیشکش میکنم و روح پدر مهربانم را شاد و آزاد میخواهم.
مجلهی دریچه – شماره ۴
$16.00خوانندگان گرامی،
چهارمین شمارهی مجله «دریچه» زمانی نشر میشود که یک هزار و یک روز از بسته شدن درِ مکتب به روی دختران توسط فرمان موقتی طالبان میگذرد. یک هزار و یک روز همراه با اشک و ماتم بر سوگ آرزوهایی که نوجوانان ما برای زندگی آیندهی خود، خانواده و میهنشان داشتند.
چه گزینههایی داریم؟
یکی از آسیبهای بزرگ بیست سال حضور خارجیها در افغانستان، از بین رفتن اعتماد به نفس مردم ما به خویشتن است. در آن بیست سال همه شاهد بودیم که کار داوطلبانه برای ترمیم راههای منتهی به خانهی خود را بدون حمایت خارجیها، بدون پول، بدون کمکهای بشردوستانه مانند: برنج و آرد و روغن انجام نمیدادیم. برای به کمال رساندن پروژههای عامالمنفعه در روستا و شهرکهای خود، حاضر به همکاری نبودیم و توقع داشتیم به ما یا پول بدهند و یا کمکهای خیرخواهانهی دیگر تا در ساختن مکتب، نیروگاه کوچک برقی، راه موتررو سهم بگیریم. تمام مجالسی که برای توضیح مسألهای برگزار میشد، یا باید نان چاشت میداشت یا کارت تیلفون و یا امتیاز دیگری تا شرکت میکردیم. به همین دلیل است که دم دستترین گزینهای که امروز به آن فکر میکنیم، همین است که نیروهای خارجی یک بار دیگر بیایند و ما را از شر وضعیت غیرانسانی امروز نجات بدهند. یا اگر این کار را نمیکنند به ما پول بدهند تا ما کودکان خود را سواد یاد بدهیم.
زمانِ چنین توقع و انتظار به صورت برگشتناپذیری گذشته است. از سوی دیگر، اگر هزار بار دیگران بیایند و بگویند برای ما دموکراسی میسازند، عدالت اجتماعی را تامین میکنند و یا شریعت اسلامی را اجرایی میکنند، تا وقتی خود ما آمادگی پذیرفتن مسئولیت تغییر را در جامعهی خود نداشته باشیم، تلاشهای دیگران- که هر کدام همیشه مقصد خود را دارند- راه به جایی نمیبرد. انگلیس، شوروی، پاکستان و آمریکا با متحدانش این تلاش را کردند و نتیجه را دیدیم.
یاد بگیریم که با بال بیگانه نمیشود پرواز کرد!
شکوه و پهنهی زبان پارسی
$25.00به ادامه جنایات تاریخی ١٨٠ ساله، جنایات فرهنگی یکصد سالهی اخیر مخالفت با زبان پارسی است که مردم کشور را گیج ساخته، حتا معلمان زبان پارسی و استادان دانشگاه اجازه ندارند بگویند یا بنویسند زبان ما یک زبان پارسی است، یک الفبا دارد و فقط لهجههای آن فرق میکند؛ درحالیکه لهجه به گفته بزرگترین دانشمندان زبان نیست. بین گویشوران فارسیزبان ایران، افغانستان، تاجیکستان، ازبكستان، پاكستان تا اروپا، امريكا واستراليا ترجمان ضرورت نیست.
دشمنان داخلی زبان پارسی یک قرن کوشیدهاند با تمام امکانات دولتی، حمایت استعمار و سلطهی سیاسی خود، زبان پارسى را، ايرانى معرفى كنند. درحالیکه این زبان من حیث یک اصل فرهنگ مشترک میان تمام تاجیکها و فارسیزبانهای سراسر جهان است، این زبان مرز سیاسى و جغرافيایی نمیشناسد.
بزرگترین دانشمندان زبان و ادبیات ایران اسلامی؛ مانند دکتر پرویز ناتل خانلری، سعید نفیسی، تقی بهار، دکتر اسلامی ندوشن، دکتر حیدری ملایری، دکتر محمود افشار، پروفسور دکتر جلالالدین کزازی و دهها تن دیگر بهصراحت اعتراف دارند که فارسی یا دری و تاجیكی، يك زبان واحد هستند. منشأ زبان پارسی یا خاستگاه آن خراسان است، نه ایران امروزی. بخش بزرگی از خراسان شامل افغانستان امروزی است، نام افغانستان بسیار جديد و تحميل شده از سوی بیگانههاست.