این اثر این امکان را فراهم می آورد که با دیدگاههای شکاکانه آن دسته از پژوهشگران که بر این باوراند که بهرهوری منابع چینی در باره تاریخ پادشاهی کوشانی به پایان رسیده است، همنوا نباشیم. به گفته آنها اکنون برای حل مسایل گاهشماری مطلق کوشانی، انجام مطالعات کامل بر روی مواد تاریخ دودمان رسمی چین باستان به اندازه تفسیر عینی آنها و استفاده از منابع اصلی، یعنی منابع باستانشناسی، مهم نیست.
نویسنده مطالعه پیچیده تاریخی، و تاریخی-جغرافیایی انبوه عظیمی از اطلاعات مستقیم و غیرمستقیم در تاریخ دودمانهای چین باستان را انجام داده است. این مطالعه نشان داده است که همانا چنین تحلیلی چندجانبه و جامع از این تاریخها همراه با مقایسه با شناخته شده ترین دادههای سایر منابع مکتوب، باستانشناسی، کتیبهشناسی و سکهشناسی است که امکان تعیین و یا دقیق تر کردن رویدادهای اصلی را فراهم کرده است. تاریخ آنها در تاریخ پادشاهیهای متوالی موجود یه یوئه شی (مهستانی ها/ ماهتابیان/ ماهبانویان)، یوئه شیهای بزرگ و پادشاهی کوشان است.
همچنین امکان اثبات شناسایی مکانهای جغرافیایی در مناطقی که این رویدادها در آن رخ میداد، فراهم شد. همه اینها به گونه یی اثبات شده و عینی تر امکان تعیین چارچوب زمانی و جغرافیایی وجود این پادشاهیها و حل مسایل تاریخ آنها را فراهم کرده است، اگرچه برخی از این مسایل، برای مثال، حل گاهشماری مطلق به نظر نمی رسد. با این حال، نتایج کلی و جزئی این مطالعه تاریخ سیاسی یویه شیهای بزرگ و پادشاهی کوشانی در حل مسائل تاریخ تباری یوئه شی و تعیین تاریخ گذاری آثار باستانی کوشان سودمند خواهد بود.
کتاب علمی/ عامه فهم آگاهیبخش دست داشته ترجمه نوشتههای داکتر اسکندر بایارف، دانشمند تاتاری است که به سالهای 2012 تا 2014 در کهکشان انترنتی در باره تودههای اروپاییدی و نیاکان تورکان و مغولان باستان پخش نموده بود. ما در همان سالها این نوشتهها را ترجمه و در برگه فیس بوکی خود همرسانی کرده بودیم.
در کتاب دست داشته، هشت مقاله از مقالههای داکتر بایارف را که در سایت «دشت زویران» به زبان روسی نشر شده بود، ترجمه و آورده ایم.
داکتر اسکندر بایار (الکساندر بویارف)- پژوهشگر تاتاری، نویسنده کتاب پر ارزش «تاریخ پنهان تاتارستان»، از دانشمندان نواندیش و پر تلاشیاند که کوشیدهاند با شالوده شکنی و هنجارشکنی، با دید نوینی، بیرون از تنگ نگریهای تباری، زبانی و آیینی به تاریخ بنگرند. در سالهای اخیر، پس از آن که دانشمندان چینی و جاپانی شرح و تفسیرهای تازهیی بر کتاب 24 جلدی تاریخ چین باستان (ائرشی سی شی) نوشتند و علم نسب شناسی (ژنیتیک) به شگوفایی رسید و پژوهشهای تازه زبانشناسیک، سکه شناسیک، انسانشناسیک و دهها علم دیگر دامنه یافت، و دستاوردهای کاوشهای باستانشاسیک در دسترس عامه مردم قرار گرفت، دست به کار شد و در تارنمای وزین «دشت زویران» دهها مقاله گرانسنگ نوشت.
این کتاب یکی از بهترین و وزینترین کتابهایی است که تا کنون در باره آریاییها، ایرانیها و هندیها به رشته نگارش در آمده است. نویسندگان کتاب از بزرگترین و بنامترین هندشناسان و ایران شناسان جهاناند. کتاب دست داشته بر پایه صدها کتاب و مقاله و دادههای علمی- اکادمیک، آثار موزهها و کتیبههای باستانی هند و ایران و آسیای میانه و روسیه و با به کارگیری از پیچیدهترین روشهای علمی در باره موضوع مورد نظر نگاشته شده است و به رغم آن که از چاپ آن بیش از سه دهه آزگار میگذرد، بی تردید یکی از سنگینترین آثار در زمینه است.
کتاب وزین «از اسکیتیا تا هند: آریاییهای قدیم- اسطورهها و تاریخ» که اکادمیسین بونگارد- لوین یکجا با داکتر ادوین گرانتوفسکی نوشته بودند، شهکار بی نظیری در زمینه تاریخ باستان است که چند بار جمعا در هشتاد هزار نسخه به چاپ رسیده است.
کتاب دست داشته به مساله خاستگاه و تاریخ باستانی و سدههای میانهای تودههای کوچرو استپ سترگ میپردازد که در یک گستره پهناور قاره اروآسیا از حوضه رود آمور در خاور تا حوضه رود دانیوب در باختر زندگی میکردند.
توجه اصلی مولفان به پدیدآیی و تاریخ نخستین امپراتوریهای کوچیان که پیرامون هستههای آنها در آغاز اتحادیههای قبیلهای و سپس توده هایی که بیشتر به زبانهای تورکی سخن میگفتند، تشکل یافتند- خاقانات تورک (سدههای ششم- نهم)، دولت قره خانیان و اویغورها در آسیای مرکزی، دولت بلغارها در دامنههای اورال، خلقها و قبایل تورکی در ترکیب امپراتوری مغول، اردوی طلایی، جزهای قزاقی، خانات قزاق و…. معطوف شده است.
تاریخ دراز دولتداری کوچیان اروآسیا در پیوند تنگاتنگ با تاریخ همسایگان شان- چین، ایران، بیزانس (بیزانتین یا روم خاوری) و روسیه بررسی میگردد.
دولتهای تورکی اشکال ویژه باورهای مذهبی و فرهنگ مکتوب را زاییدند که سیمای تکرار ناپذیر تمدن تورکی باستان را میساخت که در مونوگرافی دست داشته به آن توجه بسیاری شده است.
برای نخستین بار در این چنین بستر گسترده هیستوریوگرافیک (تاریخنگاری) دشوارترین مساله پیوندهای ژنیتیک تودههای باستانی تورکی با ملتهای معاصر تورکی زبان بررسی میگردد.
موضوع مورد بررسی در مونوگرافی دست داشته، از دید کرونولوژیک (تقویمی)، تاریخی را در حدود تقریبی دو هزار سال از عهد باستان تا اوایل سده هژدهم یعنی تا شامل شدن زمینهای حوضه رود ولگا و سایبریا در تشکیل دولت روسی مسکو در بر میگیرد. [سر از این برهه- گ.]، تاریخ تودههای تورکی اروآسیای استپی با اوضاع جیوپولیتیک از ریشه دیگری گره میخورد و روند تعاون (همپیوندی) آنها با روسیه آغاز میگردد که سرنوشت شان را به پیمانه بسیار به گونه بنیادی رقم میزند.
به باور راسخ من، هنگامی که سخن از نژاد و تیره و تبار و زبان و مذهب در میان میآید، سزاوار است در چهارچوبی به مسایل پرداخته شود که ارجگزاری به جایگاه بالای انسان چونانِ برترینِ جانداران، فراتر از همه چیزها قرار گیرد. همین گونه شاینده است تا با توجه به ارزشهای والای فرهنگی، میهنی و ملی و آرمانهای بزرگ انسانی و با دیدگسترده، بیزار از تنگ نگریهای رایج به این مساله بنگریم.
از سویی هم، برای دستیابی به تفاهم، همسویی، نزدیکی، سازش و همدیگرپذیری در راستای ملت سازی، در تراز سراسری ملی و همگرایی گسترده در تراز منطقهیی؛ داشتن شناخت گسترده از تودههای باشنده منطقه و آشنایی با ویژگیهای تباری، زبانی، آیینی، زیستبومی و… تیرههای باشنده در سرزمین ما و کشورهای همسایه ارزش بالایی دارد. برای مثال؛ مادامی که ما ندانیم که نیاکان پشتونهای خاوری باشنده پیرامون کوههای سلیمان، از جمله غلزاییان، از بازماندگان هپتالیاناند که از راه کوهها و درههای بدخشان به سرزمینهای کنونی خود کوچیدهاند و با تاجیکهای باشنده شمال کشور و آسیای میانه از یک تیره و تبار و نژاد و زباناند و همین گونه نیاکان پشتونهای درانی از آسیای میانه، بلخ و هرات به جنوب کوچیده و با پارسیان و ایرانیان غربی همخون، همریشه و همتیره و همتباراند؛ شاید در بسیاری از زمینهها به بیراهه برویم.
داکتر مراد بابا خواجهیف در کتاب دست داشته به بررسی نخستین مرحله بازی بزرگ و ارزیابی نخستین جنگ انگلیس در برابر افغانستان پرداخته است. کتاب با آن که در سالهای اوج جنگ سرد و زیر داربست اندیشههای ایدئولوژیک مارکسیستی در شوروی پیشین نگاشته شده است، به رغم یک رشته نارساییها و روشن است یک جانبه گرایی، تا همین اکنون یکی از بهترین آثار در زمینه است.
تا جایی که در آثار پارسی دری چاپ شده در افغانستان و ایران و نیز آثار چاپ شده در شوروی پیشین و روسیه کنونی به زبان روسی دیده میشود، تا کنون کتاب مستقلی درباره جنگ اول افغان و انگلیس (سالهای 1838 – 1842) به چشم نمیخورد. از این رو، اثر دست داشته در نوع خود اثر منحصر به فردی به شمار میرود. همین هم بود که ترجمه آن را از نیازهای تاخیر ناپذیر انگاشته و به آن دست یازیدم.