• 0 Items - $0.00
    • No products in the cart.

خدیوزاده‌ی جادوشده

$26.00

ملانصرالدین با دوست وفادار، یعنی خر چموش خویش، نیمی از جهان را پیمود و در همه‌جا خاطرات نیکی از خود به یادگار گذاشت. سرانجام پس از سیر و سیاحت‌های طولانی، با خانواده‌اش در شهر آرام خجند رحل اقامت افکند.
اما خواننده‌ی گرامی، ملا مانند همیشه آماده است به ماجراهای تازه‌ای دست بزند. او فقط در انتظار شماست. پس کتاب را بگشایید و همراه با ملانصرالدین در کوره‌راه‌های پرشیب کوهستانی و کوچه پس‌کوچه‌های پرپیچ و خم شهر باستانی خجند و میدان‌های پرهیاهوی خوقند به سیر و سیاحت بپردازید. لئونید سالاویف (1962-1906م) نویسنده‌ی باقریحه‌ی شوروی سابق در این سفر راهنمای شما خواهد بود و برایتان توضیحاتی خواهد داد که بی‌خیال و فارغ‌بال بخندید و چنانچه گاهی هم اندوهگین شوید، اندوه‌تان موقت و گذرا باشد.
ملانصرالدین قهرمان این کتاب رادمردی است زنده‌دل و بذله‌گو که اندوه و ناامیدی به دلش راه نمی‌یابد و راه خروج از هر بن‌بستی را پیدا می‌کند. او تهی‌دست است، اما قلبی سخاوت‌مند و صدها دوست صمیمی و باوفا دارد.
لئونید سالاویف در این داستان، سیمای جاوید و بی‌مانند ملانصرالدین، رادمرد محبوب مردم و قهرمان هزاران هزار حکایت و روایت خاورزمین را از نو آفریده است.

زیر سایۀ شمشیرها

$20.00

این کتاب دومین دفتر از زنجیرۀ جانشینان نفرین‌شده (الخلفاء الملعونون) یا پنج کتابی است که با بازسازی تاریخی دوره‌های حکمروایی چهار جانشین پیامبر اسلام، آن روزگار پارینه را بر بنیاد قدیمی‌ترین روایات و کتب تاریخی مسلمان‌ها در برابر دیدگان ذهن خواننده به گونۀ زنده به نمایش می‌گذارد. مشخصۀ دوره‌های زمامداری این چهار جانشین، که آثار و احادیث اسلامی آنان را «خلفای راشدین» لقب داده‌اند، خشونت بی‌سابقه و بی‌مانندی است که در آن دین همواره پردۀ استتاری برای پوشاندن مطامع و بلندپروازی‌های شخصی بوده است.
با خواندن این کتاب خواننده در می‌یابد که چرا تلاش‌هایی که با تقلید از تکوین حماسی اسلام امروز برای اعادۀ دوران طلایی آن صورت می‌گیرد چنین چهرۀ خونین و وحشتناک به خود گرفته‌اند.

انتقال قدرت از پروفیسور برهان‌الدین ربانی به حامد کرزی

$30.00

سخن نخست چاپ نخست
به یاد دارم که تعدادی از دانشجویان، دانشپژوهان و … به روز پنجشنبه، ١٣ جدی ١٣٩٧ هجری خورشیدی من را به استان پنجشیر، شهرستان رخه، قریه شیرخان در كتابخانه‌ی ابن خلدون دعوت كردند. سال‌های پیش من موافقتنامه‌ی بن اول را تدوین کرده بودم و در مراکز علمی، تحقیقی و کتابخانه‌ها بەگونە رایگان توزیع کردم.
روز به یادماندنی بود؛ جوانان از نقاط مختلف آمده بودند. خيلى با شوق، دقیق و پرسش گرایانه با هم صحبت كردیم. در پايان محفل يادم است همه جوانان گفتند که در مورد نشست بن یک تحقیق علمی، مستقل و مستدل صورت گیرد. وعده سپردم که تلاش می‌کنم منابع علمی که دارم جمع‌آوری کنم و در حد یک اثر پژوهشی منتشر نمایم. به یاری و نصرت خداوند، به كمک وهمكارى دوستان در سرطان ١٤٠٠ هجری خورشیدی موفق شدم این اثر را تكميل كنم.

سرو روسری سرخ من

$13.00

من و الیاس در آش از هم جدا شدیم. او به پامیر رفت و من دنبال کارهای خودم.
الیاس با آرزومندی گفت: «می‌روم و علی‌بیک را پیدا می‌کنم و زندگی جدیدی را شروع می‏کنم. فکر نکنید آدم از دست رفته‌ای هستم. مدتی بگذرد، عروسی می‌کنم، من هم خانه خواهم داشت، کودک خواهم داشت، مثل آدم‌های دیگر. دوستانی هم پیدا خواهم کرد… اما فقط ‌یک چیز نخواهم داشت، چیزی که برای همیشه و به صورت برگشت ناپذیر از دست داده‏ام… تا آخرین روزهای زندگی‏ام، تا آخرین نفس‌ام عسل را به ‌یاد خواهم داشت و تمام چیزهای خوبی را که میان من و او بود.»
الیاس غرق فکرهایش شد، سرش را پایین انداخت، سکوت کرد و بعد ادامه داد: «روز آمدن به این سو به آب‌گیر رفتم، به همان قسمت دامنه کوه و با کوه‌های تیان‌شان و با آب‌گیر ایسیک کول بدرود گفتم. بدرود ایسیک کول! ترانه ناتمام من. کاش می‌توانستم تو را با آن ساحل زردرنگ و آب آسمانی‌ات با خود ببرم! افسوس این شدنی نیست. همان گونه که نمی‌توانم آن دوست‌ داشتنی‌ترین موجود روی زمین را با خود ببرم. بدرود عسل! بدرود سرو روسری سرخ من! بدرود عزیز دل من! خوشبخت باشی!»

مروری بر شعر معاصر تاجیکستان

$25.00

زبان فارسی در فرارود (آن‌سوی رود آمو) بیش از هزارسال زیر فشار بوده است و این فشار هرزمان شدیدتر نیز شده است. سلجوقیان، قراخانیان، تیموریان، اشترخانیان، شیبانیان، منغیتیان و روسیه‌ی تزاری هیچ سودی نمی‌دیدند که این زبان رشد داشته باشد. از نیمه‌ی پسین سده نوزده که روسیه‌ی تزاری خاک امیرنشین بخارا را تحت استیلای خود قرار داد، کار زبان باز رنگی دیگر گرفت. سیدرضا علی‌زاده (تولد 1266خ/1887م) – (وفات 1324خ/1945م) که از فرزانگان زمان خود بود و در زمان بلشویک‌ها جان خود را از دست داد، در حق سلطه‌ی روسیه می‌فرماید: «دولت روسیه زبانی را به جز زبان روسی به رسمیت نمی‌شناخت و احترام نمی‌کرد… و برای محو زبان دیگر می‌پرداخت، چنان‌که مردم لهستان و اکراین را جبراً به ترک زبان مادری‌شان واداشته و آن‌ها را مجبور به روسی گفتن و نوشتن کرده بود.»

جدید

خاطرات

$54.00

مرحوم فرهنگ نوشتن خاطرات خود را هم‌زمان با تألیف اثر تاریخی‌اش «افغانستان در پنج قرن اخیر» در سال‌های واپسین زندگی‌اش روی‌دست گرفت. چنان می‌نماید که وی حق اولویت را برای تألیف اثر تاریخی‌اش قائل شده بود و هر باری که جستجوی مدارک و اسناد در نوشتن آن کتاب سکته‌گی وارد می‌نمود، نوشتن خاطرات خود را روی‌دست می‌گرفت. چون صحتش رو به خرابی می‌رفت، گویا وقت خود را ضیق می‌دید و در تلاش بود تا قسمت‌های مهم هر دو را در قید تحریر درآورد. از همین‌جاست که کتاب «افغانستان در پنج قرن اخیر» را قبل از نوشتن باب‌های اخیر به چاپ رساند. به تعقیب آن، دو باب دیگر را نوشت و به نشر سپرد و پس از آن در پی تهیه‌ی قسمت‌های آخرین آن برآمد. وی نوشتن قسمت اخیر خاطرات خود را که از نگاه فعالیت‌های سیاسی کم‌بار می‌باشد و نوشتن مقدمه‌ی این اثر را که برای هر مؤلف یک رکن مهم اثرش می‌باشد و توسط آن مرام خود را از نوشتن آنچه می‌نویسد با خواننده شریک می‌سازد، به آینده موکول کرده بود.
متأسفانه بخت با او یاری نکرد و در حالی که به منظور جمع‌آوری اسناد و مدارک برای نوشتن آخرین قسمت کتاب تاریخش راهی کتاب‌خانه‌ی کانگرس امریکا بود، در اثر یک حمله‌ی قلبی صاعقه‌آسا، جان به جان‌آفرین تسلیم نمود.
بدین ترتیب، نوشتن خاطراتش ناتمام ماند. اما خوشبختانه توانسته بود خاکه‌ی قسمت بزرگ آن را بنویسد و همین اجازه داد که آن‌را چاپ و به دسترس علاقه‌مندان قرار دهم.
در مورد آن قسمت از واقعات زندگی مرحوم فرهنگ که خود او نتوانست آن‌را بنویسد، مهتمم بر آن شد تا با رعایت و احترام به روندی که نویسنده در تألیف اثر خود از آن پیروی نموده است، آنچه را به ثقات می‌داند، تحت عنوان «سرانجام» در ختم نوشته‌ی مؤلف اضافه نماید تا خواننده‌ی گرامی، حداقل، از خطوط درشت واقعات بعدی حیات سیاسی مرحوم فرهنگ آگاه گردد؛ حیات پر از فراز و نشیب اما مملو از عشق وطن، حیاتی که، عاری از هرگونه تعصب قومی، مذهبی، لسانی و عقیدتی، همیشه در خط مجادله برای تأمین عدالت اجتماعی در افغانستان و اعتلای مردم آن قرار داشته است.

د افغانستان قوم پيژندنه

$48.00

غواړم څو اړیـن ټـکي د لوستونکو د خبرتیا لپاره یاد کړم چې څنگه مې د ” افغانستان په اتـنـوگرافۍ کې پـلـټـنـه ” تر لاس لاندې ونـیـوله.
د روان کال په پـﯧـل کې ول چې پوهاند . گ. ډبـلیو. لیتـنـر د خـتـیـځـپوهانو نهم کانگرس ته چې په پام کې ول د ۱۸۹۱ ز کال په سپټمبر کې په لندن کې راغونډ شي د گډون لپاره وبللم؛ ترڅنگ یـې راڅخه غوښتل سوي ول چې د کانگرس د چارو په هکله د یوې مقالې یا یو مونوگراف په لیکلو ونډه واخلم. د بلـنـې په منلو کې مې تردید نه درلود چې په کانگرس کې د غړې په توگې گډون وکړم خو د کانگرس په چارو کې د ونډې اخـﯧـسـتـنې خـبـره د عادي گډون په پرتـلې بل څه ول. تـر یـوه مهاله مې په دې کې شک درلود چې څه شی به د کانگرس مخې ته کښـﯧـږدم چې د جوړېــدونکي غونډې په چارو کې د ښکـﯧـلو ونډه والو پوهانـو د پاملرنې ارزښت ولري. وروسته مې پام شو چې د یو شمــﯦــر بـﯦـلابــﯦــلو پریمانو یادښتونو کواړۍ راسره پرته ده او هم مې په خپل ذهن کې ډول ډول معلومات ساتلي ول – دا ټول هغه معلومات ول چې په خپله د خلکو له منځه راټول سوي ول – او ټول یـې د افغانستان – د استوگنو پرگنو په هکله ول، ما په پام کې درلودل چې یوه ورځ به دا ټول معلومات د یوﮤ کتاب په ډول له هغو تجربو سره یو ځای خپاره کړم چې د پرتمـیـنې ملکې علیاحضرتې د هند ددولت په چوپـړ کې مې د خپل کاري ژوند په بــﯦــلابــﯦـلو چارو کې د فعالې اسـتــثـنائـي دندې په ترڅ کې ترلاسه کړې وي. خو هماغسې چې د ” یوې ورځې اصطلاح” په خـپـلـه په نا محسوس او ناڅرگند تالاب کې ‌ډوبه ده دا ” یوه ورځ” هم د بـﯧـلابـﯧـلو لاملونو له کبله نن په سبا کـﯧـدله. د همدې خبرې په روڼا کې د کانگرس غونډې ما ته دا شـﯧـبـه په لاس راکړه چې ورڅخه په گـټې اخـﯧـسـتـنـې هغه بې گـټې شیان د لوستونکو مخې ته کښـﯧـږدم چې تر دې دمه له ما سره پاتې سوي ول – د بې گـټـې د اصطلاح له کارولو څخه زما موخه په داسې چارې کې زما گډون دئ چې راټول سوي شیان د هغو علماوو مخې ته کــښــﯦـږدم چې وړتیا یـې تر ما لوړه ده تر څو د علم او پرمختگ پر بنسټ د بـﯧـلابـﯧـلو موادو له منځه د رښتیاتوب پر اړخونو یـې روڼا واچوي. له دې کبله مې پرېکړه وکړه چې د ” افغانستان په اتـنـوگرافۍ کې پلټنه” دا نـﯧـمـگړی مونوگراف د کانگرس د خـتـﯧـځـپوهانو مخې ته چې په بـﯧـړه او چټکۍ لیکل سوی په ډاډمنې هیلې کښــﯦـږدم– چې د خپلې جذابې موضوع په لوستلو راتلونکو څـﯧـړونو ته لار ومومي.

هیولاهای مقدس

$15.00

در جغرافیایی که خشونت سنتی و مذهبی در هر طرف چون آتشفشان هولناک فوّاره می‌زد، و این خشونت، مانند طوفان سهمگین غرش می‌کرد و مانند سیل بیکران، ویرانگری می‌نمود، زنی نگون‌بخت اما با ظاهری زیبا، مخصوصاً چشمان خماریِ آبی، اندام ‌لاغر و پوست سفید، قد بلند و موهای سیاهی که بعد از پنج ‌سالگی هیچ مردی آن را ندیده بود، در حال دردکشیدن بود. تاریکی شب بی‌رحمانه همه‌جا را سیاه و تار کرده بود و هیچ اثری از مهتاب نبود.‌ فقط ستاره‌های کوچک با بی‌رمقی کمی خودنمایی و دلبری می‌کردند؛ اما توان تغییر سیاهی را به سوی روشنایی نداشتند. این‌ها همه برای مردم روستا عادی و ایده‌آل بود. تنها صدایی که در روستا شنیده می‌شد، صدای زوزۀ سگ‌های گرسنه و سگ‌های سیرِ رمه بود.

تماشا با چشم بسته

$11.00

دشوار است همه چشم‌دید‌هایم را نکته‌‌نکته یاد‌آور شوم، ذهن آن‌قدر هم یار قلم نیست اما قصه قصه‌ی ماتم تلخی‌ست در مرگ انسانیت. فریادی که از گلوی حقیقت بیرون می‌جهد و دریایی که هیچ سدی نمی‌تواندش آرام. شاید این روایت در مواردی با قواعد رسمی داستان‌نگاری سازگار نباشد اما چه می‌توان کرد؟ نمی‌شد برای آراستن ظاهر، جان حقیقت را فدای ساختار کرد. نمی‌خواهم کلمات زیر سایه‌‌ی احساساتی‌برخورد‌کردن‌ها سرد شوند و واقعیت چادر افسانه بر سر کشد. خوب است برویم به روایتی از هزارسال رنج در دو ماه کنج زندان.

مکتب کهنه

$6.50

من به مکتب رفتم، مکتب‌خانه مانند خانه‌ی ما وسیع، دو بهره (چهاردره)، روشن و بیغلاغله نبود. مکتب یک خانه‌ی تنگ بود، دو در داشت، که یکی از آنها درآمد یک طبقه بود، آن در را هم در وقت‌های سرما پوشانده می‌ماندند. درِ دیگرش دریچه‌ای بود، که سه چهار-یک آرشین قد و نیم آرشین بر داشت. مکتب‌دار(معلم‌مان) به وی یک کاغذ(تریزه‌ی کاغذی) کرده برای در برف و باران ندریدن آن به کاغذش روغن زغیر مالیده بود. کاغذ روغنین چنگ و خاک کوچه را به خود گرفته بود، که مانند دم‌گیر دیگ سیاه و چرکین شده بود. اگر از خاطر فراموش نکرده باشم، آن کاغذ به‌روی پرچین مکتب‌دار همرنگی داشت. بنابر این از این دریچه هم به خانه روشنی درست نمی‌آمد. مکتب‌خانه از زیر سقف، از جایی که سقف با دیوار پیوند می‌یابد، از دو طرف دوتایی روزن‌های چهاریک آرشینی داشته باشد هم روشنایی‌های که از آن روزن‌ها می‌درآمدند، نه به زمین مکتب، بلکه به روبروی خود: بر دیوار خانه به زیر سقف می‌افتادند.

روز چهارم

$10.00

دوست جوان من سلام. امروز روز اول قصه‌ی ما است. امروز وقتی سنگ‌پشت از بین جنگل طرف ساحل می‌رفت تا در آن‌جا تخم‌گذاری کند، ناگهان میمون از روی درخت فریاد زد:
– سنگ‌پشت! حواست کجاست؟ مگر نمی‌بینی؟
– سلام میمون. چی را نمی‌بینم؟
– این نقطۀ زرد را نمی‌بینی؟
– آها. بلی دیدم.
– این نقطه را من روی زمین کشیده‌ام. حق نداری از روی آن بگذری.
سنگ‌پشت حیران شد که چه کار کند. پرسید:
– پس می‌گویی چطور بروم ساحل؟
میمون با غرور گفت:
– خوب… من چه می‌دانم؟ فقط باید بدانی که کسی نمی‌تواند از روی نقطه‌ی من بگذرد.

حزب دموکراتیک خلق افغانستان؛ کودتا، حاکمیت و فروپاشی

$22.00

کتاب حزب دموکراتیک خلق، کودتا، حاکمیت و فروپاشی با توجه به واقع گرایی و استفاده از اسناد موثق که در نگارش آن بکار رفته است، از همان چاپ نخست مورد استقبال قرار گرفت. من (نویسندۀ کتاب) در حالی که در موضع و جبهۀ مخالف حاکمیت حزب دموکراتیک خلق و در میان مجاهدین و تنظیم های جهادی و اسلامی قرار داشتم، تلاش کردم تا در این کتاب از منابع مربوط به حزب مذکور و از منابع شوروی که حامی دوران حاکمیت این حزب بود، استفاده کنم. از این رو، حزب دموکراتیک خلق و کارروایی و کار کردهای این حزب را نه از نظر مجاهدین که در برابر حاکمیت این حزب می جنگیدند، بلکه از نظر رهبران حزب و شوروی و در عملکرد حاکمان و حاکمیت این حزب تبیین و بررسی کرده ام.
حزب دموکراتیک خلق در سال‌های حاکمیت خویش از کمک‌های هنگفت شوروی در تمام عرصه‌های نظامی و غیرنظامی برخوردار بود. میزان این کمک‌ها از سوی شوروی برای یک حزب چپِ دموکراتیک در کرسی اقتدار به حدی غیر قابل تصور گسترده و بزرگ بود؛ اما حاکمیت حزب دموکراتیک خلق علی‌رغم این همه کمک‌های بزرگ خارجی دوام نیاورد و فرو پاشید.
وقتی از زاویهء مثبت به‌سوی حاکمیت حزب دموکراتیک خلق نگاه شود، اقتدار حزب و برنامه‌های آن در واقع تلاش انقلابی و قهرآمیز در جهت متحول سازی افغانستان و گذار از حالت سنتی به مدرنیته و مدرنیزم بود. این در واقع دومین تلاش درجهت مدرن‌سازی جامعه قبیله‌ای و سنتی افغانستان در قرن بیستم میلادی بود. مساعی نخست را امان الله خان در تخت سلطنت در سال‌های دهه سوم این سده انجام داد.

کې جي بي په افغانستان کې

$17.00

ښاغلو لوستونکو!
کي.جي.بي په افغانستان کې د همدې استخباراتي ادارې د لومړي عمومي ریاست د یوﮤ پخواني جگپوړي مأمور جگړن واسیلي میتروخین لیکنه ده. میتروخین د کي.جي.بي د اسنادو د آرشیف آمر وو؛ له دې کبله ده چې دﮤ د کي.جي.بي. اکثریتو محرمو لاسوندونو ته لاسرسی درلود. دا چې څنگه دﮤ دا اسناد د کي.جي.بي. له آرشیفه دباندې را ایستلي او بیا د انگلستان لندن ته د پناه غوښتونکي په توگې راځي شرحه به ئې وروسته راشي. د میتروخین په دې کتاب کې ډېري اسناد د ۱۹۷۸ او ۱۹۸۳ زو. کلونو هغه راپورونه رانغاړي چې مسکو کې د کي.جي.بي. مرکز ته رسېدل او له لوستلو وروسته آرشیف ته لېږل کېدل.
کي.جي.بي په افغانستان کې، د ا.خ.ډ. منحله گوند پر تندي باندې د تأریخ هغه له شرمه ډک تور داغ دئ چې د دې گوند د مشرانو رښتونې څېرې د گوند له هماغه بنسټ اېښودلو څخه نیولې بیا ددې گوند د واکمنۍ تر خونړي پای پورې د همدې ادارې د جاسوسانو په توگې بربنډوي. دا چې دغۀ گوند د خپلې خونړۍ واکمنۍ په بهیر کې څه کړي او څومره جنایات ئې تر سره کړي دي جلا مبحث دئ او زما په باور ډېرې لیکنې پرې شوې دي او په تأریخ کې ثبت دي. د همدغو لیکنو په منځ کې د واسیلي میتروخین د کتاب په شان ځای تش وو. د افغانستان خلک ښۀ خبر ول چې د ا.خ.ډ. گوند «اخډگ» مشران او لوړ پوړي گوندیان د دغۀ گوند د فعالیت له هماغۀ پېله د کي.جي.بي جاسوسان او تالي څټي ول، خو داسې لاسوند د پرگنو په لاس کې نۀ وو چې د خلکو په دغو انگېرنو باندې د صحت ټکی کښېږدي او له نېکه مرغه دا دی اوس همداسې یو لاسوند په خپله د همدې ادارې له پټې لمنې څخه دباندې راوځي او رسوايي ئې عالمونه خبروینه. دا لاسوند د دغۀ هېواد-پلوري گوند یو انکار نۀ منونکی لاسوند دئ چې پښتو ژباړه ئې خپلو کړېدلو پرگنو او د هېواد بډای تأریخ او د هېواد د خپلواکۍ د لارې ټولو شهیدانو ته ډالۍ کوم. دا کتاب ما په ۲۰۰۹ ز. کال کې په بشپړه توگه وژباړﮤ او د خپل فرهنگي یار او دوست ښاغلي اسد دانش په مرستې د دانش خپرندویې ټولنې له پلوه په کابل کې چاپ او خپور شو. د ډېرو لوستونکو د غوښتنې پر بنسټ مې دغۀ کتاب ته له سره یوه ژوره کتنه وکړه او دای له اصلاحاتو وروسته دا کتاب ددویم ځل لپاره د ښاغلو لوستونکو مخې ته په درنښت ږدم.

مبارزه زندگی من است

$16.00

دانشجوی حقوق و علوم سیاسی دانشگاه کابل بودم که با کتاب راه دشوار آزادی آشنا شدم. این کتاب که به قلم خود ماندلا است، توسط خانم مهوش غلامی به فارسی ترجمه شده و از سوی انتشارات اطلاعات در ایران به چاپ رسیده بود. پس از خواندن فصل اول آن متوجه شدم که با یک اثر عظیم تاریخی، سیاسی و ادبی روبرو هستم و بلافاصله شروع کردم به یادداشت برداری. این کتاب با وسواس و دقت فراوان نوشته شده، اما مانند بسیاری از زندگی‌نامه‌های شخصیت‌های بزرگ دنیا، از ماندلا بت‌واره و انسانِ‌مقدس نساخته است؛ بلکه تلاش صورت گرفته با امانت‌داری، زندگیِ یک انسان عادی سیاه‌پوست در افریقای‌جنوبی را به تصویر بکشد که از یک چوپان‌ بچه‌ی روستایی تبدیل به مبارز عصیان‌گر و رهبر می‌شود. در این مسیر دچار اشتباه و تنگ‌نظری می‌شود، به قول خودش جوانی بوده که کم دانشی خود را با ستیزه‌جویی جبران می‌کرده؛ اما از اشتباه‌های خود به زودی پند می‌گیرد و گام‌به‌گام با زمان، از درون دچار تحول می‌شود. این تحول را به بیرون انتقال می‌دهد و چنان اثر عمیق و ماندگار از خود برجای می‌گذارد که تاریخ مبارزات عدالت‌خواهانه را به دو قسمتِ قبل از ماندلا و بعد از ماندلا تقسیم می‌کند.

در پایتخت اندوه جهان

$6.00

برایت درد سرهای زیادی
درست کرده‌ام، نه؟
حالا مجبوری کنار پنجره
یا لب دریا بنشینی
به چیزهای زیادی فکر کنی
مثلاً به خوبی‌های خود
به بدی‌های من
و به ماهیانی که به قُلاب می‌افتند
مثل تو که به قُلاب من افتاده‌ای!

چهرۀ عریان زن عرب

$23.50

سرکوب و استعمار زنان و فشارهای اجتماعی واقع بر آنان، خاص جوامع عرب و خاورمیانه، و یا ممالک جهان سوم نیست. پدیده‌های مزبور در واقع عناصر جدایی‌ناپذیر نظام‌‌های حاکم بر بیشتر نقاط جهانند، خواه آن نظام‌ها فئودالی و عقب‌مانده باشند، خواه صنعتی و متأثر از ژرف‌ترین اثرات یک انقلاب علمی و فنی. مشکلات و وضعیت کنونی زنان جوامع معاصر مولود جنسیت و طبقه، و به‌عبارت دیگر مولد آن دسته از تحولات تاریخی است که مرد را بر زن، و طبقه‌ای را بر طبقه‌ی دیگر، برتری و تسلط داده است.

با این همه هنوز دانشمندان، نویسندگان، رهبران اجتماعی و سیاسی‌ای که دیدگان خود را بر این واقعیت می‌بندند، کم نیستد. اینان امید آن دارند که میان مبارزات سرسختانه‌ی زنان برای رهایی از اسارت و قیام به‌هم پیوسته‌ی مردان و زنان همه‌ی نقاط جهان بر علیه ساختار کنونی جوامع، شکاف و جدایی بیندازند. اما در واقع هیچ‌چیز جز همین تحول بنیادی ساخت جامعه استثمار طبقاتی داخلی و خارجی، و در عین حال برتری مرد بر زن را در جامعه و در خانواده‌ای که خشت اول مناسبات پدرسالارانه طبقاتی است، پایان نمی‌دهد. خانواده پدرسالار سرچشمه‌‌ی تمامی ارزش‌ها و مقدساتی است که علیرغم فراز و نشیب‌های گوناگون جوامع انسانی، نظام ستم طبقاتی و پدرسالاری را از آغاز تا امروز نیرو و تداوم بخشیده است.

محافل ذی‌نفوذ جهان و خصوصاً وابستگان امپریالیسم غرب مسائل زنان عرب را به طبیعت اسلام و ارزش‌های خاص آن نسبت می‌دهند. آنان همچنین عقب‌ماندگی ممالک عربی در جهات گوناگون را عمدتاً محصول عوامل مذهبی و فرهنگی و حتی خصوصیات ذاتی روحی و روانی مردمان عرب وانمود می‌کنند. به‌زعم آنان عقب‌افتادگی کشورها هیچ ربطی به‌عوامل اقتصادی و سیاسی و در رأس آنها استثمار و غارت وحشیانه‌ی منابع و ثروت‌های کشور عقب‌افتاده به دست خارجیان ندارد. آنها میان رشد و توسعه و ترقی با آزادی سیاسی و اقتصادی هیچ پیوندی مشاهده نمی‌کنند.

زَن/دان

$8.00

این بغض‌هایِ در رحِمم بقچه بقچه چیست؟
دکتر به رنجِ تازه‌ی من گفته بود: «کیست»

مادر خطاب می‌کنی‌اش، گاه همسرت
اما جدای نسبت‌تان، زن خودش چه؟ کیست؟

بیرونِ در محجبه، در خانه لختِ شرم
آدم نگو به زن، تو بگو نوعی از دوزیست

مردی اگر کنار غزل‌های من نخواب
مردی اگر مقابل افکار من بایست

من ساکتم مقابلِ فریاد هر شبت
این ضعف نیست عشق من، این بی‌تفاوتی‌ست

می‌خواست شاد زاده شود این غزل ولی
آن شب به جایِ نطفه، پدر در رحم گریست

فلسفۀ رنج | متافیزیک، ارزش و هنجارمندی

$30.00

تمام موجودات در وجود مشترکند. الفبای وجود تولد، زندگی و مرگ است. زندگی توأم با خوشایندی‌ها، ناخوشایندی‌ها، لذت، درد، شادی، غم، سلامتی، بیماری، جوانی، پیری، دستاوردها، از دست دادن‌ها و رنج است. رنج زبان مشترک تمام انسان‌ها است. انسانی که رنج نکشیده باشد یافت نمی‌شود؛ بدون شک هر انسانی متحمل سطوح مختلفی از رنج شده است. ممکن است پدیده‌ای باعث رنجش فردی شود، اما در نظر فردی دیگر بسیار پیش‌ِپاافتاده جلوه کند. این امر دلایل محیطی، فرهنگی، خانوادگی، زیست‌شناختی، دینی، پدیدارشناختی، معرفت‌شناختی، عصب‌شناختی، روان‌شناختی، وجودی و… دارد. منظور این است که رنج نیز مانند برخی مقولات دیگر دارای سطوح مختلف است و مراتبی دارد.
کتاب حاضر دارای پانزده مقاله از اساتید فلسفۀ دانشگاه‌های مختلف است. نویسندگان آن با عینک معرفت‌شناسی، پدیدارشناسی، روانشناسی، عصب‌شناسی، زیست‌شناسی، فلسفۀ ذهن و متافیزیک به ماهیت رنج، ارزش رنج، هنجارمندی رنج و درد و بار عاطفی نگریسته‌اند.

تغزل در پاییز و دینه روزهای کابل

$7.50

«پاییز، کوچه، رقص درختان قشنگ شد

نرگس تو آمدی و خیابان قشنگ شد

پاییز با تمام وجود از تو گفته‌ است

با روسری‌ زرد، سرود از تو گفته ‌است

نرگس تو را به جان غزل‌های ‌تر بگو

در خانه که سکوت نبود این‌قدر، بگو

نرگس جهان کوچک من چشم‌های توست

اندوه مهربانی‌‌ من خشم‌های توست

این روزها گرفته هوا شاعرانه نیست

نرگس فضای کافه‌ دگر عاشقانه نیست

با هرغروب می‌روم از کوچه‌ دورتر

از شهر دور می‌شوم، از کوچه دورتر

این بیت‌های لال به فریاد آمده

نرگس بدون روسری‌ات باد آمده!

آن‌سوی دردهای‌ سرم راه می‌روم

تا وادی ملایک و ارواح می‌روم

گم می‌شوم میان مه و تیرگی شام

تا می‌رسم به آخر این‌ بیت‌ ناتمام‌

پاییز، کوچه، رقص درختان قشنگ نیست

نرگس تو نیستی و خیابان قشنگ نیست!»

1 4 5 6