رهبران سیاسی و بحران مدیریتی در افغانستان
$25.00بیتردید افغانستان یکی از کشورهای است که دست کم در چهاردهۀ پسین، شاهد ناگوارترین رویدادهای سیاسی بودهاست؛ بهباور نویسندۀ این سطور، ضعف رهبران سیاسی عامل مهمی در تداوم بحران و نابسامانی در این سرزمین پنداشته میشود. متاسفانه افغانستان در طی عمر ۲۳۰ سالهاش پیوسته از ضعف رهبران سیاسی در راستای رهبری خردمندانه در حوزۀ سیاست و مدیریت رنج برده و افزون برآن، تمایل وافر آنان در جهت وابستهگی به کشورها و قدرتهای بیرونی دامنۀ بحران را بیش ازحد گسترش دادهاند. بیگمان بیان همۀ آن بحرانها و رویدادهای تاریخی که افغانستان شاهد آنها بودهاست اعم از بحران در دورههای سلطنتی، امارتی، شاهی مطلقه و شاهی مشروطه، از توان و حوصلۀ این رساله بهدور است؛ اما قصد من نگاهی اجمالی به آن دورههای از تاریخ کشور است که رهبران سیاسی این سرزمین زیر نام نظامهای جمهوریت، جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان، دولت اسلامی و دولت جمهوری اسلامی، اقتدار سیاسی کشور را بهدست داشتند.
به عبارۀ دیگر، حوزۀ اصلی پژوهش بنده، بیان و بررسی مواردی چون تأثیر عدم آگاهی کافی شهروندان، نقش تعصب و تبعیض رهبران سیاسی کشور در حوزۀ دولتداری، توسل رهبران سیاسی کشور به ابزار نامشروع بهخاطر رسیدن بهقدرت سیاسی، وابستهگی عمیق رهبران سیاسی افغانستان به کشورها و قدرتهای بیرونی و بالاخره مداخلۀ کشورهای بیرونی در امور افغانستان، طی چهاردهۀ پسین است. بیتردید که موارد فوق، از دید بنده از جمله عوامل اصلی تشدید بحران سیاسی- مدیریتی در طی سالهای۱۳۵۲ الی ۱۳۹۳ ه.ش در کشور پنداشته میشوند.
Panjshir During the Jihad
$10.00Praise be to Allah, and peace and blessings of Allah be upon the Prophet Mohammad.
When the Soviet forces left Afghanistan after ten years of a bloody war, it marked one of the most historic events in human history. The cruel Russian empire was pushed to the brink of destruction by the sacrifices of our Muslim nation. The heroic struggle of our people provided hope to nations under foreign occupation. I felt the need to collect and publish my thoughts and notes about the strife of our people to become a window of hope for oppressed people worldwide.
Undertaking the immense task of writing about the struggle of our great people was beyond my ability. This work requires a long time and collective efforts by individuals with scholarly and literary expertise. I felt the responsibility to document the bloody history of our Islamic revolution so that it is not forgotten. It would be a great honor for me if this publication motivates scholars and learned individuals to write the full history of our blessed Jihad.
تغزل در پاییز و دینه روزهای کابل
$7.50«پاییز، کوچه، رقص درختان قشنگ شد
نرگس تو آمدی و خیابان قشنگ شد
پاییز با تمام وجود از تو گفته است
با روسری زرد، سرود از تو گفته است
نرگس تو را به جان غزلهای تر بگو
در خانه که سکوت نبود اینقدر، بگو
نرگس جهان کوچک من چشمهای توست
اندوه مهربانی من خشمهای توست
این روزها گرفته هوا شاعرانه نیست
نرگس فضای کافه دگر عاشقانه نیست
با هرغروب میروم از کوچه دورتر
از شهر دور میشوم، از کوچه دورتر
این بیتهای لال به فریاد آمده
نرگس بدون روسریات باد آمده!
آنسوی دردهای سرم راه میروم
تا وادی ملایک و ارواح میروم
گم میشوم میان مه و تیرگی شام
تا میرسم به آخر این بیت ناتمام
پاییز، کوچه، رقص درختان قشنگ نیست
نرگس تو نیستی و خیابان قشنگ نیست!»
یک بشقاب اندوه موزیکال
$8.00در نفرت از آوارگی، از زندگی، دوری
از وحشت پیآمد احساس مجبوری
بیرون شدن از چارچوب بغض و دلشوری
نفرین بهریش شیخها و شحنهها کردن
لعنت بهسال آخر دوران جمهوری
پای گریزت نیست از کابوسهای بد
راه گره افتاده با تعلیق و واپسها
چون داستان باد و رعد و سیب نارسها
شهر صعود دارها، سلّول محبسها
فصل نزول زامبیها، فصل کرکسها
سرکوبیات را، مردنت را، اعتراضت را
وقتی تو را بلعیده اوضاع مثلثها
امواج وحشی و پنجۀ نور
$11.00این شاعر توانا و ترانهسرا، فرزند حاجی عبدالحکیم، روز ششم جدی سال 1326 هجری خورشیدی در قریۀ امیر محمدخان ولایت غزنی دیده به جهان کشود. دروس ابتدایی را در مکتب سید جمال الدین افغانی و متوسطه و عالی را در لیسۀ نادریهی کابل خواند. در سال 1352 هـ. خ. از دانشکدهی ادبیات دانشگاه کابل به دریافت درجهی لیسانس نایل آمد. در سال 1354 هجری خورشیدی بیماری سرطان گریبانگیرش شد و سرانجام در 21 سرطان همان سال در شهر کابل به رحمت حق پیوست. خانواده و دوستان پیکرش را به ولایت غزنی منتقل و در زادگاهش دفن نمودند.(1)
«ازهر» با اینکه در جوانی درگذشت حدود هزار پارچه شعر در قالبهای گوناگون از شیوههای کهن و نو به یادگار گذاشت.
در سرایش ترانه شیوۀ ابتکاری و ویژۀ خود را داشت و در گفتن اشعار هزلآمیز استاد بود. شعرهای او دارای درونمایۀ عمیق اجتماعی است و از اندیشههای ترقیخواهانه مایه میگیرد. سرودههایش چندینبار برندۀ جوایز عالی مطبوعاتی شده است.(2)
شمسالدین مسرور آوازخوان شناختهشدۀ کشور که شهرت هنریاش را مرهون تصنیفهای زیبای «ازهر فیضیار» می داند و بیشتر از 100 پارچه شعر او را در آرشیف رادیو تلویزیون افغانستان ریکارد کرده است، اذعان میدارد که «نه تنها برای من، بلکه به شمار زیادی از آوازخوانان مشهور هر یک محترم استاد مهوش، ژیلا، ناهید، پرستو، هنگامه، سیما ترانه، احمد ظاهر، هماهنگ و چندین تن دیگر چشمۀ فیض بود. او افزون بر تضنیف، غزل، رباعی، دوبیتی و شعر آزاد، چندین درام منظوم نوشته بود، که بسیاری در آرشیف رادیو موجوداند. یکی از درامهایش به نام «بابه کپک» توسط هنرمندان بخش موسیقی هریک محترم سارا زلاند، ژیلا، جلیل زلاند و من (شمس الدین مسرور) تهیه گردید، در عرصۀ تیاتر استاد رفیق صادق، زینت گلچین و سید احمد هلال به دایرکت استاد صادق آن را ریکارد کردند.
چلبی نامه
$11.00«چلبینامه» پژوهشیست از نویسنده و کتابشناس نخبهی کشور، زندهیاد استاد «نیلاب رحیمی» و دستآورد سالها کوشش وی در راستای شناخت و بررسی تأثیر «حسامالدین چَلَبی»؛ آن جانِ آگاه بر روان خداوندگار بلخ، حضرت مولانا جلالالدین محمد بلخی که اگر توجه ویژهی وی نبود، امروز کتابی بهبزرگی «مثنوی معنوی» پدید نمیآمد و آسمان ادبیات عرفانی در حوزهی زبان پارسی بی تکستاره میماند.
در بسیاری از آثاری که تا کنون در پیوند به مولویشناسی و مثنویمعنوی نگارش یافته است، بیشتر پژوهندهگان در بارهی پیوندِ محوری مولانا با «شمس» سخن گفتهاند؛ اما کمتر پژوهندهای در مورد زندگی و میزان تاثیرگذاری حسامالدین چلبی بر مولانا پرداختهاست.
بیگمان حسامالدین چلبی بر بنیاد گفتههای مولانا، انگیزهای برای خلق مثنویست؛ مردی که در زمان پسامولوی سکاندار کشتی معرفتشناسی و روش «مولویه» است و هم اوست که با آگاهی کامل میراثدار فکری مولانا در حوزهی مولاناشناسی پنداشته میشود.
چلبینامه در واقع تلاشیست ویژه برای شناخت از حسامالدین چلبی آن یار خانقاه و خرابات مولانا که به زاویههای گوناگون شخصیت چلبی پرداختهاست.
افغانستان، شمشیر و شکست
$26.00ششم ماه می سال 2009 در مسکو، سترجنرال والنتین ایوانویچ وارینیکوف به عمر 86 سالگی چشم از جهان فروبست. او یکی از چهرههای برجستۀ نظامی شوروی و روسیه محسوب میشود. در جنگ دوم جهانی با فاشیزم جنگیده بود و هماو بود که در روز نهم ماه می 1945 در میدان سرخ مسکو، بیرق پیروزی شوروی را در جنگ دوم جهانی بر دوش میکشید.
در دهۀ اول سپتمبر سال 2000 در یکی از تالارهای بزرگ مجتمع نمایشگاههای روسیه، نمایشگاه بینالمللی کتاب برگزار شد. حسب معمول در روزهای فعالیت نمایشگاه، نویسندگان و مؤلفان دیدارهایی با خوانندگان و اهل مطالعه برگزار کردند و در مورد اثر خود معلومات دادند و جلسۀ پرسش و پاسخ برگزار شد. روز شش سپتمبر سترجنرال والینتین ایوانویچ وارینیکوف، کتاب هفتجلدی خود را زیر عنوان «بیهمتا» (Неповтремая) در مجمعی از اهل قلم و هواخواهان و نیز نمایندگان کور دیپلماتیک و مطبوعات معرفی نمود.
کتاب جنرال وارینیکوف در هفت جلد است و جلد پنجم آن دربارۀ افغانستان. برای اینکه معلوم شود چرا به ترجمۀ این اثر پرداختم، لازم است جنرال وارینیکوف بهطور مختصر معرفی گردد.
والنتین ایوانویچ وارینیکوف در دسمبر 1923 دیده به جهان گشود. آموزشگاه نظامی چرکاس را به پایان رسانید و سپس در اکادمی نظامی فرونزه و اکادمی نظامی ستردرستیز (ستاد مرکزی قوای مسلح) اتحاد شوروی، تحصیلات نظامی خود را تکمیل نمود.
موصوف در جنگ جهانی دوم طی سالهای 1942 _ 1945 اشتراک ورزید. وی در جنگهای انگولا، سوریه، حبشه و افغانستان نیز شرکت کرده بود.
10 سال معاون اول لوی درستیز قوای مسلح شوروی بود. از آن جمله چهار و نیم سال در افغانستان در سِمت قوماندان گروه اوپراتیوی وزارت دفاع شوروی اجرای وظیفه نمود و بعد در مقام قوماندان عمومی لشکرهای پیاده و معاون وزیر دفاع شوروی کار کرد.
در ماه اگست سال 1991 در جملۀ سایر اعضای کمیتۀ حالت اضطراری که در حقیقت کودتایی علیه گورباچف سازمان داده بودند، به زندان افتاد و در سال 1994 عفو گردید؛ ولی وارینیکوف از آن استفاده نکرد و در زندان ماند و دوسیۀ وی به محکمۀ عالی ارجاع گردید و از آنجا برائت حاصل کرد. در سال 1995 نمایندۀ دومای دولتی (مجلس نمایندگان پارلمان) انتخاب شد. همزمان رئیس انجمن قهرمانهای روسیه بود. در سال 2005 در سِمت رئیس لیگ دفاع از حیثیت و مصونیت انسان انتخاب شد.
والنتین ایوانویچ قهرمان اتحاد شوروی است. وی به مناسبت اختراع یک نوع اسلحۀ جدید، در سال 1990 جایزۀ لنین را بهدست آورد.
والنتین وارینیکوف از سال 1984 تا 1989 قوماندان عمومی اوپراتیفی قوای شوروی در افغانستان بود.
کتاب جنرال وارینیکوف زیر عنوان «افغانستان، هم رشادت و هم اندوه» نوشته شده است. اما مترجم ترجیح میدهد با نظرداشت محتوای کتاب، آن را زیر عنوان «شمشیر و شکست» خدمت خوانندگان تقدیم نماید.
سزاوار یادآوری است که این کتاب از نقطهنظر یک جنرال روسی نوشته شده است و با محتوای آن باید با احتیاط برخورد نمود. در کتاب هم حادث
ابوشکور بلخی
$10.00این کتاب دایر به روزگار، آثار، اهمیت و ارزش میراث برجایمانده یکی از شاعران برجسته همزمان استاد رودکی، حکیم ابوشکور بلخی معلومات میدهد. مؤلف بار اول محتوای اشعار ابوشکور را از نقطه نظر ارزشهای احیای ادبیات دوران سامانیان به بررسی گرفته، ارزش هنری، ادبی و اخلاقی آثار این شاعر حکیم را با دلیلهای معتمد ثابت نمودهاست. این تدقیقات نخستین ماناگرافی نسبتاً مکمل و جامع در بارۀ ابوشکور بلخی بوده، برای دانشجویان رشتۀ فیلالاگی فیلولوژی، لغتشناسی، متنشناسی و محققان و ادبیاتشناسان مفید خواهد بود.
پشغور در آئینۀ جهاد
$56.00هدف از جمع آوری و نوشتن کتاب «پشغور در آیینه جهاد» این بوده که توانسته باشیم تا گوشهای از شهکاریها و تلاشهای مبارزان ومجاهدان منطقه را که بهخاطردفاع ازاسلام، وطن وإعلای کلمةالله قیام و جهاد کردند درج صفحات تاریخ سازیم. میبایست این کتاب خاطرات مجاهدین فراتر از منطقه پشغور را نیز احتوا میکرد، اما خاطره هر مجاهد به حدی طولانی است که گردآوری آنها از توان بنده خارج است. امیدوارم قلم بهدستان هر منطقه مطابق شناخت مبارزان ومجاهدان شان و بر حسب معلومات دقیق از شهکاریهای آنها چیزهایی بنویسند تا یاد و خاطره آنها نیز جاودانه بماند.
گرچه تلاش ما در این راستا بسیار اندک و نا چیز است، لیکن کوشش شده تا گوشهای از زحمات و جانفشانیهای مبارزین و مجاهدین منطقه را در این کتاب تبارز دهیم. زحمات و فداکاریهای قائد فقید ما احمد شاه مسعود شهید در رأس و تلاشهای پیهم سایر مبارزان و مجاهدان در دورههای مختلف جهاد و پیروزی علیه باطل مرا تشویق بر نگارش و تدوین این کتاب کرده است. علاوه از یاد و خاطره مردان حق، در این کتاب صحنههای عملی آنها در میدان نبرد و فتوحات چه در داخل و خارج پنجشیربه رشته تحریر آمده که از آنجمله فتح گارنیزیون پشغور از شاخصههای آن میباشد.
آزادی که یکی از نعمات الهی است، بدون تلاش و زحمات به دست نمیآید، بلکه برای شکستن موانع داخلی و بیرونی جانفشانیها باید کرد. فلهذا فداکاریهای مجاهدین در این راستا قابل قدر است. معلومات این کتاب در نتیجه ملاقات مستقیم با اشخاص یا از طریق تماسهای تیلفونی با آنها و یا هم توسط افراد سومی ثبت و درج شده است.
نویسنده در جریان برخی وقایع و سرگذشت آن روزگار نیز حضور داشتم، در لابهلای این کتاب برخی چشمدیدها و خاطرات خود را نیز دارم. علاوه از چشمدید اکثر وقایع و گزارشات پنجشیر را از طریق مخابره مرکزی پشغور که در آن مسئولیت داشتیم، آگاه میشدم.
در این کتاب تلاش شده تا وقایع آن روزگار را حتیالمقدور بر اساس چشمدید مجاهدین و مشاهدین به شکل مستند بازگو کنیم. در این شکی نیست که کتاب دستداشته با وجود تلاشها در دقیقبودن موضوعات و حوادث خالی از خطا و اغلاط نبوده و نیست. ممکن عدم ثبت تاریخ دقیق، وقایع و موقعیت دقیق برخی وقایع نسبت فاصله زمانی دلیل این امر باشد. همچنان ممکن است در بسا موارد در املا و انشا سکتهگیهایی نیز دیده شود که خود را از آن مبرا نمیدانم. فلهذا از خوانندهگان محترم خواهشمندم با ارسال ملاحظات نیک شان ما را در راستای بهترسازی موضوعات در چاپ بعدی همکاری نمایند.
یادداشت ها
$16.00نخستین آشنایی من با نام عینی و کتاب یادداشتهایش ریشهای سی ساله دارد؛ به روزگاری میپیوندد که مثل هر دانشجوی تهیدستی جویای خوب ارزان بودم و لذات زندگیم منحصر میشد به حظ بصری از ویترین مغازهها و بساط دستفروشان. در بساط یکی از کهنهفروشان خیابان لالهزار، چشمم به کتابی افتاد با قطع رقعی و جلد زرکوب. با پنج ریال وجه رایج و زورمند آن روزگار، خریدمش و به خانهام _ ببخشید _ به اتاقکم آوردم و خواندم و از نثر بیتکلف و لحن فارسی نویسندهاش خوشم آمد. آن کتاب جلد اول مجموعهایست که اینک پیش چشم شما خوانندگان قرار دارد.
اگر چه مطالب کتاب برایم خالی از جذبهای نبود، اما چون سالیان نخستین عمر من در ولایت دورافتادهی سیرجان گذشته است و آن هم در دورانی که محیط ما هنوز شباهتکی با محیط نشو و نمای عینی داشت، توصیفات نویسنده با همهی جذابیتش، چندان برایم تعجبانگیز نبود. آنچه در نخستین برخورد با جلد اول این کتاب به دلم نشسته بود؛ چنانکه گفتم، نثر روان و بیتکلف نویسنده بود و بس.
فروپاشی
$18.00آن روز اگر تیر نمیخوردم و پایم زخم برنمیداشت، حالا به مقصد رسیده بودم؛ جایی که سزاوارش هستم. اما گویی بخت با من یار نبود که تیر خورم و به اینجا آورده شدم. شاید هم بخت با من یار بود که فقط زخمی شدم و به سرنوشت همراهانم گرفتار نشدم. سپاسگزار این مرد شریف هستم که به امان خدا رهایم نکرد. اینجا آورد تا مداوایم کند.
وقتی تیر خوردم، از جایم تکان نخوردم. خود را کنار سنگی گرفتم و صبر کردم. صبر کردم که روز بگذرد و تاریکی از راه برسد. شب هنگام سینهخیز و لنگلنگان از مرز گذشتم. صبح روز بعد، با پیرمردی روبهرو شدم؛ پیرمردی که اهل همین روستا است و ترک است. وقتی مرا در آن حال دید، به گمانم دلش به حالم سوخت. زیر بغلم درآمد و کمکم کرد. بدرقم جراحت برداشته بودم. چیزی نمانده بود که پایم را از دست بدهم.
صدایی رشتۀ خیالاتم را برهم میزند. سر میچرخانم و به بیرون نگاه میکنم. صدای سازی به گوشم میرسد. آه! خیلی گوشنواز است. چند روز است از جایم تکان نخوردهام. خیلی دلم میخواهد ببینیم بیرون چه خبر است. برمیخیزم. آخ! این درد لعنتی از پایم دستبردار نیست. درد طاقتفرسا در پایم جان میگیرد و به دو سمت خیز برمیدارد. درد را تحمل میکنم و لنگلنگان خودم را کنار پنجره میرسانم.
بامیان در باستان و در داستان
$11.00سرزمین پرجاذبه و افسانه آمیز بامیان بدون تردید یکی از شاهکارهای آفرینش است. این مرزبوم جادویی با مناظر حیرتافزا و دلفریب، جویبارهای روشن و گوارا، فضای سبز و آرامشبخش و درههای خرم و پرپیچ و شیب خود چنان تحسین برانگیز است که هر بینندهیی را به حیرت اندر ساخته و شیفته و مسحور میکند.
هیکل دو پیکرۀ ساکت و پُرعظمت بودا، بلندترین مجسمۀ جهان با تندیسهای دور و بر و سمچهای پرنقش و نگارش بر شگفتی و زیبایی این خطه میافزاید.
باری بامیان دوهزار سال پیش را که در حکم قبلۀ بوداییان و مرکز تجمع زایران و جهانگردان بود، در نظر بیاوریم، جهانِ پر از رنگ و رونق در نظر مجسم میشود. هزاران بودایی در لباسهای پاکیزه، با شوق و اشتیاق به سوی این مهبط عشق و ایمان میشتافتند و دل و جان را با فیض مینوی آن پاکیزه میکردند.
کاروانهای راه ابریشم، متاع شرق و غرب را در بازارهای گرم و پرشورش میریختند. در هرگوشه و بیشهاش دروازۀ آموزشگاههای درس و تلقین بر روی همه باز بود.
شب، همینکه آفتاب فرو مینشست، از هر بیغوله و باغی، شمعی و چراغی روشن میشد. نور مشعلها از پنجرههای شبستانها و مغاره و پناهگاهها، چون هزاران نرگسۀ گردون گردان میتابید و چشم و دل را روشن میساخت. تصویرها و نگارههای رنگین طاق و رواقش سراسر همه افسانه و افسون بود. نقش زنان چنگزن بر طاق مجسمۀ بودا از لحاظ هنرمندی و نفاست در حد کمال است و تا هنوز بر روی عاشقان لبخند میزند.
سخنی چند پیرامون خاستگاههای اسلام – محمد و خلافت
$11.00ماجرای کاریکاتورهای محمد و ظهور داعش در آغاز قرن ٢١ بار دیگر پیغمبر اسلام و نهاد خلافت را در محراق و سرخط اخبار قرار داد. ناراحتی و رنجی که در نتیجۀ پیآمد و تفرعات این دو حادثه از دین اسلام در روزگار ما ساری است اکثراً خود را با تداعی مصرانۀ دو پرسش عمده تبارز میدهد: آیا اسلام با مدرنیته (دموکراسی، آزادی، مساوات، وغیره) سازگار و همخوان است یا نه؟ و آیا خشونتی که این دین بر میانگیزد (و مسلمان و غیرمسلمان هر دو قربانی آن میگردند) یک کژرفت ناشی از تعصب افراطی است یا بخش لاینفک برنامۀ ژنیتیک اسلام؟
این اثر کوچک تلاشی است برای یافتن پاسخ به این دو پرسش از طریق کاوش (از دید تاریخی، نه از دید اعتقادی) خاستگاههای دوگانۀ اسلام، یعنی زندگی محمد رسولالله و تکوین پرآشوب نهاد خلافت. با رسیدن به این فهم که سایۀ نماهای نامفهوم و ترسناکی که «اسلام راستین» در روزگار ما به گردش انداخته است جز برونفکنی اشباح گذشته نیستند. خواننده بهتر خواهد توانست چون و چرای معضلات جهان اسلام امروزی را درک کند…
کابل در آیینۀ تاریخ
$10.00اثری که در دست مطالعۀ شما قرار دارد «کابل در آیینۀ تاریخ» گزیدۀ مقالات و یادداشتهای شادروان اکادمیسین دکتور عبدالاحمد جاوید است. او بنا به گفتۀ خودش در دیباچۀ کتاب «اوستا»، این یادداشتها را لقمهلقمه اندوخته و رقعهرقعه دوخته است.
پوهاند جاوید که خود زاده و پروردۀ کابل بود، مقالههای فراوانی در پیوند با این شهر باستانی و داستانی دارد. کتاب «کابل در آیینۀ تاریخ» اثر پژوهشی دوران هجرت و دیار غربت اوست که دریغا در زمان حیاتش اقبال چاپ نیافت.
زندهیاد پروفیسور جاوید که بیشتر از نیمسده عمر گرانمایۀ خود را برای روشن نگهداشتن چراغ علم و فرهنگ اصیل و جلیل کشور کهنسالمان سپری کرد، آرزوی نشر این دفتر را با خود به دنیای دیگر برد. اکنون ده سال پس از درگذشت آن روانشاد، این اثر به همت دستاندرکاران شهرداری کابل و با اهتمام استاد فرهیخته جناب پوهاند محمدیونس طغیان ساکایی، به زیور چاپ آراسته شد که از تلاشهای ایشان در این زمینه صمیمانه سپاسگزارم. در اینجا باید از دکتر موسوی، عضو تحقیقی دانشگاه آکسفورد و مشاور ارشد وزارت تحصیلات عالی، بهخاطر رهنماییهای ایشان جداگانه سپاسگزاری کنم.
این اثر وزین استاد را که خود عاشق عظمت تمدنی و مدنی کابل بوده، برای فرهنگیان و کابلدوستان پیشکش میکنم و روح پدر مهربانم را شاد و آزاد میخواهم.
شکوه و پهنهی زبان پارسی
$25.00به ادامه جنایات تاریخی ١٨٠ ساله، جنایات فرهنگی یکصد سالهی اخیر مخالفت با زبان پارسی است که مردم کشور را گیج ساخته، حتا معلمان زبان پارسی و استادان دانشگاه اجازه ندارند بگویند یا بنویسند زبان ما یک زبان پارسی است، یک الفبا دارد و فقط لهجههای آن فرق میکند؛ درحالیکه لهجه به گفته بزرگترین دانشمندان زبان نیست. بین گویشوران فارسیزبان ایران، افغانستان، تاجیکستان، ازبكستان، پاكستان تا اروپا، امريكا واستراليا ترجمان ضرورت نیست.
دشمنان داخلی زبان پارسی یک قرن کوشیدهاند با تمام امکانات دولتی، حمایت استعمار و سلطهی سیاسی خود، زبان پارسى را، ايرانى معرفى كنند. درحالیکه این زبان من حیث یک اصل فرهنگ مشترک میان تمام تاجیکها و فارسیزبانهای سراسر جهان است، این زبان مرز سیاسى و جغرافيایی نمیشناسد.
بزرگترین دانشمندان زبان و ادبیات ایران اسلامی؛ مانند دکتر پرویز ناتل خانلری، سعید نفیسی، تقی بهار، دکتر اسلامی ندوشن، دکتر حیدری ملایری، دکتر محمود افشار، پروفسور دکتر جلالالدین کزازی و دهها تن دیگر بهصراحت اعتراف دارند که فارسی یا دری و تاجیكی، يك زبان واحد هستند. منشأ زبان پارسی یا خاستگاه آن خراسان است، نه ایران امروزی. بخش بزرگی از خراسان شامل افغانستان امروزی است، نام افغانستان بسیار جديد و تحميل شده از سوی بیگانههاست.
نقش زنان مسلمان در تمدن اسلامی
$13.00تاریخ همواره عرصە درگیری پیروان حق و باطل بودە است؛ جدال مستمری که صفحات تاریخ را از مبارزه سرشار و پهنه زندەگی انسان را از جنگ و نبرد آگنده کرده است.
دین مقدس اسلام، در آغاز طهورش، همواره درگیر نبرد در میدانهای جنگ بوده است، بطوریکه مسلمانان از نبردی نمیآسودند مگر اینکه جنگ تازهای و جبهۀ جدیدی در مقابل کفار و مشرکان میگشودند.
تعالیم انسان ساز وحی و تلاش طاقت فرسای حضرت محمد (ص) از اعراب جاهل، رزمآورانی پولادین و يكهتاز صحنههای نبرد تربيت کرد؛ تا آنجا كه جنگآوران مسلمان، نه تنها كفار ومشركان حجازرا با تيغ بُرندهی خود به خاک وخون غلتاندند؛ بلکه با برق شمشیر خویش، پادشاهیها و امپراتوریها را به حیرت انداختند و متزلزل ساختند.
تحول و دگرگونی عظیمی که دین اسلام در میان مردم آن زمان به وجود آورد، تنها مردان را در بر نگرفت؛ بلکه از زنان نیز انسانهای فداکار و ایثارکر و با شهامتی ساخت که نقش به سزایی در پیروزی مسلمانان داشتند.
شیرین؛ زنی بر اوجِ زیبایی، خردمندی و شوربختی
$9.00هرگاه به ابعاد شخصیت زنان راهیافته به اقلیم ادبیات فارسى درى نظرى انداخته شود، دریافته میشود که آنان معمولا سیماهاى تکبعدیاند. اگر ابعاد دیگری هم داشته باشند تحت تأثیر آن بُعد کمرنگ و نامحسوس هستند. گویا برای اجرای نقشی در صحنه آورده میشوند و با تمام شدن آن نقش از صحنه میروند و وظیفهٔ دیگرى نمىماند که اجرا کنند.
رودابه برای آن به صحنه آورده میشود تا پهلوانى چون رستم را به دنیا بیاورد و بپرورد. تهمینه و کتایون برای آن حضور دارند تا در سوگ فرزندانشان سهراب و اسفندیار اشک بریزند که به دست مکارترین پهلوان شاهنامه «رستم» کشته میشوند (دومى نقش تاجبخشى هم دارد). سودابه براى آن حضور دارد تا انگیزهاى برای تراژیدى سیاووش گردد (زیبایى او را خون سیاووش تیره میکند). حرم عریض و طویل بهرام گور برای آن ایجاد گردیده است تا هوسبارهتر محیطى براى هوسبارهتر پادشاه ساسانى مهیا گردد.
لیلى (آن سیهچرده که شیرینى عالم با اوست) بیشتر نقش دوم را بازى میکند. او فداى تجلیل عشق مرد (مجنون) میشود. زلیخا در دو برههٔ زمانى دو نقش دارد: در برههٔ زمانى و شخصیت اول به هوسهاى نفسانى چنگ زده است و در پىِ برآورده کردن این هوسهاست. در این نقش که تنبارگى محور آن است، او سیماى اول داستان است. در برههٔ زمانى و شخصیت دوم تحت شعاع قدسیت حضرت یوسف قرار میگیرد و از یمن این مقام به موجودى فراانسانی مبدل میشود.
در این میان تنها شیرین است که سیماى چندبعدى دارد و همه ابعاد در سرتاسر داستان تا آخرین لحظهٔ زندگانىِ داستانى او موازى با هم پیش میروند. به نظر من اوست که نقش اول را بازى میکند نه خسرو. او در ادبیات فارسی دری یک سیمای شیرین، دلپذیر و کاملاً استثنایی است، شاید هم در ادبیات جهانی.
یک عنکبوت تار دوانده به جای تو
$11.00دروازه وا بود… آمدم جا بود جولا نه
هرچیز پیدا بود در چشمم تو اما نه
سوراخهای میخ قاب عکس هایت بود
باقی پس از تو دیده میشد آنچه در خانه
با رفتنات تبدیل شد قلبم به یک ذره
من از خودم هم ناامیدم از تو تنها نه
کشته زمانی میشوی وقتی زبانت را
دیوارها میفهمند آدمهای دنیا نه
شاید ترا هم لاجرم از یاد خواهم برد
این زخمها، پس گردنی این روزها را نه!
دوستیِ روباه و لکلک
$8.00آوردهاند که روباهی در نزدیکی دلدلزاری لانه داشت و در همان حدود، از شکار پرندگان و خزندگان امرار معاش میکرد. از قضا آن دلدلزار چراگاه لکلکی بود سالخورده و سخت هوشیار. روباه هر باری که اینبر و آنبر گشتوگذار میکرد، لکلک را میدید که سر در مرداب فروبرده و از جیفهی آبزیها تغذیه میکند. لکلک زیرچشمی روباه را نگاه میکرد و از جانب او بیمی به دل راه نمیداد.
مدتی بدین منوال گذشت تا مؤالفتی میان آنها به وجود آمد. روزی روباه لکلک را به مهمانی در خانهی خویش دعوت کرد؛ لکلک به پاس آیین دوستی به آن لبیک گفت. روباه، ضیافت آبگینی از نوع «گردآو» تهیه دیده، آن را در تشت فراخ و همواری آورده، با کمال اخلاص پیشرویِ مهمان نهاد و خود روی دو پا در جانب مقابل نشست و از روی ادب، مهمان را به خوردن طعام فراخواند.