چهرۀ عریان زن عرب
$23.50سرکوب و استعمار زنان و فشارهای اجتماعی واقع بر آنان، خاص جوامع عرب و خاورمیانه، و یا ممالک جهان سوم نیست. پدیدههای مزبور در واقع عناصر جداییناپذیر نظامهای حاکم بر بیشتر نقاط جهانند، خواه آن نظامها فئودالی و عقبمانده باشند، خواه صنعتی و متأثر از ژرفترین اثرات یک انقلاب علمی و فنی. مشکلات و وضعیت کنونی زنان جوامع معاصر مولود جنسیت و طبقه، و بهعبارت دیگر مولد آن دسته از تحولات تاریخی است که مرد را بر زن، و طبقهای را بر طبقهی دیگر، برتری و تسلط داده است.
با این همه هنوز دانشمندان، نویسندگان، رهبران اجتماعی و سیاسیای که دیدگان خود را بر این واقعیت میبندند، کم نیستد. اینان امید آن دارند که میان مبارزات سرسختانهی زنان برای رهایی از اسارت و قیام بههم پیوستهی مردان و زنان همهی نقاط جهان بر علیه ساختار کنونی جوامع، شکاف و جدایی بیندازند. اما در واقع هیچچیز جز همین تحول بنیادی ساخت جامعه استثمار طبقاتی داخلی و خارجی، و در عین حال برتری مرد بر زن را در جامعه و در خانوادهای که خشت اول مناسبات پدرسالارانه طبقاتی است، پایان نمیدهد. خانواده پدرسالار سرچشمهی تمامی ارزشها و مقدساتی است که علیرغم فراز و نشیبهای گوناگون جوامع انسانی، نظام ستم طبقاتی و پدرسالاری را از آغاز تا امروز نیرو و تداوم بخشیده است.
محافل ذینفوذ جهان و خصوصاً وابستگان امپریالیسم غرب مسائل زنان عرب را به طبیعت اسلام و ارزشهای خاص آن نسبت میدهند. آنان همچنین عقبماندگی ممالک عربی در جهات گوناگون را عمدتاً محصول عوامل مذهبی و فرهنگی و حتی خصوصیات ذاتی روحی و روانی مردمان عرب وانمود میکنند. بهزعم آنان عقبافتادگی کشورها هیچ ربطی بهعوامل اقتصادی و سیاسی و در رأس آنها استثمار و غارت وحشیانهی منابع و ثروتهای کشور عقبافتاده به دست خارجیان ندارد. آنها میان رشد و توسعه و ترقی با آزادی سیاسی و اقتصادی هیچ پیوندی مشاهده نمیکنند.
سایه های کوچه تنگی دیوان
$11.00عزیزان خواننده! در ادبیات افغانستان، اگر خواسته باشیم مشکلات، رنجها و اتفاقات ناگواری که در طول تاریخ بر هندوان و ﺳﯿﮑﮫهای افغانستان رخ داده را انگشتنما کنیم، به کمتر اثری در این زمینه برمیخوریم.
در برخی آثار نشرشده فقط به ذکر «خانهی هندو»، «زن لالهی هندو»، «هندوی جادوگر»، «هندوی کافر»، «باغ هندو» یا «دکان هندو» بسنده شده است. گیرم که برخی نویسندگان به این کار پرداختهاند، دریغا که کارکردشان از خطا و اشتباه دور نمانده است؛ چنانکه به گونهی نادرست، آهنگ «دختر سردار» را به کدام دختر برادران ﺳﯿﮑﮫباورمان پیوند دادهاند که کاملاً نادرست و بیبنیاد است. کمتر نویسندهای خود را زحمت داده تا گَرد ستیز با دیگراندیشان را از حوادث زندگانی هندوان و ﺳﯿﮑﮫهای افغانستان دور ساخته و واقعیتهای آن را آفتابی گرداند.
هندوان و سیکهـهای افغانستان با درنظرداشت همهی جفاها و ستمهایی که بر آنها روا داشته شده، شهروندان ابریشمینفس نبودند، بلکه در همهی بخشهای زندگانی با دیگر شهروندان افغانستان، همگام و همنفس بودهاند. شایستهی یادآوری است که هرگز افراد این اقلیت، دست به سلاح نبرده و در جنگهایی که از کودتای ۷ ثور تا حاکمیت مجدد طالبان بر افغانستان ادامه داشته است، سهم نگرفتهاند. در طول این سالها، سوگمندانه که این اقلیت بیشترین خسارات جبرانناپذیر را متقبل شده و در فرجام نیز بیوطن شدند. از سال ۱۹۹۲ میلادی، مهاجرت کتلوی و اجباری این اقلیت شروع شد و اکنون فقط چند خانوادهی انگشتشمار در کابل و جلالآباد زیست داشته و مابقی به جمع مهاجرین افغانستانی در اروپا و ایالات متحدهی امریکا و کانادا پیوستهاند.
این حقیر، علاوه بر پرداختن مداوم به کار نشرات تارنمای «کابلناته»، از دو سال به اینسو، در اثر تشویق همدلان دایمی کابلناته، بر آن شدم که از حوادث گوارا و ناگوار و از رخدادهای خوش و اندوهناک زندگانی خود و همباورانم، قصههایی بنویسم تا پارسیزبانها از خوبیها و رنجها، از عشق و عاشقی، از تلاش و زحمت، از زیبایی زیست باهمی تا لمس اهانتها و توهینها که در حق اقلیت مذهبی ما صورت گرفته، آگاه شوند.
زَن/دان
$8.00این بغضهایِ در رحِمم بقچه بقچه چیست؟
دکتر به رنجِ تازهی من گفته بود: «کیست»
مادر خطاب میکنیاش، گاه همسرت
اما جدای نسبتتان، زن خودش چه؟ کیست؟
بیرونِ در محجبه، در خانه لختِ شرم
آدم نگو به زن، تو بگو نوعی از دوزیست
مردی اگر کنار غزلهای من نخواب
مردی اگر مقابل افکار من بایست
من ساکتم مقابلِ فریاد هر شبت
این ضعف نیست عشق من، این بیتفاوتیست
میخواست شاد زاده شود این غزل ولی
آن شب به جایِ نطفه، پدر در رحم گریست
مرگ سودخور
$15.00من در سالهای 1312 هجری که طلبهی مدرسههای بخارا به شمار میرفتم، بیباششگاه ماندم و در بخارا که تقریباً صد در مدرسهی کلان و قریب همینقدر مدرسهی خرد داشت، برای من حجرهی قابل استقامتی به زودی یافت نشد. زیرا هرچند همهی مدرسههای بخارا رسماً وقف بوده، خرید و فروش آنها از روی شریعت روا نباشد هم در زمانهای آخر با فتوای علمای دین که در مسئلههای دینی حیلههای شرعی را به کار میبردند، همهی حجرههای مدرسهها به طرز خرید و فروش ملک خصوصی شده بدست آدمان پولدار افتاده بود و طلبههای فقیر در جای استقامت یافتن به دشواریها میافتادند.
در همان روزهایی که در جستجوی حجره بودم یکی از دوستانم با راه مصلحت به من گفت:
– «قاری اشکمبه» نام یک کس هست که چند در حجرهی زر خرید دارد، اگر از وی پرسی، شاید یکی از حجرههایش را به تو به عاریت بدهد.
با شنیدن این مصلحت آن دوستم دقت من از حجره دادن یا ندادن آن آدم زیادتر بنام او کشیده شد.
در حقیقت هم این نام خیلی غلطی بود، من میدانستم که خلتهی معدهی حیوان را که در آنجا خوراکِ خورده شده جمع میشود، «اشکمبه» مینامند.
یادوارههای عارف چاهآبی
$31.00تألیف، تدوین و ترجمه در بخشهای ادبی و فرهنگی، اجتماعی، تاریخی، دینی و سیاسی حایز اهمیت است زیرا نسل موجود به آن دسترسی پیدا میکنند و نسل بعدی در روشنی کارکرد خلفشان قرار میگیرند.
هر اثری که حلۀ چاپ مییاید در حقیقت دُرهای آبدار سخن در قالب نظم و نثر از تندباد حوادث و نابودی در امان باقی خواهد ماند.
سال تولد عارف 1260 خورشیدی برابر به 1886 میلادی است که بعد از 63 سال زندگی پربار در سال 1322 خورشیدی مطابق 1934 میلادی در چاهآب پدرود حیات گفت.
عبدالله عارف نهتنها در زادگاهش افغانستان بلکه در شهرهای آنسوی آمودریا؛ بخارا، سمرقند، ترمز، قراتگین، پتهکیسر، کولاب، بلجوان و خوقند مشهور و شناخته شده است. در این شهر دوستان خوبی یافته و در مجالس بیدلخوانی ماوراالنهر توانایی زیادی در تفسیر و تحلیل اشعار میرزا عبدالقادر بیدل کسب نموده است. این سخنسرای بیبدیل در حدود شصت هزار بیت سروده، از جملۀ اشعارش یکی بر ششم آن دستیاب گردیده که در سال 1373 خورشیدی حُلۀ چاپ یافت.
هستند کسانی که به این باورند که یک تعداد اشعار پرخاشگرانه، انتقادی، اصلاحی و اجتماعی عارف بنابر مصلحتها از چاپ بازماندهاست، من به حیث مهتمم دیوان عارف به صراحت میگویم که چنین کاری صورت نگرفته است. امیدوارم خوانندگان محترم بعد از مطالعۀ این بیت قضاوت خود را داشته باشند.
چو نیست اهل قناعت نمیشود قانع
بهانهجو بهکجا بیبهانه میماند
شهر رؤیاهای من، کابل
$13.18از کودکی با شاهنامه محشور بودم. آنگاه که داستان زال و رودابه را میخواندم تصویری از کابل در ذهنم نقش میبست. دریایی پر از آب که در سواحل آن گلهای رنگارنگ روییده و مردم از آن گل میچینند و شکارچیان مرغابی و دیگر پرندههای آبزی را در این سواحل شکار میکنند. در شهر قلعۀ بلندی هم وجود دارد…
اما هنگامیکه نخستینبار بهکابل آمدم، فصل بهار بود. در پل باغعمومی از موتر فرود آمدم که خلاف تصور من کدام باغی در آنجا وجود نداشت. اما رودخانهای پر از آب زلال در جریان بود. شاید خوانندگان باور نکنند. بلی، رودخانه کابل پر از آب پاک بود.
هرسالیکه از عمر این شهر میگذرد، وضعیت آن بدتر و بدتر شده میرود. بیش از چهل سال است که من در این شهر زندگی دارم و میبینم که وضعیت رو به بهبود نیست. به همین خاطر خواستم، چشمدیدهای سیاحان را از این شهر و ذکر مؤرخان و جغرافیا نگاران را در این رساله گردآورم. در کنفرانسهای میلاد کابل اشتراک کردم و دو مقاله در دو سال پیهم در بارۀ این شهر نوشتم. “کابل در افسانه و تاریخ” و ” ذکر کابل در شاهنامۀ فردوسی”. این مقالات را نیز در این رساله ضم کردهام و چیزهایی دیگر که گردآوردم و اینک تقدیم خوانندگان عزیز میکنم.
فلسفۀ رنج | متافیزیک، ارزش و هنجارمندی
$30.00تمام موجودات در وجود مشترکند. الفبای وجود تولد، زندگی و مرگ است. زندگی توأم با خوشایندیها، ناخوشایندیها، لذت، درد، شادی، غم، سلامتی، بیماری، جوانی، پیری، دستاوردها، از دست دادنها و رنج است. رنج زبان مشترک تمام انسانها است. انسانی که رنج نکشیده باشد یافت نمیشود؛ بدون شک هر انسانی متحمل سطوح مختلفی از رنج شده است. ممکن است پدیدهای باعث رنجش فردی شود، اما در نظر فردی دیگر بسیار پیشِپاافتاده جلوه کند. این امر دلایل محیطی، فرهنگی، خانوادگی، زیستشناختی، دینی، پدیدارشناختی، معرفتشناختی، عصبشناختی، روانشناختی، وجودی و… دارد. منظور این است که رنج نیز مانند برخی مقولات دیگر دارای سطوح مختلف است و مراتبی دارد.
کتاب حاضر دارای پانزده مقاله از اساتید فلسفۀ دانشگاههای مختلف است. نویسندگان آن با عینک معرفتشناسی، پدیدارشناسی، روانشناسی، عصبشناسی، زیستشناسی، فلسفۀ ذهن و متافیزیک به ماهیت رنج، ارزش رنج، هنجارمندی رنج و درد و بار عاطفی نگریستهاند.
رهبران سیاسی و بحران مدیریتی در افغانستان
$25.00بیتردید افغانستان یکی از کشورهای است که دست کم در چهاردهۀ پسین، شاهد ناگوارترین رویدادهای سیاسی بودهاست؛ بهباور نویسندۀ این سطور، ضعف رهبران سیاسی عامل مهمی در تداوم بحران و نابسامانی در این سرزمین پنداشته میشود. متاسفانه افغانستان در طی عمر ۲۳۰ سالهاش پیوسته از ضعف رهبران سیاسی در راستای رهبری خردمندانه در حوزۀ سیاست و مدیریت رنج برده و افزون برآن، تمایل وافر آنان در جهت وابستهگی به کشورها و قدرتهای بیرونی دامنۀ بحران را بیش ازحد گسترش دادهاند. بیگمان بیان همۀ آن بحرانها و رویدادهای تاریخی که افغانستان شاهد آنها بودهاست اعم از بحران در دورههای سلطنتی، امارتی، شاهی مطلقه و شاهی مشروطه، از توان و حوصلۀ این رساله بهدور است؛ اما قصد من نگاهی اجمالی به آن دورههای از تاریخ کشور است که رهبران سیاسی این سرزمین زیر نام نظامهای جمهوریت، جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان، دولت اسلامی و دولت جمهوری اسلامی، اقتدار سیاسی کشور را بهدست داشتند.
به عبارۀ دیگر، حوزۀ اصلی پژوهش بنده، بیان و بررسی مواردی چون تأثیر عدم آگاهی کافی شهروندان، نقش تعصب و تبعیض رهبران سیاسی کشور در حوزۀ دولتداری، توسل رهبران سیاسی کشور به ابزار نامشروع بهخاطر رسیدن بهقدرت سیاسی، وابستهگی عمیق رهبران سیاسی افغانستان به کشورها و قدرتهای بیرونی و بالاخره مداخلۀ کشورهای بیرونی در امور افغانستان، طی چهاردهۀ پسین است. بیتردید که موارد فوق، از دید بنده از جمله عوامل اصلی تشدید بحران سیاسی- مدیریتی در طی سالهای۱۳۵۲ الی ۱۳۹۳ ه.ش در کشور پنداشته میشوند.
Panjshir During the Jihad
$10.00Praise be to Allah, and peace and blessings of Allah be upon the Prophet Mohammad.
When the Soviet forces left Afghanistan after ten years of a bloody war, it marked one of the most historic events in human history. The cruel Russian empire was pushed to the brink of destruction by the sacrifices of our Muslim nation. The heroic struggle of our people provided hope to nations under foreign occupation. I felt the need to collect and publish my thoughts and notes about the strife of our people to become a window of hope for oppressed people worldwide.
Undertaking the immense task of writing about the struggle of our great people was beyond my ability. This work requires a long time and collective efforts by individuals with scholarly and literary expertise. I felt the responsibility to document the bloody history of our Islamic revolution so that it is not forgotten. It would be a great honor for me if this publication motivates scholars and learned individuals to write the full history of our blessed Jihad.
تغزل در پاییز و دینه روزهای کابل
$7.50«پاییز، کوچه، رقص درختان قشنگ شد
نرگس تو آمدی و خیابان قشنگ شد
پاییز با تمام وجود از تو گفته است
با روسری زرد، سرود از تو گفته است
نرگس تو را به جان غزلهای تر بگو
در خانه که سکوت نبود اینقدر، بگو
نرگس جهان کوچک من چشمهای توست
اندوه مهربانی من خشمهای توست
این روزها گرفته هوا شاعرانه نیست
نرگس فضای کافه دگر عاشقانه نیست
با هرغروب میروم از کوچه دورتر
از شهر دور میشوم، از کوچه دورتر
این بیتهای لال به فریاد آمده
نرگس بدون روسریات باد آمده!
آنسوی دردهای سرم راه میروم
تا وادی ملایک و ارواح میروم
گم میشوم میان مه و تیرگی شام
تا میرسم به آخر این بیت ناتمام
پاییز، کوچه، رقص درختان قشنگ نیست
نرگس تو نیستی و خیابان قشنگ نیست!»
قبلۀ سوم؛ سرگذشتِ یک نسلِ برباد رفته
$11.00نگارنده بحیث کارشناس کمیتهٔ کنترُل حزبی در کمیتهٔ مرکزی، بیاد دارد وقتی عبدالرشید آرین رئیس كمیسیون کنترُل حزبی، امور دفتری را به عبدالرشید وزیری (رئیس جدید) تحویل میداد، آقای آرین كلید الماری اسناد و دوسیههای حفظ شدهٔ متهمین حزب را که به صدها پرونده و هزاران ورق می رسیدند، صرف در حضور آقای صالح محمد زیری به او تسلیم داد!
آن صدها دوسیه و هزاران ورق، مدارک و شواهد انکار ناپذیری بودند که باید قانوناً به دوران میافتیدند و متخلفین مجازات میشدند، اما بنابر مصلحتهای نامؤجه که در فوق اشاره شد، هیچ متخلفی مجازات نشد و اگرهم شدند از ردههای پائینی بودند که به جُرم زیاده روی در نوشیدن شراب، نرفتن به جبهه، غیرحاضری در جلسات حزبی و در آخر به اتهام مخالفت با پلینوم ۱۸ مستوجب سزا شناخته میشدند! برعکس، کسانی که مغایر اخلاق و اصول حزبی مرتکب وحدت شکنی، فرکسیون بازی، رشوه ستانی، اختلاس، سؤ استفاده از مقام، قتلهای عمدی، عیاشی و حتا تجاوز به نوامیس دیگران متهم بودند، نه تنها مجازات نشدند، بلکه ارتقای حزبی و دولتی نیز دریافت کردند!
یک بشقاب اندوه موزیکال
$8.00در نفرت از آوارگی، از زندگی، دوری
از وحشت پیآمد احساس مجبوری
بیرون شدن از چارچوب بغض و دلشوری
نفرین بهریش شیخها و شحنهها کردن
لعنت بهسال آخر دوران جمهوری
پای گریزت نیست از کابوسهای بد
راه گره افتاده با تعلیق و واپسها
چون داستان باد و رعد و سیب نارسها
شهر صعود دارها، سلّول محبسها
فصل نزول زامبیها، فصل کرکسها
سرکوبیات را، مردنت را، اعتراضت را
وقتی تو را بلعیده اوضاع مثلثها
به رنگ خشک سالی
$9.00پژمردهتر از شکستهبالی
در دامن شهر پر ملالی
بیحال و کرخت، میتوان گفت:
خود را زدهای به مرگحالی
دلتنگ زمان بچهگیها
دلتنگ زمان بیخیالی
پر میکشد از نگاه سردش
پروانه به رنگ خشکسالی
فنجان امید زندگی را
پاشیده به پای احتمالی
چون میگذرد مگو غمی نیست
درگیر هزار خانهخالی…
چهار قل
$17.00تا وارد بهشت افغانستان میشوید دو نفر آدم ریشدار با لباسهای مرتب و صورت نورانی، یکی بهنمایندگی از شورای علمای شیعه و دیگری بهنمایندگی از شورای علمای سنی، به استقبال شما میآیند. کاسه آبی به شما میدهند تا خستگیتان در برود. آنگاه از شما میخواهند که قبل از ورود کامل به بهشت، در حمام حوض کوثر استحمام کنید. روی دیوار حمام با خط درشت اما بدریخت نوشته شده، «حمام مردانه مخصوص طبقه ذکور.» وقتی وارد حمام شدید، پشت پرده میروید، کفن خود را میکشید و روی چنگکی آویزان میکنید. با ریختن اولین کاسه آب بر پشت خود متوجه میشوید که آب کثیف است و به جای این که پاک شوید شاشانگیز شدهاید. سر خود را از حمام بیرون میکنید تا علمای کرام را از این نقص فنی باخبر بسازید، متوجه میشوید که کفن شما نیست. آره! کفنی که اقارب شما از پول قرض تهیه کرده بودند و شما آن را روی میخ آویزان کرده بودید، را علما بردهاند. پس از چند ساعت دشنام دادن به زمین و آسمان مجبور میشوید لخت مادرزاد از حمام بیرون شوید. نگران نباشید. در بهشت افغانستان شما تنها کسی نیستید که لخت شدهاید. کفن همه را بردهاند.
امواج وحشی و پنجۀ نور
$11.00این شاعر توانا و ترانهسرا، فرزند حاجی عبدالحکیم، روز ششم جدی سال 1326 هجری خورشیدی در قریۀ امیر محمدخان ولایت غزنی دیده به جهان کشود. دروس ابتدایی را در مکتب سید جمال الدین افغانی و متوسطه و عالی را در لیسۀ نادریهی کابل خواند. در سال 1352 هـ. خ. از دانشکدهی ادبیات دانشگاه کابل به دریافت درجهی لیسانس نایل آمد. در سال 1354 هجری خورشیدی بیماری سرطان گریبانگیرش شد و سرانجام در 21 سرطان همان سال در شهر کابل به رحمت حق پیوست. خانواده و دوستان پیکرش را به ولایت غزنی منتقل و در زادگاهش دفن نمودند.(1)
«ازهر» با اینکه در جوانی درگذشت حدود هزار پارچه شعر در قالبهای گوناگون از شیوههای کهن و نو به یادگار گذاشت.
در سرایش ترانه شیوۀ ابتکاری و ویژۀ خود را داشت و در گفتن اشعار هزلآمیز استاد بود. شعرهای او دارای درونمایۀ عمیق اجتماعی است و از اندیشههای ترقیخواهانه مایه میگیرد. سرودههایش چندینبار برندۀ جوایز عالی مطبوعاتی شده است.(2)
شمسالدین مسرور آوازخوان شناختهشدۀ کشور که شهرت هنریاش را مرهون تصنیفهای زیبای «ازهر فیضیار» می داند و بیشتر از 100 پارچه شعر او را در آرشیف رادیو تلویزیون افغانستان ریکارد کرده است، اذعان میدارد که «نه تنها برای من، بلکه به شمار زیادی از آوازخوانان مشهور هر یک محترم استاد مهوش، ژیلا، ناهید، پرستو، هنگامه، سیما ترانه، احمد ظاهر، هماهنگ و چندین تن دیگر چشمۀ فیض بود. او افزون بر تضنیف، غزل، رباعی، دوبیتی و شعر آزاد، چندین درام منظوم نوشته بود، که بسیاری در آرشیف رادیو موجوداند. یکی از درامهایش به نام «بابه کپک» توسط هنرمندان بخش موسیقی هریک محترم سارا زلاند، ژیلا، جلیل زلاند و من (شمس الدین مسرور) تهیه گردید، در عرصۀ تیاتر استاد رفیق صادق، زینت گلچین و سید احمد هلال به دایرکت استاد صادق آن را ریکارد کردند.
رها در باد
Price range: $34.00 through $56.00من موجهای سرکش دریا را میدیدم که به هنگام توفان در هم میشکنند. نمیپنداشتم پرتو آذرخشی که در پی آن فریاد تندر برمیآید، بر پردۀ ستبر سایهها شیارهای آتشین بکشد، و دیوار سنگی تردید _ این سیاهترین حجاب _ را بشکند.
تردید از نوشتنِ فریادِ درونیام در پیوند با دنیای بیرونی، مرا به جدال سختی کشانیده بود. نشانهای برای رهایی نمیدیدم؛ که ناگه زمان در خاموشی ژرف، فریاد کشید، تا همه ستیزههای زندگی، کشمکشهای درونی، عاطفی و سیاسی خود را به دست امواج خروشان زمان بسپارم. به آنانی بسپارم که هرگز مرا درنیافتهاند و آنانی که نیازمودهاند، نمیدانند در نهانخانۀ جانم چهسان انبوهی از احساسها، دریافتها و خاطراتِ نهفته نشانهای به رهایی میجویند. این خاطرات همچون بازتاب فانوسی، همه شب میسوزد و نقشی بر سقف میبندد.
با این همه، من نتوانستم نقش خویشتن را در آیینۀ هنجارها و رفتارهای دیگران ببینم و دریابم. من نقش خویش را بازتابی از رنجهای زندان پدرم، اندوه ژرف مادرم و فریاد مردمم _ از زیر رگبار آتش _ آن گونه دیدم و دریافتم، که به یادش میآورم تا روایتش کنم.
نمیدانم چه گونه دیوار سنگی تردید _ این سیاهترین حجاب _ را بشکنم و از کجا آغازش کنم.
پیامدهای بازگشت طالبان
$36.00سی سال است که افغانستان با تهدیدات بالفعل گروهی به نام طالبان مواجه بوده و علیرغم افتوخیزهای سنگین و شدید، این گروه سه سال است که بار دیگر بر سرنوشت مردم افغانستان حاکم شده است. طالبان طی سه دههی گذشته، چهار مرحله را سپری کردهاند:
۱) ظهور این گروه تا تصرف کابل و ساقطکردن حکومت برهانالدین ربانی در سال 1996 میلادی؛
۲) آغاز حاکمیت این گروه بر 80 الی 90 درصد از خاک افغانستان در مدت پنج سال تا 2001 میلادی؛
۳) سقوط حاکمیت طالبان و فرار دستهجمعی اعضای این گروه به پاکستان و ایران و آغاز جنگ شانزدهساله با دولت جمهوری اسلامی افغانستان و نیروهای ائتلاف بینالمللی مستقر در افغانستان تا اگست 2021؛
۴) بازگشت دوبارهی طالبان به قدرت سیاسی و احیای امارت اسلامی دلخواهشان.
محتوای این کتاب بر بازخوانی مراحل چهارگانهی ظهور طالبان تا امروز و به طور مشخص حاکمشدن دوبارهی این گروه در فردای سقوط نظام جمهوری افغانستان در ۱۵ اگست 2021 میلادی و پیامدهای منفی تداوم حاکمیت طالبان و تهدیدات منطقهای ناشی از حضور مجدد و رشد گروههای تروریستی خارجی زیر چتر حمایتی امارت اسلامی متمرکز است.
ذکر این نکته لازم است که سقوط جمهوری اسلامی افغانستان در ۱۵ اگست 2021 میلادی و بازگشت مجدد طالبان، فاجعهی جبرانناپذیری را برای مردم افغانستان رقم زده است و فاز جدیدی از تهدیدات تروریستی و هراسافکنی در افغانستان و کشورهای منطقه گشوده شده است. در این چهار مرحله، طالبان بهانههای مختلفی برای توجیه اعمالشان تحت نام جهاد داشتهاند؛ در مرحلهی اول آنها مدعی شدند که علیه شر و فساد (دولت اسلامی) قیام کردهاند. در مرحلهی دوم ادعا کردند که افغانستان را از خانهجنگی و ملوکالطوایفی نجات دادهاند. در مرحلهی سوم که همزمان با استقرار نظام جمهوری و حضور نیروهای خارجی در افغانستان بود، بهانهی طالبان مبارزه و جهاد آنها بهمثابهی فرض عینی علیه اشغال و نظام جمهوری بود که طالبان آن را «ادارهی کابل» میخواندند. در مرحلهی چهارم که در پیامد توافقنامهی دوحه میان طالبان و امریکا صورت گرفت، طالبان جنگشان را علیه نیروهای امریکایی متوقف، اما همچنان علیه نیروهای دفاعی و امنیتی نظام جمهوری تحت نام «جنگ علیه باغیان» ادامه دادند و با بازگشت این گروه به قدرت سیاسی و احیای امارت اسلامی، کماکان این گروه در اشکال مختلف با مردم افغانستان در جنگ هستند. این در حالی است که در چهار مرحلهی ذکرشده، جز طالبان و ملاهای پاکستانی، بسیاری از علمای برجسته و چهرههای مشهور دینی در کشورهای اسلامی، مشروعیت اعمال و اقدامات طالبان را تأیید نکردند.
شاپرک های سفید
$6.00اواسط شـب هــم ســاکــت و خـالـی بـود. انگار ساختمانهای بلند تیره در خلأ خود خوابیده بودند. اما موتیوک بیدار بود. در اتاق کوچک و تاریک خود روی تختی نشسته و به قوطی زل زدهبود. موهای مشکی و ژولیده، سروصورتش را پوشانده بود و بدن استخوانیاش میان پتوی کلفتی محصور شده بود. قوطی را باز کرد و یک قرص را از داخلش خارج کرد. نوشتهٔ رویش را خواند «شادی… هاه؟» سپس قرص را خورد. انگیزهاش مشخص نبود. فقط میخواست این ابهام را که مثل مِهی غلیظ ذهنش را پوشانده بود، از بین ببرد تا احساسات پشت آن پدیدار شوند. چه شکلی بودند؟ چه رنگی بودند؟ خوب بودند یا بد؟زشت بودند یا زیبا؟ خاطراتش غمگین یا شاد بودند؟ فقط همین را میخواست بفهمد.
آن شب را مثل همیشه آرام و بیسروصدا، بدون هیچ رؤیایی خوابید. فقط انگار چند شاپرک سفید و بیرنگ در ظرف شیشهای داخل سرش در حال تکاپو بودند. میخواستند شیشه را بشکنند و فرار کنند.