رادیوی پدرکلانم
$15.00
- نویسنده: خدیجه حیدری
- ویراستار: حضرت وهریز، علی مرادی
- طراح | صفحهآرا: حمید دلبان، زهرا صالحنژاد
گزینههای خرید:
پارهای از متن:
خاله شمسیه هنگام حکایتِ واقعهی مرگ پسرش حتی یک قطره اشک نریخت. آرام بود و مانند هر قصهی عادی دیگر حکایت خود را بازگفت و وقتی میخواست بایستد، متوجه شدم که کمرش را راست نمیتواند و به کمک عصایی که در دست داشت به سختی خود را سر پا نگهداشت. او آرام بود. هیچ بغضی نداشت. آهی هم از روی حسرت نکشید. مانند یک سرگذشت یا هم یک اتفاق عادی قصهی جوانمرگ شدن تنها پسرش را بازگو میکرد. من به شنوندهی حوصلهمندی فکر میکردم که آرام و صبور حکایت غمانگیز او را با گوشهای خوبتربیتشدهاش میشنید. اگر شنونده، صبور نباشد راوی کمحوصله و عجول میشود و سعی میکند هرچه زودتر قصهی خود را به پایان برساند و خود را راحت سازد. من به همسایهها، دوست و آشنای او فکر میکردم که چهقدر مردم خوبی بودند که فرصت میدادند خاله شمسیه سه سال پیهم یک قصه را بارها و بارها حکایت کند و به توالی داستان غمانگیز خود پیچ و خم ببخشد و در آن، دنبال زیباییهای کلامی باشد.
پرداخت ایمن
درگاه ایمن و مطئن
ضمانت بازگشت
درصورت مشکلات فنی و فیزیکی
انتقال رایگان
برای خرید بیش از ۱۲۰ دالر
سلامت فیزیکی
انتقال سالم و استاندارد کتاب
Related products
شهریار کوچک
$11.00اینگونه من تنها بهسر بردم، بیآنکه کسی را داشته باشم که از روی راستی با او سخن بگویم، تا اینکه شش سال پیش در کویری در صحرای آفریقا اتفاقی برایم افتاد؛ سامانی از ماشین هواپیمایم شکسته بود. و از آنجا که نه ترمیمکاری با خود داشتم و نه مسافری، آستین بر زدم تا بهتنهایی به این ترمیم دشوار بپردازم. برایم مسئله مرگ و زندهگی بود. به زحمت آب آشامیدنی برای هشت روز داشتم.
افسانهی اَلمار یا دیو هفت دژ
$11.00در زمان قدیم پادشاهی بود در کشور مهروسان، نامش مهرآیین؛ او پادشاه بزرگی بود که از جالندر تا طبس و از آمو تا دریای هندوان فرمانش اجرا میشد.
باری، مهرآیین بهمرور به قلمرو خویش، غرض سرکشی از رعایا و شکار سفر میکرد. روزی هنگام شکار، آهویی از کنار او رَست و راه فرار در پیش گرفت. شاه در پی او تاخت. آهو راههای صعب کوهی را گزید که اسب را رفتن در آن راه دشوار چه، که ناممکن بود. هنگامی که شاه جلو اسب گردانید تا به مُعَسکر برگردد، نگاهش به جویبار باریکی افتاد که آب کم و زلالی در آن روان بود. شاه از اسب فرود آمد تا مقداری آب بنوشد. وقتی آب را برداشت، در کف دست خود دانهی درشت سرخرنگ و فروزانی یافت. در چگونگی آن آب و آن دانهی درشت به فکر افتاد؛ تشنگی را فراموش و سرش را بالا کرد و به جانبی نگریست که جویبار از آن میآمد. منشأ آن را ندید. برخاست و کنار جویبار را گرفت و به سمت آمدِ آن به راه افتاد. دوری نرفته بود که برجهای قلعهای نمایان شد. خود را به دیوار قلعه رسانید؛ آنجا که جویبار با آن دانهی درخشنده از قلعه بیرون میآمد؛ اما راهی برای ورود به قلعه ندید. طول دیوار ـ را که بسیار دراز بود، پیمود تا مگر راهی پیدا کند؛ اما چیزی نیافت. کنار دیوار دیگر و از آنجا به دیوار دیگر، خلاصه یک ساعت گذشت تا هر چهار دیوار را رصد کرد. در دیوار غربی قلعه، دروازهای دید آهنین و بسیار بزرگ. کوشید آن را باز کند، اما ممکن نبود؛ دروازه مستحکمتر از دیوارها بود…
رستاخیز بازماندگان
$25.00نوروز صبح زود به آبشار رسید. آخرین باری که او اینجا آمده بود، پنج سال پیش بود. این روزها که در آستانهی هژدهسالگی ایستاده بود، نتنها بار مسئولیت قریهاش را بر دوش میکشید که برای یافتن چهبایدکردهایش نیز میاندیشید. با آنکه نگران وضعیت کنونی بود، اما با امیدواری به آینده مینگریست.
نوروز که شیفتهی بلندیها بود، به این میاندیشید که به بلندایی صعود کند که پای کسی نرسیده باشد. شاید نمیدانست که آرزوها همیشه برآوردهشدنی نیست. آبشاری که او امروز به دیدنش آمده بود، حسی کمتر از صعود به قلهها برای بیننده نمیبخشید. اما دیدار امروز او از این آبشار نتنها برایش فرحبخش نبود که اندوه ذهنآزاری در او خلق کرده بود. حتا نمیدانست چی نیروی ندانستهای پایش را امروز به اینجا کشانده است.
کودکان آخرین جزیره
$11.00موضوع یا به عبارت بهتر، موضوعات رمان جدید «زولفو لیوانِلی» بسیار جالب است. موضوعات متعددی با یک موضوع اصلی ربط پیدا میکند، مانند آثار بزرگ کلاسیک؛ یک اثر کلاسیک، پیوسته در اطراف و روی موضوع اصلی متمرکز میماند. این رمان زولفو لیوانِلی نیز به دلایل زیادی در میان کلاسیکها قرار میگیرد.
(…) «اینجهممّد» یک رمان تککاراکتری است. رمانهای زولفو نیز تککاراکتری یا به عبارت دیگر، شخصیتمحور هستند. زولفو لیوانِلی در مورد یک دیکتاتور مینویسد. اگر مردم آن ترکیهی زیبا، دموکراسیای را تجربه نکرده باشند و بدون هیچ حرفی درگیر جنگ شده باشند، بهخاطر دیکتاتورهاست. دیکتاتورها همیشه یک نفر نیستند، بلکه میتوانند چند نفر هم باشند.
(…) رمان زولفو، رمانی متفاوت و کاملاً جدید است. وقتی من این رمان را خواندم، بسیار متعجب شدم. زولفو یک اثر و یک رمان کاملاً جدید خلق کرده بود. اثر زولفو، برایم یک نوآوری غیرقابلپیشبینی بود. میخواهم نوآوریای که زولفو خلق کرده است را به خواننده بگذارم، اما چه کنم که نمیتوانم. ستمگر مرموزی است که ظلمش در ابتدا به چشم نمیآید؛ مغرور است، اما غرورش اصلاً واضح نیست. در چنین شخصیتی هرچیزی یافت می شود اما اصلا مشخص نیست یا او رفتارش را پنهان میکند. ما این اشخاص را میشناسیم؛ آنها را خیلی خوب میشناسیم.
2 reviews for رادیوی پدرکلانم
پوهنوال محمد ناصر حبیبی –
هرکی حرفی را به حرفی ضم کند/ قطره از خون دل را کم کند
ضمن عرض مبارکبادی اثر گران بهابه خدیجه ما آرزوی موفقیت های بیشمار را از ایزد منان طلبگارم
عبدالفتاح رسولی –
زحمات خدیجه حیدری قابل قدر است کتاب را اولین بار در سایت شما دیدوم خوشحال شدم خداوند همه در پناه خود داشته باشد